خطر لو رفتن داستان
پس دایناسورها کجان؟ این سؤالی است که هنگام دیدن پنجمین فیلم مجموعه «ژوراسیک» به نام «دنیای ژوراسیک: سقوط پادشاهی» Jurassic World: Fallen Kingdom از خود می‌پرسید. «سقوط پادشاهی» اولین فیلمی است که کمترین شباهت را به داستان‌های جذاب و هیجان‌انگیز دایناسورها دارد. اشتباه نکنید، در این فیلم این دوستان عظیم‌الجثه و با ابهتمان را در صحنه‌های زیادی می‌بینید، اما در اکثر صحنه‌های «سقوط پادشاهی»، دایناسورها بی‌هوش، قل و زنجیر شده، زخمی در قفس و یا رام شده هستند. در فیلم حضور دارند ولی به نظر می‌رسد موضوع اصلی فیلم نیستند.
احتمال فوران آتش‌فشانی در پارک دنیای ژوراسیک، وجود دارد. اوون گردی Owen Grady (با بازی کریس پرت Chris Pratt)، مردی مهربان که با دایناسورها راحت ارتباط برقرار می‌کند و کلر دیرینگ Claire Dearing (برایس دالاس هاوارد Bryce Dallas Howard)، مدیر اسبق پارک که حالا گروهی برای حمایت از دایناسورها را اداره می‌کند، قصد دارند با بردن دایناسورها به محلی دیگر، آن‌‌ها را از این پارک نجات دهند.

 الی میلز Eli Mills (با بازی رافه اسپال Rafe Spall) پیشکار املاک لاک‌وود Lockwood آن‌ها را برای این کار استخدام کرده است،‌ اما بعداً معلوم می‌شود که او نقشه پلیدی برای این دایناسورها در سر دارد.
در جزیره، در صحنه‌هایی دایناسورها را می‌بینیم. یکی از کارمندان کلیر درحالی‌که فریاد می‌زد «من باید اینو ببینم» از ماشین بالا رفت تا یک برکیوسور brachioasurus را ببیند. صحنه‌ای که ما را به گذشته و به «پارک ژوراسیک» می‌برد، صحنه‌ای که لحظه شروع سینمای دیجیتال بود. فیلم شروع عالی اسپیلبرگی Spielberg دارد که در آن صحنه‌هایی مثل آرواره‌های زیر آب و بیدار شدن اوون و دیدن تریکراتوپسی triceratops که مشغول لیس زدن او است را به نمایش می‌گذارد. صحنه‌هایی مثل هنگامی‌که اوون و کلیر از تی‌رکسی که در قفس خوابیده بود نمونه خون گرفتند، صحنه‌ای ناراحت‌کننده که برکیوسوری که در جزیره جا مانده بود و طعمه مواد مذاب و دود می‌شد. بلو Blue را فراموش نکنید، ولاسیرپتر velociraptor مورد علاقه اوون که از همه دایناسورها اجتماعی‌تر است و باهوش و لبخند ظریفش چیزی بین تی‌رکسی اهلی شده و ای‌تی E.T. است.بااین‌وجود هیچ‌کدام از این صحنه‌ها ما را شگفت‌زده نمی‌کند، آن حس ندانستن و هیجانی که داستان‌های «ژوراسیک» به مدت ۲۵ سال، همیشه به همراه داشت را ندارد. ساختار داستان فیلم اول ساخته اسپیلبرگ، بیشتر عملکردگرا بود تا الهام‌بخش، اما توانست زمینه‌ای فراهم کند تا کارگردان بتواند تصاویر خارق‌العاده‌ای از جادوی این موجودات شگفت‌انگیز را خلق کند.
پس از ساخته اسپیلبرگ در سال ۱۹۹۷، فیلم‌های بعدی این مجموعه به‌آرامی ازنظر کیفیت افت کردند. «دنیای ژوراسیک» Jurassic World در سال ۲۰۱۵، هرج‌ومرجی از اتفاقات بود، پس شاید منطقی باشد که «سقوط پادشاهی» راه متفاوتی را پیش گرفته است. «سقوط پادشاهی» می‌داند که تماشاچی از دیدن دوباره دایناسورها مانند قدیم آن‌قدر متعجب و هیجان‌زده نمی‌شود و به همین دلیل سعی در شگفت‌زده کردن مخاطب ندارد. در عوض سعی می‌کند که دایناسورها را در داستانی شلوغ و هیجان‌انگیز جای دهد. کارگردان این فیلم جی.ای. بایونا J.A. Bayona، کارگردان اسپانیایی است که در سال ۲۰۰۷ فیلم ترسناک «یتیم‌خانه» The Orphanage را کارگردانی کرده است. با این‌که او به‌خوبی از پس کارگردانی «سقوط پادشاهی» برآمده است، اما کاری از دست او برای فراتر بردن فیلم‌نامه (نوشته کالین تراورو Colin Trevorrow و درک کنولی Derek Connolly) که فاجعه‌ای درهم‌برهم و مصنوعی است، برنمی‌آمد.بعدتر در فیلم مشخص می‌شود که میلز قصد دارد دایناسورها را به بالاترین قیمت بفروشد، بله «سقوط پادشاهی» اولین فیلم در مورد قاچاق دایناسورهاست و از یک جایی به بعد در ذهن خود موضوعات تکراری و کلیشه‌ای این نوع فیلم‌ها را بررسی می‌کنید: بالا گرفتن طمع در طبقه ثروتمند؟ نمایش امکان سوءاستفاده از مهندسی ژنتیک؟ این‌ها موضوعاتی‌ست که در فیلم وجود دارند. پیامدهای ترسناک تکثیر یک نوع؟ این هم همین‌طور. خطر دایناسورهای مسلح؟ بله همه در فیلم هستند!
هیچ‌کدام از این موضوع‌ها ازنظر من جالب نبود، بااین‌حال به نظر می‌رسید بازیگران این فیلم تمام جنبه‌های سیاسی، ژنتیکی، اجتماعی فیلم را باور دارند. کریس پرت شخصیتی خالص‌تر و صمیمی‌تر از نقش‌های قبلی‌اش را بازی می‌کند و شخصیت برایس دالاس هاوارد حقیقتاً نگران سرنوشت این مخلوقات باستانی است. جاستیس اسمیت Justice Smith در نقش یک متخصص فنی که از بودن در یک اتاق با یک تی‌رکس ترسیده است، ما را به یاد ویل اسمیت Will Smith، البته سرخوش‌تر و بچه مثبت‌تر، می‌اندازد و بازی بسیار جالبی از خود به نمایش گذاشته است.
فیلم در صحنه‌ای که شبیه فیلم «کینگ کونگ» King Kong است، به اوج خود می‌رسد، اما کاش احساسات مخاطب را در مورد این موجودات بزرگ، بیشتر درگیر می‌کرد. دایناسورهای فیلم‌های «ژوراسیک» گاهی باید قربانی‌های بی‌گناهی باشند و گاهی هیولا‌های عظیم ترسناک، اما دایناسورهای «سقوط پادشاهی» خیلی سطحی و بدون هدف مشخصی، بین این دو حالت درحرکت‌اند.
خیلی طول می‌کشد تا فیلم در نقطه اوج خود به رویارویی با ایندرپتور Indoraptor برسد و صحنه تأثیرگذاری است، اما چیز جدیدی نیست و مشابه آن را قبلاً دیده‌ایم. دیدن این صحنه شما را به فکر فرو می‌برد که این فیلم‌، برخلاف چیزی که ادعا می‌کنند، در مورد مسئولیت‌های اجتماعی نیست، بلکه در مورد هیولاهایی است که قصد نابودی و خوردن ما را دارند. اولین فیلم «دنیای ژوراسیک» فیلم خوبی نبود، اما «سقوط پادشاهی» نسبت به فیلم قبلی پیشرفت محسوب می‌شود و ماجرای آن تا حدی سرگرم‌کننده است. امیدوارم فیلم بعدی جالب‌تر و سرگرم‌کننده‌تر باشد. بااین‌وجود در مقایسه با باقی فیلم‌های این مجموعه، به‌جز فیلم فوق‌العاده اول، ساخته اسپیلبرگ، فیلم خوبی است؛ اما این مجموعه و طرفدارانش لایق فیلمی عالی هستند و نه داستانی قابل‌قبول و تکراری که خودش را زیادی جدی گرفته است.
این مطلب برگرفته از نوشته اوون گلیبرمن Owen Gleiberman در سایت ورایتی Variety، است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید