نیمه دوم سال از راه می‌رسد و با نزدیك شدن به مراسم اسكار، گمانه‌زنی‌ها درباره فیلم‌های مهمی كه در نیمه دوم سال اكران خواهند شد و شانس برنده شدن در اسكار رادارند بالا می‌گیرد. امسال فیلم‌های مهم زیادی اكران شده و می‌شوند كه هركدام می‌توانند شانس زیادی برای كسب جوایز اسكار داشته باشند. از فیلم موزیكالی چون لالالند بگیرید تا اثر مستقلی مانند آخرین ساخته جارموش یعنی پترسون. این پنج فیلم ازجمله مهم‌ترین فیلم‌هایی هستند كه قرار است در نیمه دوم سال اكران شوند و همگی در جشنواره‌های مختلف و توسط منتقدان متفاوتی موردتوجه قرارگرفته و بعضاً شانس‌های اصلی برای دریافت جوایز اصلی قلمداد می‌شوند.
جیم جارموش و گلشیفته فرهانی در افتتاحیه فیلم پترسون کن ۲۰۱۶

جیم جارموش و گلشیفته فرهانی در افتتاحیه فیلم پترسون کن ۲۰۱۶

٥.اسنودن:
خلاصه داستان: اسنودن فیلمی معمایی-جاسوسی ست درباره شخصی به نام اسنودن كه در سال ٢٠١٣، یكی از برنامه‌های فوق سری و امنیتی آمریكا را افشا كرد. علی‌رغم تلاش‌های بسیار كاخ سفید و سرویس‌های امنیتی اطلاعاتی آمریكا، برای بازگرداندن و محكوم كردن او، روسیه با درخواست پناهندگی وی موافقت كرد. با ورود او به خاك روسیه اما آمریكا هنوز هم موفق به بازگرداندن او نشده است.
درباره فیلم: آخرین ساخته الیور استون كه در آن جوزف گوردون لایت نقش اصلی را بر عهده دارد.
بعد از تجربه‌های ناموفق اخیر مانند اسكندر (٢٠٠٧)، وال‌استریت: پول هرگز نمی‌خوابد (٢٠١٠) و مستند تاریخ ناگفته آمریكا (٢٠١٢) حالا الیور استون دوباره به فضا و فیلمی بازگشته كه تماشاگر او را با آن به یاد می‌آورد. گفته‌ها حاكی از آن است كه اسنودن فیلمی معمایی، پر تعلیق و سراسر درام است كه حتی لحظه‌ای هم به تماشاگر فرصت نفس كشیدن نمی‌دهد.
اسنودن می‌تواند تركیبی از دو دوره فیلم‌سازی مهم استون باشد، دوره‌ای كه محصولش فیلم هیجان‌انگیز و نفس‌گیری مانند قاتلین بالفطره (١٩٩٤) و جوخه (١٩٨٦) بود در تركیب با نگرش و جهان‌بینی چپ‌گرایانه و كن لوچ گونه‌ای كه در سال‌های اخیر پیداکرده و مثلاً در فیلم‌های مركز تجارت جهانی (٢٠٠٦) و وال‌استریت (٢٠١٠) شاهد آن هستیم. مهم‌ترین ویژگی اسنودن موضوع آن است كه به استون این امكان را می‌دهد تا در دل یك درام پر تعلیق و معمایی مضامین موردنظر را مطرح كند و به آمریكا بدوبیراه بگوید.


٤.نور میان اقیانوس‌ها:
خلاصه داستان: یك روایت عاشقانه و سراسر حزن و دل‌تنگی در سال‌های آغازین پس از جنگ جهانی اول.
فیلم كه دریکی از جزایر استرالیا می‌گذرد، داستان زندگی زوجی ست كه فرزند كوچك خود را ازدست‌داده‌اند و هنوز در سوگواری و اندوه عزیز ازدست‌رفته‌اند كه در ساحل كودكی تنها را پیدا می‌کنند و تصمیم می‌گیرند او را مانند دختر خود بزرگ كنند، اما این تازه شروع ماجراست، اتفاقات تلخ و شیرین زیادی در انتظار زوج داستان و تماشاگر نشسته است.
درباره فیلم: ولنتاین غم‌انگیز را به یاد دارید؟ فیلمی شورانگیز و منقلب كننده كه بی‌اغراق می‌تواند در لیست بهترین عاشقانه‌های هزاره سوم و حتی دریکی از سه گزینه اول این لیست قرار بگیرد. حالا درك سیانفرانس، كارگردان ولنتاین غمناك كه از سال ٢٠١٢ به این‌سو خانه‌نشین شده بود، دوباره پشت دوربین قرارگرفته تا عاشقانه محزون دیگری را به تصویر بكشد و تماشاگر را مسحور عشق كند! او استاد این كار است.
تجربه دو فیلم پیشین سیانفرانس نشان داده كه او در پروراندن عشق و احساس در بستر داستان و درام موفق عمل می‌کند و به‌خوبی می‌تواند عاطفه را در دل سکانس‌های دو نفرِ فیلم‌هایش و روابط میان آدم‌ها در جهان قصه تبدیل به یك نیروی بالقوه كند. شبیه به كاری كه سال‌ها پیش دیوید لین بزرگ، در بهترین كیفیتش آنرا ارائه می‌کرد. سیانفرانس، نور بین اقیانوس‌ها را از كتابی به همین نام نوشته ام.ال استدمن اقتباس كرده است و مایكل فاسبندر و آلیشیا ویكندر عهده‌دار نقش‌های اصلی آن هستند. زوجی كه درگیر و دار همین پروژه عاشق یكدیگر شدند والان هم باهم هستند. این خود می‌تواند گواهی عینی بر مهارت‌های كارگردان در خلق اتمسفر و جهان فیلم باشد. منتظر یك عاشقانه غمناك خوب و قابل‌تأمل باشید!

the-light-between-oceans
٣.سالی:

خلاصه داستان: داستان افتخارآفرینی یكی از مشهورترین خلبانان آمریكایی و قهرمانان ملی آمریكا یعنی چسلی سالنبرگ ملقب به سالی.
در سال ٢٠٠٩ هواپیمایی كه سالی سكان هدایتش را بر عهده داشت، در برخورد با چند پرنده، موتورهای خود را از دست داد. این درحالی‌که بود كه وضعیت هواپیما به‌قدری بحرانی بود كه احتمالاً تا نزدیک‌ترین فرودگاه بعد از خودش هم دوام نمی‌آورد. در همین گیرودار، سالی در تصمیمی شجاعانه و جسورانه هواپیما را روی رودخانه‌ای در نیویورك به نام هادسن فرود آورد بدون آنكه كسی آسیب جدی ببیند یا كشته شود.
فیلم علاوه بر به تصویر كشیدن رشادت او، روایتگر حوادث و ساید افکت‌های شوم بعدازآن پرواز است. برخوردها و اظهارنظر اطرافیان، اختلال روانی سالی و تحقیقات و بازجویی‌های پلیس كه حتی بیشتر از نجات هواپیما در فیلم خودنمایی می‌کنند.
درباره فیلم: كلینت ایستوود راست‌گرا و کاپیتالیست بازهم می‌خواهد از قهرمانان آمریکایی برایمان بگوید و اینكه آمریكا و سیاست‌های بی‌رحمانه و انحصارطلبانه‌اش چطور قرار است جهان را مثلاً تبدیل به‌جای قشنگ‌تری برای زندگی كند…!
خب حداقل امیدواریم در فاصله میان‌سالی و آثار پیشین، ایستوود كمی اخبار خاورمیانه و خصوصاً سوریه را دنبال كرده باشد تا شاید كمی واقعی‌تر به رابطه آمریكا با جهان نگاه كند، كمتر دروغ تحویلمان دهد و گزافه‌گویی كند و سالی حداقل كمتر از تک‌تیرانداز فیلم مزخرفی باشد!
اما اگر بخواهیم خوش بینانه تر نگاه كنیم، روزنه امیدی وجود دارد كه سالی یك فیلم شعارزده و محصول پروپاگاندای سیستم نباشد. آن‌هم اینكه كه سالنبرگ یعنی قهرمان فیلم فرای سیاست، یك قهرمان انسانی ست كه جان ١٥٥ نفر از مردم عادی را از مرگ حتمی نجات داده است و خب چه چیزی مهم‌تر از جان آدمی؟  سالنبرگ بارها به‌عنوان متهم توسط دولت و مسئولین مورد بازجویی قرار می‌گیرد. یک‌جورهایی همان ایده قدیمی قهرمان در برابر سیستم! كلینت ایستوود قبل‌تر در آثاری مانند برزخ و پل‌های مدیسن كانتی نشان داده كه می‌تواند احساسات آدمی را به تصویر بكشد و به دنبال خلق بزنگاه‌های عاطفی باشد. در شكل امیدوارانه‌اش او در سالی هم بی‌خیال قهرمان‌بازی شده و پی همین موقعیت‌های انسانی و عاطفی ست. باید صبر كرد و دید.


٢.خانه خانم پرگرین برای بچه‌های عجیب:
خلاصه داستان: جیكوب پسر نوجوانی ست كه پدربزرگش برایش داستان‌هایی درباره بچه‌هایی عجیب‌وغریب تعریف كرده كه هركدام نیروهای مافوق بشری ویژه‌ای دارند و حالا جیكوب، بعد از مرگ پدربزرگش راهی جزیره‌ای اسرارآمیز می‌شود تا درباره گذشته پدربزرگش و وجود بچه‌های عجیب‌وغریب حقایق بیشتری دستگیرش شود. او خانه خانم پرگرین را پیدا می‌کند. خانه‌ای كه تعداد زیادی از این بچه‌ها در آن حضور دارند و خانم پرگرین از آن‌ها مراقبت و در برابر شكارچی كه دنبال چنین بچه‌هایی ست، از آن‌ها محافظت می‌کند.اما همه‌چیز همین‌طور آرام باقی نمی‌ماند…
درباره فیلم: احتمالاً بعد از خواندن داستان فیلم اولین نامی كه به ذهنتان می‌رسد مردان ایكس است! شباهت داستانی قریبی میان فیلم جدید تیم براون و مردان ایكس وجود دارد. این گمانه‌زنی‌ها وقتی به اوج خود می‌رسد كه بدانید فیلم‌نامه‌نویس خانه خانم پرگرین برای بچه‌های عجیب هم جیمز گلدمن یعنی فیلم‌نامه‌نویس مردان ایكس: درجه‌یک می‌باشد!  اما باید این فكر و خیال‌ها را رها كنید چون كارگردان بزرگ و عجیب‌وغریبی كه پشت مانیتور این فیلم نشسته است تیم برتونی ست كه فیلم‌هایش شبیه به هیچ فیلم دیگری نیستند و در تاریخ سینما کم‌نظیرند.  حضور اوا گرین به‌عنوان خانم پرگرین، ساموئل ال.جكسون در نقش شكارچی و آسا باترفیلد بازیگر فیلم هوگو كه حالا بزرگ‌تر شده است كنجكاوی برانگیز می‌نماید.


مهم‌ترین نكته در مواجهه با اثر جدید تیم برتون این است كه قرار نیست مانند مردان ایكس ابر قهرمانانه باشد و سوپر هیرو بسازد كه به سیاق فیلم های قبلی استاد موهم و اسرار آمیز است و سرشار از رمز و راز. به شكلی كه همانقدر كه ترسناك جلوه می‌کند دوست داشتنی هم هست مانند سویینی تاد. امید زیادی ست كه برتون بعد از فیلم های متوسط سال‌های اخیر مانند آلیس در سرزمین عجایب به دوران اوج خود برگردد. دوران سویینی تادها و ادوارد دست قیچی‌ها!

miss-peregrines-home-for-peculiar-children-poster-banner
١.لالالند:
خلاصه داستان: یك فیلم موزیكال عاشقانه كه قرار است یادآور دوران طلایی هالیوود باشد.
آن‌طور كه خود كارگردان می‌گوید، فیلم درباره رابطه میان یك پیانیست جاز با بازی رایان گاسلینگ و بازیگر تازه‌کار و جویای نامی با هنرنمایی اما استون كه قرار است عشق و هنر و زندگی واقعی را با یكدیگر پیوند بزنند.

la-la-land-movie-1
درباره فیلم: پس از تجربه موفق و تحسین‌شده ویپلش، حالا دیمین چزل، فیلم‌نامه‌نویس و كارگردان جوان ویپلش سراغ یك موزیكال عاشقانه رفته است. لالا لند هم مانند ویپلش درباره گره زدن موفقیت و هنر در یكدیگر است؛ اما در مسیری درست برعكس ویپلش. در لالالند روایت در بستر داستانی عاشقانه روایت می‌شود و برخلاف جدیت و تبعیتی كه در ویپلش موج می‌زد، قرار است یك موزیكال سرخوشانه و خوش‌رنگ و لعاب باشد و تماشاگر را غرق در رؤیا و عاشقانه كند.
جالب است بدانید كه فیلم‌نامه لالالند پیش از ویپلش نوشته‌شده و آن‌طور كه خود كارگردان می‌گوید همیشه آرزو داشته تا این فیلم را بسازد.


 بله…لالالند آمال آرزوهای یك فیلم‌ساز جوان و مستعد است و آن‌طور كه استقبال از فیلم در جشنواره‌ها و توسط منتقدین مختلف نشان می‌دهد، یك سكوی پرتاب هم هست. استقبال‌ها از فیلم در جشنواره ونیز نشان می‌دهد كه نه‌تنها ویپلش یك اتفاق نبوده كه تازه مقدمه‌ای بوده بر آغاز راه دیمین چزل. احتمالاً در سال‌های آینده بیشتر از او خواهیم شنید. زوج گاسلینگ و استون كه پیش‌ازاین در دو فیلم دیگر روبه روی‌هم قرارگرفته‌اند حالا در یك فیلم موزیكال باهم نقش‌آفرینی می‌کنند. تجربه دو فیلم قبلی یعنی دیوانه، احمق، عشق و جوخه گانگستری نشان داده است كه آن دو كنار یكدیگر، همدیگر را ارتقا می‌بخشند و حالا شنیدن حضور این دو به‌عنوان زوج اصلی یك فیلم موزیكال پیش از هر چیز یادآور رابرت دنیرو و لایسا مینه لی در نیورك نیورك است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید