قسمت چهاردهم مجموعه «هیولا» the monster به‌مثابه چند قسمت اخیر، حوادث کمتری داشت و با ریتم آرام‌تری به روایتش ادامه داد. «هیولا» که در چند قسمت ابتدایی با پیشروی دیوانه‌واری کارش را شروع کرده بود، حالا در یک فضای میانه، بیننده را برای مواجه با فینال نهایی آماده می‌کند.
کنایه‌ها و انتقاد به فساد و ناکارآمدی سیستم بانکی تاکنون بارها در «هیولا» مطرح‌شده است و حتی می‌توان ادعا کرد که گزندگی اولیه خود را دیگر ازدست‌داده است. این خاصیت تکرار است. تکرار، مفهوم نهفته در بطن هر معنایی را به بی‌معنایی می‌رساند. درحالی‌که در قسمت‌های اولیه «هیولا»، این انتقادات تندوتیز به سیستم بانکی حسابی به مذاق بیننده خوش می‌آمد و احساس می‌کرد ورای خط قرمزهای نامرئی، قصه‌ای را تماشا می‌کند، حالا با تکرار، این انتقادات خاصیت کنایی خود را ازدست‌داده و در پس روال طنز قالب «هیولا» رنگ‌باخته است.

فرهاد اصلانی

درنتیجه، گفت‌وگوی مهیار مهر افزون با یکی از اقوامش که قبلاً دزد بوده و حالا بانک تأسیس کرده است، دیگر برای بیننده آن حس شیطنت‌آمیز قبلی را ندارد و در میان دیالوگ‌های طنز دیگر و اکت بازیگران گم می‌شود.
با همه این‌ها، قسمت چهاردهم، کاملاً تکراری و بی ماجرا هم نبود. در این قسمت بالاخره خواستگار مهری خانم، مادر هوشنگ معرفی می‌شود. معرفی که با یک غافلگیری اساسی همراه است. مسلماً بیننده در هیچ کجای روایت به وجود چنین رابطه‌ای شک نکرده است و حالا ورود داوود به خانواده شرافت، حس غافلگیری و طنز را توأمان به بیننده منتقل می‌کند و اثر مطلوب را می‌گذارد.
این آشنایی و ازدواج احتمالی، بیشتر از آنکه به مفاهیم موردنظر «هیولا» در لایه‌های زیرین روایتش مربوط باشد، به انتقال حس طنز و همراه کردن بیننده با قصه در فاز قبل از توفان مربوط است. یک خرده روایت سبک که بیننده را بخنداند و او را در جریان ماجرای اصلی و درگیر کاراکترها نگه دارد.

گوهر خیراندیش

درعین‌حال، این تناقض که داوود در جایگاه پدر هوشنگ، مردی که باشرافتش معروف بوده است قرار می‌گیرد هم فراموش نشده است. در بین خاطرات هوشنگ و مادرش، نیم‌نگاهی به وجدان اخلاقی که پدر هوشنگ سرلوحه زندگی‌اش کرده بود انداختیم. حالا داوود که از ابتدای قصه، بی‌اخلاقی و عدم پایبندی‌اش به شرافت را نشان داده است، در جای او قرارگرفته است. بیراه نیست که بگوییم داوود یکی از اولین جرقه‌هایی را زد که هوشنگ را وارد این مسیر کرد. پس بی‌ربط هم نیست که حضور او باعث می‌شود هوشنگ سبیلش را بزند و ازلحاظ ظاهری هم شبیه نفس هوس‌بازش بشود.
اما آنچه در قسمت چهاردهم بیش از همه جلب‌توجه می‌کند، بازی بازیگران تازه‌کار «هیولا» است. مدیری قبلاً در کارهایش بازیگرانی را به تلویزیون و سینمای ایران معرفی کرده است که هرکدام با طی مسیر متفاوتی به موفقیت رسیده‌اند.

هیولا

رضا عطاران، سعید آقاخانی، سروش صحت و حتی جواد عزتی از بازیگرانی هستند که یا توسط مدیری کشف‌شده‌اند یا شانس دیده شدنشان با مدیری بوده است.
«هیولا» هم از کارهای دیگر مدیری مستثنا نیست. او این بار دو بازیگر تازه‌کار و بااستعداد دارد که با موقعیتی که در اختیارشان گذاشته است می‌توانند به جایگاه مهمی در سینما و تلویزیون برسند. نیما شعبان نژاد، که بیشتر با نقش بایرام در «خندوانه» شناخته می‌شود، قبلاً در مجموعه نمایش خانگی «ممنوعه» شانس بازی در یک نقش متفاوت را داشت. باوجود همه تلاش شعبان نژاد، کاراکتر او گرفتار ممیزی شد و بازی خوب او چندان دیده نشد. حالا شعبان نژاد در «هیولا» یک پلتفرم کاملاً مستقل و بسیار بزرگ‌تر از «ممنوعه» در اختیار دارد.

سریال هیولا 1398

شعبان نژاد، بااینکه در «هیولا» نقش اصلی ندارد، اما تاکنون توانسته با بازی نرم و روان خود، جایش را میان بیننده‌ها باز کند. شعبان نژاد در نقش هوشمند پسر کامروا، با زیرکی اداواطوارهای معمول مدیری را به بازی‌اش وارد کرده است و بیننده را متقاعد می‌کند که رابطه پدر و پسری کامران کامروا و هوشمند واقعی است. شعبان نژاد بااینکه دیالوگ زیادی ندارد اما با بازی صورتش و استفاده درست از بزنگاه‌هایی که فیلم‌نامه در اختیارش گذاشته است، هوشمند را به یکی از بامزه‌ترین کاراکترهای «هیولا» تبدیل کرده است.
اما برگ برنده مدیری در بازی گرفتن از بازیگران تازه‌وارد در «هیولا» مربوط به شکیب شجره است.

سریال هیولا

شجره که قبلاً جز چند نقش در تئاتر بازی نداشته است، در نقش داوود بیزاکودیل، نوع خاصی از کمدی را به بیننده نشان می‌دهد که با جنس کمدی‌های معمول آثار مدیری متفاوت است. شجره چنان راحت و خونسرد جلوی دوربین ظاهر می‌شود که انگار سال‌ها بازیگر حرفه‌ای بوده است. شجره نه‌تنها از بازیگرانی چون فرهاد اصلانی، شبنم مقدمی و گوهر خیراندیش عقب نمی‌ماند که لحظات کمدی درخشان خودش را نیز ثبت می‌کند.
شجره با «هیولا» یک موقعیت طلایی در اختیار دارد که می‌تواند برایش سکوی پرتاب مهمی باشد. شاید او هم مانند سایر کشف‌های مدیری مسیر پرافتخاری در پیش داشته باشد.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید