مسعود جعفری جوزانی از اولین فیلم‌سازانی است که بعد از انقلاب و در آغاز راه بنیاد سینمایی فارابی وارد عرصه فیلم‌سازی شد. او جز اولین فیلم‌سازانی است که در ریل‌گذاری جدید بنیاد فارابی کار فیلم‌سازی خود را آغاز می‌کند و در کنار رخشان بنی اعتماد و کیانوش عیاری که در آن دهه تازه کار خود را شروع کرده بودند، به یکی از فیلم‌سازان مهم دهه شصت تبدیل می‌شود.
جوزانی مدرک کارشناسی خود در رشته سینما از دانشگاه سانفرانسیسکو اخذ می‌کند. او درس‌خوانده آمریکا بود و سال‌های جوانی خود را در ایالات‌متحده زندگی می‌کرد.

همچنان بخوانید:
مروری بر کارنامه رسول صدرعاملی

طبیعتا زندگی در آمریکا ذهن او را نسبت به یکسری مسائل ملی، مرتبط بااینکه کارکرد فیلم سینمایی در جهت منافع ملی چیست؟ حساس کرده بود. اینکه یک فیلم چطور می‌تواند به ساخت فرهنگ در یک اجتماع کمک کند؟ خب طبیعتا به پشتوانه زندگی در کشوری باز و به پشتوانه نگاه غیرمحدودش نسبت به فیلم‌سازان داخلی، بسیار جدی و متفاوت به سینمای ایران ورود می‌کند.
به بهانه تولد او نگاهی انداخته‌ایم به پنج اثر به‌یادماندنی مسعود جعفری جوزانی.

جاده‌های سرد

جاده‌های سرد مسعود جعفری جوزانی

اولین فیلم او که هم بسیار دیده می‌شود و هم باعث می‌شود جوزانی به‌عنوان فیلم‌سازی مهم در سینمای ایران به خاطر آورده شود، «جاده‌های سرد» است. فیلمی که در چهارمین دوره جشنواره فجر در سال ۶۴ به نمایش درمی‌آید و بسیار موردتوجه قرار می‌گیرد. فیلم در تابستان ۶۵ به اکران عمومی درمی‌آید و داستان جوانی است که برای تهیه داروی پدرش باید عازم شهر شود و در این مسیر معلم روستا و جوان دیگری با او همراه می‌شوند و اتفاقات مختلفی را از سر می‌گذرانند. (گیر کردن در برف، حمله گرگ‌ها و…)
«جاده‌های سرد» ازنظر ساخت فیلم بسیار سخت و پردردسری به‌حساب می‌آید و زحمت زیادی برای ساختش کشیده شده و به‌عنوان یک فیلم اول بسیار قابل‌قبول است. هم پروداکشن سختی داشته و هم در فضای فیلمفارسی‌وار دهه شصت سعی داشته به تجلی سینمای اروپا و بلوک شرق در زمستان ایران برسد.
این فیلم امکان این را فراهم می‌کند تا جوزانی با اعتمادبه‌نفسی بیشتر به سراغ ساخت فیلم‌های بعدی خود برود.

شیر سنگی

شیر سنگی

فیلم دوم جعفری جوزانی ادامه همان مسیری است که در دوران دانشجویی متوجه فیلم‌ساز بوده است؛ یعنی حساسیت روی تاریخ سرزمین و مسائل ملی و استقلال کشور. این دغدغه‌ها همه به شکل کاملی در «شیر سنگی» نمود می‌یابد. فیلمی که داستان نزاع بین یکسری از بختیاری‌ها با مستشاران انگلیسی در آن منطقه را به نمایش می‌گذارد. داستان فیلم در اواخر قرن سیزدهم می‌گذرد. در فاصله زمانی بین دو پادشاهی قاجار و پهلوی.
«شیر سنگی» بی‌اغراق می‌تواند یکی از دیده‌شده‌ترین فیلم‌های سینمای فارسی لقب بگیرد. از آن فیلم‌هایی که از آن حتی به‌عنوان یک وسترن یاد می‌شود و خب به لحاظ فضاسازی و تماتیکش چندان تعبیر اشتباهی هم نیست. بازی علی نصیریان و عزت‌الله انتظامی درخشان است و کارگردانی جعفری جوزانی، نسبت به فیلم اول جاه‌طلبانه‌تر به نظر می‌رسد و سعی دارد وارد فضاهای تازه شود.
«شیر سنگی» یک فیلم کلاسیک در متن تاریخ سینمای ایران محسوب می‌شود.

در مسیر تندباد

در مسیر تندباد مسعود جعفری جوزانی

فیلم مهم بعدی که در همان دهه شصت‌؛ و دو سال بعد از «شیر سنگی» ساخته می‌شود، «در مسیر تندباد» است. فیلمی که سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از جشنواره فجر را برای مسعود جعفری جوزانی به ارمغان می‌آورد. فیلم در ادامه همان نگاه و دغدغه تاریخی جوزانی به مسائل اجتماعی ایران ساخته می‌شود و داستانی در بحبوحه چنگ جهانی و اشغال ایران توسط ارتش متفقین را تعریف می‌کند.
جوزانی در این فیلم هم به سراغ ایل قشقایی می‌رود. چراکه خودش هم مال همان منطقه است و برای او سویه‌ای بسیار شخصی دارد. فیلم هرچند به قوت و خوبی «شیر سنگی» و «جاده‌های سرد» نیست اما خب از آن دو فیلم ابعاد و پروداکشن بسیار بزرگ‌تر و گسترده‌تری دارد. انرژی که صرف ساختش شده بسیار بیشتر بوده و بعد از کلی نامزدی در جشنواره به‌عنوان بهترین فیلم هم برگزیده می‌شود.
عملا با ساخت این سه فیلم مسعود جعفری جوزانی به یکی از مهم‌ترین و پرطرفدارترین سینماگران دهه شصت هم برای تماشاگران و بیشتر از آن برای مدیران سینمایی تبدیل می‌شود. فیلم‌سازی که هم توانایی قابل‌قبولی دارد و می‌توان پروژه‌های عظیم را به دستش سپرد و هم مورد اعتماد نگاه رسمی است.

بلوغ

بلوغ

بعد از «در مسیر تندباد» فاصله‌ای در روند فیلم‌سازی جعفری جوزانی می‌افتد. او چهار سال فیلم نمی‌سازد و بعد از آن دو فیلم ضعیف یعنی «یک مرد و خرس» و «دل و دشنه» را به روی پرده می‌برد که هردو ناموفق هستند. تا اینکه ده سال پس از «در مسیر تندباد»، «بلوغ» را می‌سازد.
«بلوغ» مسائل اجتماعی مهمی را مطرح می‌کند. فیلم در سال ۷۷ ساخته می‌شود و درباره دو روانکاو و مددکار اجتماعی با بازی حسین یاری و ویشکا آسایش است که باهم نامزدند. مرد خاطره دردناکی از غرق شدن دوستش در دریا در گذشته را با خود حمل می‌کند و بابت اینکه شنا بلد نبوده و نتوانسته دوستش را نجات دهد، احساس عذاب وجدانی جدی دارد که روی کارش به‌عنوان مددکار تاثیر گذاشته است. او می‌خواهد درگیر مشکلات دیگران شود تا با بهبود و نجات آدم‌ها، عدم توانایی‌اش برای نجات دوستش را جبران کند و عذاب وجدان را تبدیل به کاری مثبت کند. فیلم با لحنی خویشتن‌دار و با مواجهه سرد و غیراحساسی با موقعیت‌ها، به‌خوبی می‌تواند معضلات بچه‌ها و کسانی که دچار بزهکاری و مشکلات عدیده هستند را مطرح کند و به نمایش دربیاورد.
«بلوغ» فیلم مهمی است، هرچند بسیار کم از آن صحبت شده اما شناسه یک دوران به‌خصوص است. فیلم اواسط دهه هفتاد درباره جوانان ساخته شده و فضای دهه هفتاد را به‌خوبی نمایش می‌دهد و برآمده از فرهنگ جوانانه زمانه خود است. بازی دو شخصیت اصلی بسیار خوب از آب درآمده و پایان فیلم هم بسیار تاثیر گذار و به‌نوعی پاداش فیلم‌ساز است به شخصیت اصلی خود بابت تمام رنج و عذابی که تحمل کرده است.

در چشم باد

در چشم باد مسعود جعفری جوزانی

«در چشم باد» سریالی است که جعفری جوزانی برای صداوسیما آن را ساخته است. سریالی که این بار به شکل کامل (کامل‌تر از همیشه) برآمده از نگاه تاریخی مسعود جعفری جوزانی است. داستان سریال، روایت دوران طولانی از تاریخ است و از قیام میرزا کوچک خان در اواخر دوره قاجار و بعدتر اوایل دوره پهلوی آغاز می‌شود و تا هشت سال جنگ تحمیلی پیش می‌آید.
تماشاگر در دل این روایت تاریخی با فصل‌های مختلفی از زندگی هرکدام از کاراکترها سروکار دارد و ازاین‌جهت «در چشم باد» به یک رمان زنده و نمایشی می‌ماند.
جوزانی سعی کرده از طریق زیرمتنی که سریال در اختیارش گذاشته یک داستان را به شکل کامل از ازل تا ابدش تعریف کند. سریالی که جر تولیدات ویژه و دیده‌شده صداوسیما محسوب می‌شود و برای تماشاگرانی که دغدغه‌ی تاریخی دارند، یک مرجع قابل توجه است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید