در زمستان ۱۸۲۰، کشتی صید نهنگ نیوانگلندی، اسکس، توسط چیزی مورد حمله قرار گرفت که هیچ کس نمی توانست باور کند: یک نهگ به اندازه و قدرت یک ماموت، وبا حس انتقامی مشابه انسان. این فاجعه دریایی واقعی بعدها الهام بخش هرمان ملویل خالق “موبی دیک” شد. اما این تنها نیمی از داستان است.«در قلب دریا» داستان دلخراش پس از حادثه را بازگو می کند، زمانی که خدمه بازمانده کشتی تا سرحد ظرفیت خود تحت فشار قرار می گیرند، و مجبور به انجام کارهای غیر قابل تصوری برای زنده ماندن می شوند. طوفان های مهیب، گرسنگی، ترس و ناامیدی، مردان عمیق ترین باورهای خود را به چالش می کشند، از ارزش زندگی خود تا اخلاقی بودن تجارتشان، همزمانی که کاپیتانشان در جستجوی یافتن مسیردر درآب های آزاد است ومعاون اول همچنان به دنبال از پا درآوردن نهنگ بزرگ است.

IN THE HEART OF THE SEA

زنجیره ای غیر قابل تصور از حوادث فاجعه باری که به تخریب کشتی صید نهنگ اسکس از شهر نانتاکت، در اقیانوس آرام،  در سال ۱۸۲۰ منجر شد، موضوع فیلم جدید ران هاوارد است. سرنوشت واقعی کشتی اسکس، کاپیتانش، و خدمه آن الهام بخش هرمان ملویل برای نوشتن “موبی دیک” یا “نهنگ” در سال ۱۸۵۱ شد. هاوارد در همکاری با فیملنامه نویس، چارلز لیویت، اقتباسی انجام داند از کتاب غیر داستانی نویسنده، ناتانیل فیلبریک، درباره مشقتهای کشتی که درگیر حماسه کوچکی از انسان در مقابل انسان در مقابل طبیعت، می شود. این موضوعیست که ران هاوارد در ظرفیت ها و رسانه های مختلف دوباره و دوباره به آن بازگشته. «آپلو ۱۳»، «آلامو»، و سریال عالی از کانال اچ بی او « از زمین تا ماه»، همه این ها درباره مردانیست محکوم به مواجه با اتفاقات نادر، که اغلب نفس و غرورشان مانع حرکت آنها می شوند، اما هنوز هم به نوعی قهرمانانه عمل می کنند.

«در قلب دریا» قطعا از ساخته ۱۹۵۶ وارنر برادر بر اساس داستان ملویل، پیشی می گیرد؛ که در آن ری برَدبِری فیلمنامه ای غیر محتمل ارائه می دهد (او بعدا با رولد دال جایگزین شد وقتی کارگردان تند مزاج معروف، جان هیستون ثابت کرد که برای بردبری در ویرایشگری بیش از اندازه اهل مجادله و دعواست). فیلم هاوارد  تکنیک های هوشمندانه ای را برای به تصویر کشیدن این حماسه به خدمت گرفته، که در آن یک بازمانده اسکس، ملازم سابق، تام نیکرسون(برندان گلیسون) فاجعه دریایی که سال ها قبل رخ داده را برای آقای ملویل جوان (ویشا) بازگو می کند، که در آن زمان نویسنده ای نامطمئن و در حال تقلا کردن بود و تنها یک بار به عنوان خدمه کشتی صید نهنگ خدمت کرده بود. قلب این داستان خاص نهنگ ملویل نبود، بلکه جنگ قدرت بین معاون اول کشتی “رده پایین” اوِن چیس (همسورث) و کاپیتان اصیل زاده اما اثبات نشده جورج پولارد (واکر) است.

 

Heart of the Sea

آنها با دستور بازگشت با سه هزار بشکه روغن نهنگ بادبان می کشند، کاپیتان پولارد خوش لباس اما کاملا بی تجربه، تقریبا بلافاصله کشتی را به سمت یک طوفان فاجعه بار هدایت می کند “تا مردان را امتحان کند”. همین او را در تقابل با معاون اول معقول و اکثر خدمه قرار می دهد. هنگامی نهنگ ها ثابت کردند که کمیاب تر از آنی هستند که انتظار می رفت، اسکس به دورتر ها به اقیانوس آرام بادبان می کشد، و آنجا گرفتار “هیولای دریا” زال افسانه ای می شوند. مانند “کوسه سفید بزرگ” اسپیلبرگ، این پستاندار عظیم به بزرگی ماموت، استعداد عجبی برای تخریب دارد. در یک توالی اظهار شجاعت و دلاوری از هرج و مرج همراه با  قتل عام خونیین در اعماق، اسکس نابود می شود و خدمه بازمانده همراه چیس و کاپیتان پولارد، در قایق کوچک شکار کوچک خود، سه هزار مایل دور تر از زمین در دریا سرگردانند. اینجاست که وحشت به جِد آغاز می شود.

کارگردان ران هاوارد، بازیگرانش، و در واقع تمام میدان نمک سود فیلم، همه تحت مساعدت فوق العاده سرپرست جلوه های ویژه، جودی جانسون و تیم اش هستند؛ ترکیب جذاب و دیدنی از حرکات زنده و بی عیب و نقص، و مخلوقات سی.جی.آی حیرت آور، که گل سر سبد آن نهگ سفید است. دیدن انتهای دم عظیم آن که به آب ضربه می زند و همین طور که شیرجه می زند و آب را می شکافد سونامی کوچکی به راه می اندازد، یکی از نفس گیرترین جلوه های ویژه سال ۲۰۱۵ است.

طرفداران “صلح سبز”  و “انجمن حفاظت از محیط زیست دریایِ کاپیتان پل واتسون” نیز باید توجه داشته باشند: فیلم هاوارد بر جایگاه طبیعی نهنگ بزرگ، قدرت، و هوش آشکار او تاکید می کند؛ صید نهنگ در قرن نوزدهم، به شکلی هولناک و عملی خشونت بار و خونین به تصویر کشیده شده، و به زودی به خاطر صید بی رویه و فقدان آینده نگری به انحطاط رفته. همانطور که آن چشم بزرگ در حالی که به آرامی به گوشه بالا سر می خورد و در سکوت بر روی چیس خیره می ماند،آینده صید نهنگ آمریکا، بلا فاصله، به وضوح و به شکل شاعرانه ای منحط می شود.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید