دومین قسمت از مجموعه «گلشیفته» به کارگردانی بهروز شعیبی، دو روز بعد از ششمین قسمت «شهرزاد» پخش شد و این در حالی بود که بعد از همه غم و مصیبت‌هایی که در این قسمت از «شهرزاد» دیدیم به‌شدت به مجموعه «گلشیفته» نیاز داشتیم تا حداقل کمی حال و هوایمان را عوض کند. همان‌طور که پیش‌بینی کرده بودیم، «گلشیفته» تازه در ابتدای راه روایتش قرار دارد و هنوز به اوج خود نرسیده است. قسمت دوم «گلشیفته» اما خبر از اتفاقات خوبی در این مجموعه می‌دهد. روایت کلی «گلشیفته» بااینکه کاراکترهای اصلی‌اش را معرفی کرده و مسیر روایت را تا حدودی نشان داده است اما هنوز کامل نشده و با ورود کاراکترهای دیگر و پیشروی روایت، «گلشیفته» می‌تواند خیلی بیشتر با مخاطبانش ارتباط برقرار کند. در دومین قسمت دو کاراکتر دیگر معرفی شدند که حال و هوا و فضایی متفاوت نسبت به کاراکترهای قسمت اول دارند که می‌تواند در نوع خود جذاب باشد. همان‌طور که درباره قسمت اول این مجموعه هم گفتیم، شعیبی به‌جای جمع‌کردن کاراکترهایش در یکجا و معرفی آن‌ها و نسبت‌هایشان و گره زدن سرنوشت کاراکترهای مشخص به هم تمرکز اصلی‌اش روی روایتش است و هرچه روایت جلوتر می‌رود، کاراکترهای بیشتری وارد داستان می‌شوند و در ادامه همین مسیر به نقطه‌ای مشترک خواهند رسید. همچنین این روایت آرام و پیوسته، کم‌کم دارد حقه‌های طنزش را رو می‌کند و با کنایه‌های اجتماعی و سیاسی و شوخی‌های ظریف با سبک شهرنشینی تهرانی‌ها، بعد کمدی‌اش را به نمایش می‌گذارد. شاید بتوان گفت این شوخی با تهرانی‌ها و ترسشان از زلزله، ترافیک‌های بی‌امانشان و اعتیادشان به برنامه نود عادل فردوسی پور که در دو قسمت اول «گلشیفته» شاهدش بودیم، جالب‌ترین جنبه کمدی «گلشیفته» باشد، به‌ویژه که کاراکترها هنوز در جای درست خود قرار نگرفته‌اند و راه طولانی در برقراری ارتباط با بیننده دارند. از میان شخصیت‌های مجموعه «گلشیفته» تاکنون، هومن سیدی در نقش هومن که هنوز جایگاهش در داستان معلوم نیست موفق‌تر از همه بوده و بااینکه به نظر می‌رسد هومن ادامه کاراکتر پیمان «عاشقانه» باشد اما استعداد کمدی هومن سیدی تازه کشف‌شده و حسابی هم دل‌نشین است. مهناز افشار که در میان این جمع کمترین تجربه را در یک اثر کمدی این‌چنینی دارد خوب ظاهرشده و بازی روانی ارائه می‌دهد اما تلاش فیلم‌ساز برای تیپ‌سازی از این کاراکتر چالشی است که شعیبی با آن روبروست. تیپ‌سازی به این شیوه در مجموعه‌های نودقسمتی و مشابه آن پرورش میابد و جای خود را در میان مخاطب باز می‌کند و حالا باید دید، شعیبی در طول یک مجموعه‌ای که احتمالاً پانزده‌تا بیست قسمت بیشتر نخواهد بود، خواهد توانست یک کاراکتر زن را به‌عنوان یک تیپ کمدی معرفی کند یا خیر؛ اما مهم‌ترین چالشی که شعیبی با آن روبروست، پرورش کمدی در داستانی است که شخصیت‌های اصلی آن از دل موفق‌ترین و محبوب‌ترین کمدی‌های چند سال اخیر می‌آیند و شعیبی عملاً با چندین سال تجربه‌های کمدی تلویزیون ایران که بازیگرانش یدک می‌کشند در رقابت است. مهدی هاشمی که بارها توانایی‌اش را در اجرای نقش‌های طنز اثبات کرده است و کاراکترهای به‌یادماندنی کم خلق نکرده است. محمد بحرانی علاوه بر حضور موفقش در خندوانه رامبد جوان و صداپیشگی جناب­خان، در کنار ایرج طهماسب و صداپیشگی عروسک ببعی در مجموعه‌های نوروزی کلاه قرمزی یکی از دوست‌داشتنی‌ترین کاراکترهای این مجموعه را جان بخشیده است. سیامک انصاری هم که سلطان بی‌رقیب کمدی‌های نودقسمتی مهران مدیری است. امیرمهدی ژوله هم با پیشینه کار طنز و کمدی که در کنار برادران قاسم‌خانی، مهران مدیری و رامبد جوان دارد، باوجوداینکه هنوز وارد داستان «گلشیفته» نشده است، اما انتظار می‌رود یکی از جذاب‌ترین شخصیت‌های این مجموعه باشد. شعیبی باید کاری کند که مخاطبی که این شخصیت‌ها و کارهایشان را می‌شناسد وقتی به تماشای «گلشیفته» می‌نشیند ناخودآگاه فکر نکند که فلان مجموعه یا فلان نقش بهتر بود و این بازیگران در این اثر به‌خوبی همیشگی‌شان نیستند. به‌هرحال، کمدی شاید در سینما چندان موفق نبوده باشد اما در تلویزیون سابقه طولانی دارد و بیننده خوب قواعدش را می‌شناسد و شعیبی که تاکنون چنین تجربه‌ای نداشته است، پا در راهی پرپیچ‌وخم گذاشته و باید بتواند مخاطبانش را راضی کند که «گلشیفته» یک‌قدم روبه‌جلو برای تمام بازیگران و عوامل این مجموعه و خود مخاطب است.همچنین بخوانید:
نقد و بررسی قسمت اول سریال گلشیفته

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید