«روز واقعه»؛ روایتی موازی با کربلاست که در پایان به غروب عاشورا پیوند می‌خورد. یکی از عجیب‌ترین قصه‌هایی که با موضوع قیام عاشورا تا به امروز نگاشته شده است. قصه بی‌نقص بهرام بیضایی در کنار کارگردانی شهرام اسدی و نقش‌آفرینی بهترین‌های سینمای ایران شاید تنها یک مؤلفه برای ماندگار شدن را کم داشت و شهرام اسدی با انتخاب مجید انتظامی توانست موفقیت فیلم خود را تضمین کند.مجید انتظامی که پیش از آن تجربه‌ی موفقی را با ابراهیم حاتمی کیا پشت سر گذاشته بود این بار ناگزیر به خلق کاری متفاوت بود تا به تکرار نیافتاده باشد. “از کرخه تا راین” با تمام شایستگی‌هایش موفق به دریافت سیمرغ نمی‌شود و مجید انتظامی که در پرکارترین سال‌های زندگی هنری خود است موسیقی متن «روز واقعه»؛ را بر اساس گام “شور عربی” می‌سازد .
موسیقی متن «روز واقعه»؛ ناچار است مجموعه بزرگی از تضادها را در برگیرد. از صحنه پایکوبی و رقص برای عروسی تا غروب سراسر‌ سوگ کربلا باید در یک بستر ملودیک ساخته شود؛ تا علاوه بر اینکه فرم اصلی ملودی درصحنه‌های مختلف بی‌ارتباط با یکدیگر نباشد، بتواند دربرگیرنده‌ی تمامی این حالات متضاد باشد. اما مجید انتظامی به بهترین شکل ممکن از این چالش عبور کرده و توانسته با استفاده از یک ملودی منسجم و تغییر هوشمندانه‌ی ریتم آن، همه صحنه‌ها بازآفرینی کند.
فیلم با یک مراسم عروسی آغاز می‌شود و مجید انتظامی با یک فرم ریتمیک شش-هشت آغاز می‌کند و این از هوشمندی‌های آهنگساز است که ملودی را طوری تنظیم کند که ریتم شش-هشت آن حساسیت‌برانگیز نباشد. استفاده از ساز قانون برای رساندن حال و هوای موسیقی به فضای مقام‌های عربی یکی دیگر از انتخاب‌های درست و به‌جای آهنگساز است. در قطعه “ندا” فضای ساخته توسط عود و قانون یک فضای کاملاً بزمی عربی است و ملودی دائماً در حال تکرار است اما نکته جالب این است که خط اصلی ملودی همانی است که در قطعه عروسی از آن استفاده‌شده اما پس از مدتی تکرار، انتهای جمله‌ها با همراهی ارکستر زهی به یک فضای تعلیق توأم با اضطراب می‌رود که روایتگر حال منقلب شده عبدالله (شخصیت اصلی داستان) و اضطراب درونی او در (به ظاهر)شادمانه‌ترین لحظات عمر خود است.

473618-01500549085p09

ما بازیِ ریتمیک مجید انتظامی همچنان ادامه یابد تا شتافتن عبدالله به‌سوی کربلا را با ریتم حرکت چهارنعل اسب نشان دهد. درصحنه‌ای از فیلم، مویه زنانی به تصویر کشیده می‌شود که به شیوه عزاداری زنان عرب، دست بر صورت خود می‌کوبند. موسیقی این صحنه ملهم از ریتم همین مویه و با یک کُر زنانه آغاز می‌شود و ارکستر بزرگ مارش این عزا می‌نوازد اما گروه زهی همچنان در لابه‌لای ملودی اصلی ، همان فضای تعلیق و مضطرب را یادآوری می‌کنند.
فضای سازی‌های مجید انتظامی درصحنه‌های مختلف ادامه می‌یابد تا به دو قطعه پایانی عاشورا برسد. در قطعه “عاشورا ۱” بار تغییر حالت کاملاً بر دوش کُر گذاشته‌شده و بیش از آنکه حالتی از سوگ را به تصویر بکشد توحش جنایت آن روز را تداعی می‌کند فضایی ملهم از ترس که مخاطب را باحال درونی شخصیت اصلی قصه در مواجهه با صحنه‌های دل‌خراشی ازسرهای در نیزه فرورفته و دسته‌ای قطع‌شده، همراه می‌کند. اما قطعه “عاشورا ۲″پس‌ازآن ترس اولیه است و مرثیه‌ای حماسی از واقعه عاشورا را ترسیم می‌کند. استفاده از سازهای بادی-برنجی تأکیدی بر حماسی بودن این واقعه است و ریتم رونده آن شاید حس حرکت و برخاستن در مقابل ظلم را به مخاطب گوشزد می‌کند.

واقعه عاشورا مقدمه ایست بر حق‌طلبی و آزادگی و این تعریف نمی‌تواند با یک عزاداری و سوگ ساکن همراه باشد. استفاده از طبل و سنج و زنجیر و تأکید بر ریتم در موسیقی محرم ریشه در همین باور دارد. در تعزیه و دسته‌های عزاداری سازهایی استفاده می‌شوند که استفاده‌شده در جنگ‌ها است و برخلاف دیگر عزاداری‌ها آوازها و مرثیه‌ها حالت ریتمیک دارند. استفاده از همین فلسفه در موسیقی متن «روز واقعه»؛ باعث شده تا ریتم، نقش اصلی این پروژه را ایفا کند و آهنگساز توانسته با استفاده از حربه‌ی ریتم، حالاتی نظیر شادی، سوگ، وحشت و تعلیق را به مخاطب القا کند. موسیقی متن «روز واقعه»؛ درنهایت شایستگی سیمرغ را برای مجید انتظامی به ارمغان می‌آورد اما به سرنوشت تلخ پروژه‌هایی چون موسیقی متن “از کرخه تا راین” و “نی نوا” دچار می‌شود و آن هم تکه تکه پخش شدن از صداوسیما برروی تصاویر وصله‌پینه‌ای آن‌هم بدون اجازه مؤلف است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید