کویین جانسن منتقد مجله “اِی وی کلاب” دریک مقاله با نگاه و تمرکز بر روی یک اپیزود خاص، اپیزود چهلم از فصل سوم «گامبال»، به نقد و بررسی این مجموعه خارق‌العاده پرداخته و نقبی به درون طنز هوشمندانه و ساختار ناب و اصیل و ترکیب تکنیکی منحصر به فرد آن زده است. متنی که ادامه می‌خوانید ترجمه ایست از این مقاله.
«دنیای شگفت‌انگیز گامبال» همانند یک وحی و الهام است. البته به وضوح حساسیت خود را «سیمپسون‌ها» و «سوث پارک» گلچین کرده است اما به واقع موفق شده است که چیزی کاملاً منحصر به فرد و مستقل باشد. چیزی که در ابتدا آش شله‌قلمکاری از شخصیت‌های دمدمی و احمقانه در جهانی دمدمی و احمقانه بود، تبدیل به دیدگاه و مطالعه‌ای خنده‌دار، هوشمندانه، زیرکانه و مضحک از حومه، خانواده، روابط و مفاهیم دیگر می‌شود؛ همان‌طور که از طریق کاراکتر دست به مکاشفه و بررسی می‌زند، این کار را از طرقِ خود مدیوم انیمیشن نیز می‌کند.
این بخش دوم بسیار مهم است چرا که هیچ‌چیزی در تلویزیون مانند «گامبال» از قدرت قاب انیمیشن استفاده نکرده است. این دنیای “شگفت‌انگیز گامبال” فقط یک محصول انیمیشنی نیست؛ بلکه توسط انیمیشن تعریف و مشخص‌شده است. مجموعه کاراکترهای منحصر‌به‌فردش که در سبک‌های متنوع و مختلف انیمیشنی طراحی‌شده‌اند (عروسکی، استاپ موشن، پیکسل آرت، سی جی آی و…) همه با طبیعت بصری خود تعریف می‌شوند و به همچنین است خود دنیای المور؛ یک زمینه الاستیک که توسط این مدیم هم تقویت‌شده هم به دام افتاده. طبیعت انیمیشنی «گامبال» استعاره یا نمایشگرِ مردم و ایده‌ها نیست. برای ساکنان المور، این جوهره انیمیشنی خود جهان آن‌هاست. برای مثال تینا ممکن است که قلدر کلیشه‌ایِ مجموعه باشد اما به همچنین او یک دایناسور با ساختار انیمیشنیِ “تری دی” است و این‌ها (کاراکتر و ساختار انیمیشنی آن) نمی‌توانند از هم جدا شوند.

درک همه این‌ها کلیدی برای فهمیدن نه‌تنها طنز «گامبال» است (و گامبال واقعاً خنده‌دار است) بلکه برای درک دیدگاه مجموعه هم ضروری است. تنوع سبک صرفاً برای اهداف طنز‌آمیز نیست؛ این برای جهان مجموعه ضروری و بنیادی است. این قاب انیمیشنی برای تحقق نشانه‌های آهنگی استادانه، اکتشاف ایده‌های بزرگ، مطالعات عمیقِ کارکتری و تفسیر فرا تفسیری استادانه بر انیمیشن و/یا تلویزیون به‌عنوان یک کل، استفاده می‌شود. به همچنین به‌طور خاص برای نقاط اوج‌ طرح داستان، درگیری‌ها، موانع، اهداف، تجزیه و تحلیل‌ها و نتایج استفاده می‌شود. انیمیشن و روایت کاراکترهای مجموعه و ساختارشان یکسان هستند و به رسمیت شناختن تنها یک جنبه از آن اشتباه است.
the-amazing-world-of-gumball-306344اپیزود “پول” (اپیزود ۴۰ از فصل سوم) مثال کاملی است. خانواده واترسون واقعاً یک خانواده منسجم هستند که توسط ایده آل‌های حومه شهری و ساختار نادرست طبقه‌بندی که توسط خیلی چیز‌ها به‌ویژه پول نقد کنار هم نگه‌داشته شده، هدایت‌شده و به دام می‌افتند. درحالی‌که من برای دلیل ورشکستگی واتسون‌ها خیلی مشتاق نبودم، دست‌وپنجه نرم کردن خانواده با کمبود بودجه اپیزود را به حداکثر جذابیت می‌رساند. این به روش خود، شیرین و جذاب است؛ دیدن حمایت خانواده واترسون از حال و هوای گامبال در حفظ تمامیت و کمال (عمدتاً به این دلیل که حال و هوای گامبال واقعاً خیلی طولانی می‌شود) درحالی‌که در همان زمان بر سر اینکه واقعاً با او موافق هستند یا نه مردد هستند.
خود گامبال در بهترین حالتش است وقتی به شکل نامعقولی آرمان‌گرا است، به نحوی خانواده خود را متقاعد می‌کند که برای حفظ کمال و تمامیت خود، برای پول در آگهی احمقانه تجاری شرکت نکنند (که البته کاملاً مخالف پیش‌زمینه خانواده‌ای است که به‌خصوص خودخواهانه و استثمارگرانه شناخته می‌شوند، این مسئله را دو برابر رقت‌انگیز می‌کند). چیزی درباره امتناع از بره برداری یک خانواده برابر تجارت زدگی وجود دارد اما بعد از آن، آن‌ها حتی غذایی در یخچال ندارند و آهنگ آزاردهنده گامبال درباره قدرت تخیل چیزی را درست نمی‌کند. این به‌عنوان رویارویی کلی اپیزود با این میل شدید کارتون‌ها در استفاده از “تخیل” به‌عنوان راه‌حل کلی برای لحظات مشکل‌ساز است.

اما پس‌ازآن همه‌چیز از هم می‌پاشد و این «گامبال» ناب است. خیلی به‌ندرت پیش می‌آید که این مجموعه هر وقت که بخواهد ضربه را محکم نزند، جمله “وقتی پول نداری، کل دنیات از هم می‌پاشه” تا سرحد ممکن صریح است و این را با نابود کردن خود کارتون نشان می‌دهند درحالی‌که خانواده واترسون دیوانه‌وار به سمت امضای قرارداد می‌دوند. این یک صحنه متحیرکننده است؛ رنگ‌ها از بین می‌رود و “سی جی آی” درهم می‌شکند، کاراکترها به شکل طرح کاغذی خود برمی‌گردند، پس‌ازآن همه‌چیز به شکل استوری بُرد درمی‌آید، سپس به شکل طرح‌های اولیه اتاق نویسندگی درمی‌‌آیند. این مجموعه با تمرکز اصلی بر روند متحرک‌سازی به درون خود نقب می‌زند، «گامبال» بر ارتباط مدیوم (انیمیشن) به المور و ساکنان آن تأکید دارد و ساختار نادرست زندگی طبقه متوسط که به‌شدت به پول و این‌که “چیزها چگونه به نظر می‌رسند” گره‌خورده است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید