«در قلب دریا» فیلمی درام- تاریخی ساخته سال ۲۰۱۵،  بر اساس کتابی غیر داستانی به همین نام، نوشته ناتانیل فیلبریک در سال ۲۰۰۰ است. داستان آن درباره کشتی آمریکایی صید نهنگ اسکس است که در سال ۱۸۲۰ غرق شد. این رویدادی بود که الهام بخش هرمان ملویل برای نوشتن رمان «موبی دیک» شد. تولید این فیلم یک همکاری بین المللی بین ایالات متحده و اسپانیا بود. کارگردانی و تهیه کنندگی این فیلم را ران هاوارد برعهده داشته وفیلمنامه آن توسط چارلز لیویت نوشته شده. ستارگان فیلم شامل، کریس همسورث، بنجامین واکر، کیلیان مورفی، تام هالند، بن ویشا، و برندان گلیسون است. فیلم در هفتم دسامبر ۲۰۱۵ برای اولین بار در نیویورک به نمایش درآمد، و در یازدهم دسامبر ۲۰۱۵ توسط کمپانی برادران وارنر در سینما ها منتشر شد. «در قلب دریا» نقدهای مخلوطی از نقدهای خوب و بد از منتقدان دریافت کرده، اما فروش آن که از بودجه تولید کمتر بوده در باکس آفیس تبدیل به یک فاجعه شد.
  heart-of-the-sea-film-still-boat-sea-xlarge

«در قلب دریا» داستانیست از نهنگ ها و کشتی های چوبی و مردانی ناکاملی از گوشت و خون که آنها را شکار می کنند.

  کتاب پرفروش ناتانیل فیلبریک درمورد داستان واقعی که الهام بخش «موبی دیک» شد، تبدیل به ماجراجویی تصویریِ مستحکم، با جزئیاتی زیبا، اما معمولی در دستان ران هاوارد شد. این داستان درباره سرمایه داری شهر نانتاکت، حرص و آز، و کشتی شکار نهنگ اسکس است که توسط یک نهنگ، وسط اقیانوس آرام، در اوج دوره رونق روغن نهنگ، غرق می شود. فیلمنامه چارلیز لیویت عنصرِ “الهام بخشِ موبی دیک” را تحت الفظی می کند. او این سر نخ را در فلش بک ارائه می دهد، به عنوان داستانی که توسط یک ملوان داستان سرا به نام تام  (برندان گلیسون) یادآوری می شود. نویسنده جوان هرمان ملویل (بن ویشا) کسی است که تام رابه سفری در خاطره اش می کند، و او را مجبور به یادآوری وحشت های آن سفر می کند. صیاد پیر سفر ۱۸۱۹ را به خاطر می آورد، ومبارزه بین رده ای، بین یک معاون اول قابل و واجد شرایط و یک کاپیتان بیش از حد از خود راضی، که در خانواده سلطنی شکار نهنگ در نانتاکت به دنیا آمده. و ملویل از این داستان بوی بزرگ ترین رمان آمریکایی خود را می شنود. کریس همسورث مرد اول کنونی سینما در نقش اوِن چیس بازی میکند، معاونی که به او وعده فرمانداری داده شده بود، اما مجبور به کار کردن به عنوان زیر دست جورج پولارد (بنجامین واکر) شد، پسر یک کاپیتان ثروتمند. هر برخورد آنها برنده است، مرد “طلایی” صاحب امتیاز، مرد “دریانورد رده پایین” را که خانواده اش به اندازه کافی در نانتاکت زندگی نکرده اند تا به شمار آیند را رد میکند.   GoingDeep-FTR   ران هاوارد و فیلم نامه نویس این کشمکش “شورش در کشتی بونتی” ( اشاره به فیلمی به این نام ساخته ۱۹۶۲ با بازی مارلون براندو) را با یک طوفان دلخراش تری- دی ادغام می کند. کشتی دو دکله اسکس  بر روی تیغه تهتانی خود پرتاب می شود، بادبان ها در نوسان اند، هر اینچ از طناب کنفی به ناله درآمده، هرتیر چوبی، تخته و پوششی ناله می کند و در آستانه از هم گسیختن است. هاوارد ما را به بالا وزیر امواج برای شکار نهنگ می برد، به ما کشتار(دیجیتالی) و کسب و کار وحشتناک برداشت روغن و چربی را نشان می دهد. نشانه های هنرنمایانه او شامل تعداد زیادی از نماهای نزدیک افراطی مردان و فلزکاری، پیچیدن وجدا کردن طناب ها از اتصالاتشان، نردبان کشتی و طناب و بادبانهای کشتی است. این یک سفر پر از بدشانسی است، با کمبود نهنگ ها و دشمنی افسران فرمانده، که مشتاق به پایان رساندن کار مرگبار خود و رسیدن به خانه هستند، تا دیگر هرگز همدیگر را نبینند. در آمریکای جنوبی به آنها در مورد یک نهنگ سرشار از کینه و “به سفیدی مرمر” هشدار می دهند.و آنها می خندند. کیلیان مورفی تاثیر قویی به عنوان دوست و همدم چیس می گذارد. تام هالند جوان، نسخه جوان تر از تام نیکرسونِ گلیسون است، کودکی خام که در حال یادگیریست. همسورث به درستی مردانه و نمونه است. او در شات های که بر روی دکل ایستاده، عضلانی و خوشتیپ به نظر می رسد (مثل راسل کرو در “استاد و فرمانده”)، و دلیرانه تمام تلاش خود را برای بیان دیالوگ های شبه شاعرانه می کند.

به او بنگر، مهیب ترین مخلوقی که تاکنون در زمین زیسته!

maxresdefault_1   واکر در حضور همسورث بسیار کم رنگ می شود، که ممکن است از لحاظ نمایشی ملزوم باشد اما اینجا به نظر می رسد که تمایل به کم ارزش کردن کارتر دارد.   جزئیات مربوط به نهنگ “کینه توز” مشخصات هالیوودی زیادی دارد، “رسوم دریای” گمشدگان در دریا، و مصیبت های خدمه کشتی شکسته، بیشتر در حرف مخوف بنظر می رسد تا در تصویر. طوفان ها ونهنگ های دیجیتالی به زیبایی ارائه شده، و از تری – دی با سلیقه استفاده شده (خطوط شکسته به شما شلاق می زنند، نیزه ها و نهنگ به صورتتان برخورد می کنند). اما آنچه در این فیلم از دست رفته شِمای کلی از کتاب ملویل است. این حس که این داستان چیزی فراتر از یک کشمکش طبقاتیست، و آن یک مبارزه با نهنگ تنها اشتراک آن با «موبی دیک» است. نسخه معروف ۱۹۵۰ جان هیوستون از «موبی دیک» مشکل دار و ناقص بود، اما به نظر میرسد که در گذشت دهه ها یک شعر حماسی واقعی در قد قامت آن رشد کرده. اگر او طوفان و نهنگ دیجیتالی داشت، برچسب “مشکل دار”  که به یقه فیلمِ گریگوری پگ/ریچارد بیسهارد/اورسون ولز، چسبیده، پاک می شد.او ایده های بزرگ در تم های بزرگ داشت. هاوارد در «در قلب دریا» فقط سرنخی را باز کرده که الهام بخش این کتاب بزرگ بوده، یک فیلم خوب و زیبا  که هرگز غرق نمی شود، اما هیچگاه به واقع اوج نمی گیرد.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید