«درود بر سزار» فیلم کمدی‌ محصول مشترک امریکا و انگلستان است که نویسندگی، کارگردانی، تهیه‌کنندگی و تدوین آن توسط ایتان و جوئل کوئن انجام‌شده است. داستان فیلم در دهه پنجاه و در هالیوود اتفاق میفتد، درحالی‌که کپیتول پیکچرز‌ (یک استودیوی هالیوودی ساختگی)‌ در حال ساخت فیلمی عظیم مرتبط با زندگی مسیح است که ناگهان بازیگر اصلی فیلم که نقش سزار را بازی می‌کند ربوده می‌شود. ادی منیکس که در استودیو وظیفه درست کردن خرابکاری‌ها و جمع و جور کردن اوضاع را دارد سعی دارد این مشکل را هم در کنار مشکلات دیگری که هر روز با آن‌ها روبروست، حل کند، تا استودیو بتواند مثل همیشه موفق به کار خود ادامه دهد. گروه بازیگران فوق‌العاده‌ای در این فیلم نقش‌آفرینی کرده‌اند که برخی در نقش‌های اصلی ظاهر می‌شوند و گروهی دیگر را شاید فقط در یک صحنه به‌یادماندنی و تأثیرگذار ببینیم. جاش برولین، جورج کلونی، اسکارلت جوهانسون، رالف فاینز، تیلدا سوینتون، فرانسیس مک دورماند، جونا هیل، چنینگ تیتام و آلدن ارنرایک در این فیلم بازی می‌کنند.

«درود بر سزار» در سال ۱۹۵۱ و در هالیوود اتفاق میفتد، یعنی در دورانی که استودیوها مانند خط تولید کارخانه فقط در حال تولید محصول بودند و میان انبوهی از فیلم‌های سرگرم‌کننده و یک‌شکل و یک‌جور، گاهی تصادفاً اثری تولید می‌شد که ارزش سینمایی ماندگار و اعتبار هنری داشته باشد. داستان دقیقاً یک دهه بعد از داستان فیلم دیگری از برادران کوئن به نام «بارتون فینک» (۱۹۹۱) اتفاق میفتد. «بارتون فینک» هم درباره هالیوود است و ماجرای فیلم‌نامه‌نویسی را بازگو می‌کند که در سال ۱۹۴۱ از طرف استودیوی فیلم‌سازی کپیتول پیکچرز‌ (همان استودیوی خیالی که در زنده‌باد سزار هم می‌بینیم)‌ به کار دعوت می‌شود و از نیویورک به هالیوود می‌آید. در اینجا ولی شخصیت اصلی داستان نه یکی از دست اندرکاران تهیه فیلم، بلکه یکی از افراد پشت‌صحنه استودیو به نام ادی منیکس است.

hail_caesar_2016_pic05در سیستم استودیویی همه اجزای کارخانه باید منظم و کنترل‌شده کار خود را انجام دهند و اگر یکی از قطعات کار خود را به‌درستی و منطبق بر خواسته صاحبان محصول انجام ندهند، کل سیستم دچار اختلال می‌شود؛ و در یک استودیوی هالیوودی مهم‌ترین قطعه‌ای که باید کار خود را درست انجام دهد بازیگر است. در استودیوی کپیتول پیکچرز، ادی منیکس کسی است که وظیفه دارد بازیگران را کنترل کند، مشکلات آن‌ها را حل کند و اجازه ندهد خبرنگاران شایعه‌پرداز روزنامه‌‌ها و مجلات رازهای آن‌ها را بفهمند یا برایشان دردسری درست شود. بازی جاش برولین در این نقش فوق‌العاده و استادانه است و البته جالب است بدانید که ادی منیکس یک شخصیت واقعی در این داستان خیالی است که در دهه ۵۰ میلادی برای استودیوی MGM یا همان مترو گلدوین میر کار می‌کرده است.

maxresdefault-4پیتر تریورس منتقد رولینگ استون درباره شخصیت منیکس می‌نویسد:

«درود بر سزار» درواقع توصیف یک روز از زندگی ادی منیکس است، کسی که مانند پلیس استودیو می‌ماند، کسی که شغلش مانند دین و مذهبش است. اولین جمله‌ای که در فیلم از منیکس می‌شنویم این است: “ای پدر روحانی مرا ببخش که گناهکارم.” او کاتولیک متعصبی است که تقریباً هرروز به کلیسا می‌رود و نزد پدر روحانی به گناهان خود اعتراف می‌کند. در خلوت خود او کاملاً درمانده است، اما وقتی در استودیو راه می‌رود و کارها را انجام می‌دهد یک شیر غران است؛ و البته باید هم باشد، چون او درواقع یک پرستار بچه سطح بالاست.

screen-shot-2016-03-06-at-9-03-13-amفیلم ۲۴ ساعت از زندگی منیکس را نشان می‌دهد و همین به برادران کوئن اجازه می‌دهد که از فرصت به‌دست‌آمده استفاده کنند و شکوه و جلال آن دوران هالیوود را به تصویر بکشند. نوع کار منیکس به‌گونه‌ای است که به صحنه‌های مختلف از فیلم‌های متفاوتی سر می‌زند و این فرصتی است که بتوان تصویرسازی و تجسم این دو برادر عاشق سینما را از آن عصر هالیوود و ژانرهای غالب آن دوران را دید. تماشاگر همراه با آن‌ها از صحنه یک وسترن درجه‌دو، یک درام پیچیده، فیلمی به سبک فیلم‌های استر ویلیامز، یک موزیکال شاد به سبک کارهای جین کلی و یک اثر حماسی – مسیحی عظیم را می‌بیند. همچنین این فیلم هم مانند آثار دیگر کوئن‌ها پر از شوخی‌، اشاره‌های طعنه‌آمیز به شخصیت‌ها و مکان‌هایی در دنیای واقعی در آن دوران است مثلاً در آن به فیلسوف مشهور آن دوران، هربرت مارکوزه اشاره می‌شود. مورد دیگر زمانی است که یکی از بازیگران زن درباره رقصیدن وقتی خوشه‌ای از موز روی سرش گذاشته است صحبت می‌کند که اشاره‌ای به بازیگر دهه ۵۰، کارمن میراندا است. کوئن‌ها برای این شخصیت نام کارلوتا والدز را انتخاب کرده‌اند که البته فیلمبین‌های حرفه‌ای شاید به خاطر بیاورند که این نام شخصیت اصلی فیلم «سرگیجه» آلفرد هیچکاک است.

کنت توران، منتقد لس انجلس تایمز در این باره می‌نویسد:

نکته فوق‌العاده درباره فیلم «درود بر سزار» سرگرم‌کننده بودن آن است. چه شما همه ارجاعات و اشارات آن را بفهمید یا نه بازهم دیدن آن لذت‌بخش است. بازسازی عصر کلاسیک هالیوود و دیالوگ‌هایی مانند ” ای پدر روحانی مرا ببخش که گناهکارم، امروز خشمگین شدم و یک ستاره سینما را کتک زدم ” حتماً و بدون هیچ شکی می‌توانند شما را سرگرم کنند.

ar-al942_caesar_gr_20160125161246تنها خط داستانی که در فیلم وجود دارد، مربوط به ساخته‌شدن همین فیلم حماسی بزرگ است. ربوده شدن بیرد ویتلاک (جروج کلونی) ستاره اصلی فیلم درود بر سزار که مراحل پایانی تولیدش را پشت سر می‌گذارد و قرار است اثری فاخر برای استودیو کپیتول باشد، ماجرایی است که خط اصلی داستان فیلم است. این فیلم فرضی به نظر از آن فیلم‌های مذهبی می‌آید که استودیوها هیچ‌وقت از ساختنشان خسته نمی‌شوند؛ و تصویرسازی و صحنه‌آرایی که کوئن‌ها برای نمایش آن انتخاب کرده‌اند بی‌شباهت به فیلم بن‌هور (۱۹۵۹) نیست. دزدیده شدن ویتلاک، آشفتگی و رمز و رازی به وجود می‌آورد و منیکس را به تلاش برای برگرداندن ستاره فیلم وا می‌دارد. کوئن‌ها البته برای نجات دادن ستاره فیلم از دست ربایندگان چندان عجله‌ای ندارند و بیشتر علاقه دارند که در پیچ‌وخم استودیوهای رؤیا سازی هالیوودی دهه پنجاه به گشت‌وگذار بپردازند، دیانا (اسکارلت جوهانسون)‌ را پوشیده در لباس پری دریایی غوطه‌ور در آب نشان دهند، یا هوبی (آلدن ارنرایک) ستاره وسترن را در حال پریدن روی پشت اسب یا کمنداندازی به تصویر بکشند. مثل بقیه بازیگرانی که به‌عنوان نماینده‌های آن دوره به تصویر کشیده می‌شوند، این دو نیز بسیار در کاری که انجام می‌دهند ماهر و خوب‌اند و برادران کوئن با این فیلم این شکوه و جذابیت در فیلم‌های کارخانه‌ای آن دوران را به زیبایی نمایش می‌دهند. حتی ویتلاک هم که تا حدی کودن و کم‌هوش تصویر شده در مقام یک بازیگر و ستاره هالیوودی کارش را به‌خوبی انجام می‌‌دهد.

البته در پس این تصاویر زیبا و رنگارنگ مفاهیم دیگری نیز نهفته است. منتقد واشنگتن‌پست، آن هورندی، درباره این فیلم می‌نویسد:

«درود بر سزار» درباره مضامینی است که کوئن‌ها همواره و در طول دوران کاری‌شان با آن‌ها درگیر بوده‌اند، از بخش‌های فراموش‌شده فرهنگ‌عامه گرفته تا مسائل پیچیده فلسفی؛ اما به‌جای اینکه در سطح به این مسائل نگاه کنند، با یک نگاه جدید هالیوود را به‌عنوان یک نیروی هژمونیک (سلطه‌طلب)‌ به تصویر کشیده‌اند. امپراتوری‌ای که به‌جای استفاده از شمشیر واقعی، از وسایل و ابزار ساخته‌شده با کاغذ و چوب استفاده می‌کند. هدف این فیلم تنها ستایش از فضای گذشته هالیوود نیست، اما واقعیت این است که برادران کوئن دوست ندارند که آن دوران کاملاً فراموش شود و از یادها برود.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید