بالاخره بعد از پنج قسمت، روایت اصلی «گلشیفته» شروع شد و گویی قصه روی غلتک افتاد. همان‌طور که هفته قبل گفتیم همه جذابیت‌های مجموعه نمایش خانگی «گلشیفته» در کنار روایتی که ناقص به نظر می‌رسید و کاراکترهایی که سرگردان و آواره بودند و نقششان در روایت اصلی معلوم نبود، چنان جلوه‌ای نداشت و این نواقص کمی کلیت مجموعه را آزاردهنده کرده بود؛ اما خب، انگار ما زود قضاوت کردیم، چراکه باعرضه و پخش قسمت پنجم، تمام انتقاداتی که به «گلشیفته» وارد کرده بودیم پاسخ داده شد که مهم‌ترین آن‌ها هم پیوند خوردن خرده روایت‌ها به روایت اصلی و شروع قصه به معنای کامل بود. «گلشیفته» تا همین‌جا هم به‌روشنی مشخص کرده است که موضعش چیست و پیام اصلی‌اش حقوق زنان است، این رویکرد هرچقدر در قسمت‌های اولیه محتاطانه و دوراندیشانه به نظر می‌رسید با پیشروی داستان لحن رک‌تر و سرراست‌تری به خود می‌گیرد و حالا با اضافه شدن سعیده به گروه بانوان ساکن خانه راحله، کلیت پیام شعیبی آشکار و واضح خود را نشان می‌دهد. این پررنگ‌تر شدن نقش سعیده با بازی بهاره کیان افشار، چالشی است که هم می‌تواند به ضرر مجموعه تمام شود و هم برگ برنده آن باشد که در قسمت پنجم خوشبختانه مورد دوم اتفاق افتاد. هم‌نشینی سعیده، دختری که تغییر جنسیت داده است با دیگران به‌ویژه راحله موقعیت‌های طنز جالبی را ایجاد کرد که شعیبی هم به‌خوبی از آن‌ها استفاده کرد و حتی خیلی زیرکانه با انتقاد از تصویرسازی زن در منزل در سینما و تلویزیون ایران که گاهی نشان داده می‌شود با چادر به رختخواب می‌روند، یکی از بهترین موقعیت‌های طنز این مجموعه تاکنون را ساخت. البته بار بیشتر کمدی «گلشیفته» که در قسمت پنجم خیلی بیشتر از همه قسمت‌های قبلی بود، بر دوش هومن سیدی و کاراکتر جذابش است. کاراکتری که در «عاشقانه» اولین بار دیده شد. باوجوداینکه کسی فکرش را هم نمی‌کرد هومن سیدی نه‌تنها از عهده ایفای یک کاراکتر متفاوت برآمد که آن‌قدر استادانه ظاهر شد که پیمان «عاشقانه» محبوب‌ترین کاراکتر آن مجموعه شد. «عاشقانه» استعداد کمدی سیدی را نشان داد و او که این روزها در سینما با «مصادره» در کنار رضا عطاران حسابی می‌درخشد، در «گلشیفته» هم شمایل مشابهی دارد و همان جنس کمدی را با خود به این مجموعه آورده است. گرچه بازی وی در این مجموعه بسیار جذاب است و از نقاط قوت «گلشیفته» به‌حساب می‌آید و حتی عملاً تنها جنبه کمدی این مجموعه کمدی است، اما به‌شدت امیدواریم بازیگر توانایی چون هومن سیدی در این نقش ماندگار نشود و کاراکتر هومن/پیمان تبدیل به تیپ بازیگری او نشود. البته با توجه به بینش سینمایی سیدی که بیشتر در نقش فیلم‌ساز عرضه می‌کند، بعید به نظر می‌رسد که در این دام بیفتد.
به «گلشیفته» بازگردیم، بد نیست اینجا اشاره‌ای هم به شخصیت‌های فرعی داستان داشته باشیم. شخصیت‌هایی چون مرضیه با بازی نسیم ادبی و وحید با بازی امیرمهدی ژوله که بسیار در بطن روایت نشسته‌اند و طنازی‌های مخصوص خودشان رادارند و گرچه در مرکز اتفاقات «گلشیفته» هستند اما کاراکترهایی هستند که آن‌قدر خوب پرداخت‌شده‌اند که بیننده حضور اندکشان را مغتنم می‌شمرد و ارتباط خوبی با آن‌ها برقرار می‌کند. این شخصیت‌پردازی دقیق و واقع‌گرایانه در مورد شخصیت‌هایی که نقش کمتر و فرعی‌تری هم دارند صدق می‌کند، مخصوصاً نامزد وحید و خانواده‌اش که یکی دیگر از نقاط جذاب قسمت پنجم را رقم زدند.
درنهایت، قسمت پنجم مجموعه «گل شیفته» با شروع تبادل آتش میان راحله و فؤاد پایان یافت. جنگ میان این دو، دیگر به نجواها و درگوشی‌های اتاق‌خواب خاتمه نمی‌یابد و فضایی عمومی‌تر به خود گرفته است. فؤاد و راحله، هرکدام با در اختیار گرفتن یک تریبون جمعی‌تر سعی در پیشبرد خواسته‌هایشان رادارند و به نظر می‌رسد که این قائله میان زوج اصلی به این زودی‌ها ختم به خیر نمی‌شود. آتش‌بس و پایان این جنگ مسلماً نقطه عطفی در روایت «گلشیفته» خواهد بود، چراکه دعوای میان راحله و فؤاد، بازتاب جنگ هرروزه زنان و جامعه‌شان است و پایان قصه شعیبی می‌تواند نمادی از پایان این راهی باشد که زنان در نیمه‌اش هستند.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید