خلاصه داستان Intelligence : مامور ان‌اس‌ای جری برنشتاین به جی‌سی‌اچ‌کیو منتقل می‌شود، که معادل ان‌اس‌ای در انگلستان است. تحلیل‌گر کامپیوتر، جوزف هریس (با بازی نیک محمد) در این کمدی نوشته‌ی محمد به جری کمک می‌کند تا کنترل اوضاع را به دست بگیرد.
صحنه‌ی آغازین: “مرکز جی‌سی‌اچ‌کیو برای امنیت سایبری”. یک مرد مکعب روبیکی را برای همکارش می‌چرخاند در حالی‌که دیگری برگشته و می‌گوید: “تو که فلش مموری من را قرض نگرفته‌ای؟ عکس‌هایی روی آن هست که برای بچه‌ها مناسب نیست.”
جی‌سی‌اچ‌کیو مقر اصلی ارتباطات انگلستان است. واحد امنیت سایبری به بررسی جرایم سایبری که در داخل و خارج رخ می‌دهند می‌پردازد، اما این واحد مجموعه‌ای از ماموران ویژه نیست؛ آن‌ها برنامه‌نویس‌ها و هکرهای گیکی هستند تمام روز پای کامپیوتر می‌نشینند. رهبری آن‌ها را کریستین کلارک (با بازی سیلوسترا لو توزل) بر عهده دارد، که مامور امنیتی کار کشته‌ای است. افراد اصلی او عبارت‌اند از هکر استاد توا اولسون (با بازی گنا بایارسایخان) — کسی که فلش مموری‌اش عکس‌های نامناسب دارد — تحلیل‌گر رمز مری نیدهام (با بازی جین استنس) و جوزف هریس (با بازی نیک محمد)، یک تحلیل‌گر کامپیوتر گوش به فرمان و گیج.

همچنین بخوانید:
نقد سریال Stateless – این درام کیت بلانشت با حقایق عجیب خود دچار سردرگمی می‌شود

سریال Intelligence

در حالی‌که آن‌ها پرونده‌های بسیار مهم را پیگیری می‌کنند، مانند پرونده‌ای که در مورد یک بانک بزرگ است، ماموری از ان‌اس‌ای آمریکا به نام جری برنشتاین (با نقش‌آفرینی دیوید شویمر) به عنوان رابط ان‌اس‌ای و جی‌سی‌اچ‌کیو وارد می‌شود. از اولین لحظه‌ی ورودش، وقتی جلوی همه را در اتوبوس فرودگاه می‌گیرد، می‌بینیم که او چقدر نچسب است. او به قدری شیفته‌ی تسلط و کنترل داشتن است که خودش تاکسی را تا جی‌سی‌اچ‌کیو می‌راند. او نژادپرست هم هست؛ وقتی جوزف — که یکی از بزرگ‌ترین طرف‌داران اوست — کیف‌هایش را می‌گیرد و در نگهبانی جلوی آن‌ها را می‌گیرند، جری بلافاصله فکر می‌کند که دلیل آن رنگ پوست جوزف است (او چنین چیزی را نمی‌گوید بلکه تنها به صورت خود به شکلی دایره‌وار اشاره می‌کند).
همین‌که جری وارد اداره می‌شود شروع به تسخیر آن‌جا می‌کند، به افراد کار محول می‌کند و دستور می‌دهد دمای هوا به جای ۷۴ درجه‌ی فارنهایت، ۷۱ درجه باشد. کریس از این ماجراها چندان خوشحال نیست و از این آمریکایی تازه‌وارد که فکر می‌کند چون آمریکایی است می‌تواند بر این گروه مسلط باشد، متنفر است.
می‌بینیم که جری زیر پوسته‌ی کله‌شقی خود لایه‌ای از کاستی‌ها دارد، او هر موقع که کریس مایوسش می‌کند باید خود را شاد و قبراغ نشان دهد.

دیوید شویمر

و وقتی جوزف نمی‌تواند با کارت عبور خود او را به دستشویی ببرد، جری از کوره در می‌رود. او عاشق مادرش نیز هست، که مطمئن هستیم در آینده به آن بیشتر پرداخته خواهد شد. جری با کمک جوزف بعدها وقتی کریس در یک جلسه‌ی خارج از اداره است، سعی می‌کند تیم را در یک فعالیت جمعی به یکدیگر نزدیک‌تر کند. وقتی کریس از جلسه بر می‌گردد همه با چشم‌های بسته در حال لمس کردن یکدیگر هستند.
مانند کمدی‌های کلاسیک محل کار، در ابتدا تنها چند شخصیت را می‌شناسیم، اما آن‌ها رنگارنگ‌ترین شخصیت‌هایی هستند که می‌توانستیم داشته باشیم. اما افراد بیشتری هم در اداره وجود دارند و غیرمنتظره نخواهد بود اگر در ادامه‌ی ماجراهای فصل یک Intelligence با تعداد بیشتری از آن‌ها آشنا شویم.
این مطلب برگرفته از نوشته‌ی جوئل کلر در وب‌سایت دیسایدر است.

حال به بررسی نظر سایر منتقدین می‌پردازیم:

ویل هریس Will Harris | ای‌وی کلاب AV Club

سریال Intelligence

در مقایسه با بازگشت‌های تلویزیونی که در سال‌های اخیر شاهد بوده‌ایم، Intelligence به لحاظ تاثیرگذاری به گرد پای داستان جنایی آمریکایی برای شوییمر نمی‌رسد، و شاید دلیل آن این باشد که به عنوان بازیگر قله‌ی دیگری نمانده که فتح کند. با در نظر گرفتن این موضوع، سبک همیشگی‌اش که هنوز در همان حال و هوا سیر می‌کند همچنان بسیار خنده‌دار است.

جرج لارنس Gregory Lawrence | کلایدر Collider

Intelligence هوشمندانه، سرراست، و سیتکامی به غایت خنده‌دار است، سریالی که بدون شک رفته رفته بهتر خواهد شد و نکات منفی خود را در طول پخش بهبود خواهد داد. اگر تحمل کافی برای روایت بسیار کند داستان آن داشته باشید خواهید توانست از گروه جذاب بازیگران آن که بهترین طنزها را با مهارتی حرفه‌ای پیاده‌سازی می‌کند، لذت ببرید و از خنده روده‌بر شوید.

بن ترورس Ben Travers | ایندی‌وایر IndieWire

برای طرف‌داران پر و پا قرص شوییمر، Intelligence به منزله‌ی هدیه‌ای فراموش‌شدنی خواهد بود و نه بیشتر، که در آن لحظاتی به چشم می‌خورند که به مخاطب یادآوری می‌کنند او چقدر زمان‌سنج است و هوش کمدی بالایی دارد، در حالی‌که سایر المان‌هایی که این سریال را تبدیل به یک اثر تماشایی تلویزیونی کنند در آن به چشم نمی‌خورد.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید