قبل از آنکه به سراغ بررسی قسمت پنجم «ممنوعه» برویم، بد نیست صحبت‌های امیر پورکیان، کارگردان این مجموعه را که به‌تازگی عنوان کرده است، مروری کنیم. وی اعلام کرده است که در این مجموعه به‌هیچ‌وجه به خودسانسوری روی نیاورده است و قطعاً دلیل استقبال مخاطبان از این مجموعه هم این است که کاراکترها و فضای داستانی به‌شدت به واقعیت نزدیک است؛ اما مهم‌ترین قسمت صحبت‌های پورکیان مربوط به قسمت‌های بعدی این مجموعه است. پورکیان عنوان کرده است که طرفداران و بینندگان «ممنوعه» به‌زودی غافلگیر می‌شوند و امکان ندارد حدس بزنند، مسیر قصه به کجا قرار است برود. پورکیان در صحبت‌هایش، گفته است که در قسمت هفتم یا هشتم، شاهد یک اتفاق پیش‌بینی‌نشده هستیم و بینندگان قطعاً از سیر روایت رو دست می‌خورند و قصه اصلی و پر تعلیق «ممنوعه» تازه ازآنجا به بعد شروع می‌شود.
حالا که به قسمت پنجم رسیده‌ایم، با در نظر گرفتن صحبت‌های پورکیان، باید توجه داشته باشیم که همه حوادث و اتفاقات جزئی و پیش‌پاافتاده‌ای که تاکنون دیده‌ایم و مخصوصاً آنچه در قسمت بعدی این مجموعه خواهیم دید، می‌تواند نقطه عطفی برای به اوج رساندن روایت باشد.
در قسمت پنجم، شاهد حضور پررنگ‌تر کاراکتر ترانه (بهاره کیان افشار) بودیم. کاراکتری که پیچیده و غیرقابل‌اعتماد است. وقتی ترانه نزد تجنگی (امیر جعفری) می‌رود تا شرایطش را برای ادامه سرمایه‌گذاری بگوید، بیننده نمی‌داند که اشک‌ها و حرف‌های او چقدر از ته دل است و چقدر بازی است. وقتی هم تجنگی وکیلش را از اتاق بیرون می‌کند تا با ترانه خصوصی صحبت کند، متوجه می‌شویم که ترانه هم‌تراز تجنگی است و خوب بلد است معامله کند. کاراکتر ترانه با همه پیچیدگی‌هایش و خصوصیات منفی که دارد، می‌تواند یکی از جذاب‌ترین کاراکترهای «ممنوعه» باشد، مخصوصاً که تا اینجای کار، بهاره کیان افشار بازی جذابی به نمایش گذاشته است و همه هم به‌خوبی به یاد داریم که کاراکتر منفی شیطان در مجموعه «او یک فرشته بود» باعث شهرت این بازیگر شد؛ پس می‌توان انتظار یک کاراکتر چالش‌برانگیز از ترانه داشته باشیم.
کاراکتر دیگری که آرام‌آرام خودش رانشانمان می‌دهد، خسرو (هادی حجازی فر) است. هرچه بیشتر پیش می‌رویم، متوجه می‌شویم که کمتر از خسرو میدانیم، ارتباط او با تجنگی هنوز برایمان مشخص نیست و گذشته وی نیز همچون علامت سؤالی پیش روی بیننده قرار دارد. حالا که رها (لیلا زارع)، به طرز مشکوکی گم‌شده است، شاید باید منتظر کنش گری بیشتری از سمت خسرو باشیم.
سامی هم به‌عنوان کاراکتر اصلی، نشانه‌هایی از شخصیتی را دارد که در ادبیات عامه به “آقازاده” معروف است. سامی علی‌رغم همه قلدری‌ها و کل‌کل‌هایش، به‌شدت به پدر و پول او وابسته است. هرچقدر هم سعی کند مسیر جدیدی در زندگی‌اش شروع کند، ارتباطی ناگسستنی میان او و پدری که شاید موردانتقادش است وجود دارد. سامی حتی با کمک مستقیم پدر توانست برای برکه و خانواده‌اش، خانه‌ای مناسب فراهم کند و از این راه جای خود را در دل پدر برکه باز کند. حالا، اما سامی در یک برزخ قرار دارد. یک‌سو پدرش است که گرچه پیوند قلبی و احساسی نزدیکی با او ندارد، اما به او یا بهتر است بگوییم به پولش نیاز دارد و در سوی دیگر برکه است که سامی عاشقانه دوستش می‌دارد، اما رابطه این دو باعث تحریک بیش‌ازحد ترانه شده است تا جایی که حتی برای اسیدپاشی به برکه اقدام می‌کند.
قبل از آنکه این یادداشت را به پایان ببرم، لازم میدانم از سکانسی در قسمت پنجم صحبت کنم که هنوز چندساعتی از پخش این قسمت نگذشته به‌عنوان سکانس جنجالی «ممنوعه»در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود. این سکانس، خارج از جنجالی بودنش، هنر فیلم‌سازی پورکیان و آنچه قرار است با آن‌طرف باشیم را نشان می‌دهد؛ سکانس رویارویی سامی و ترانه. در این سکانس، دوربین در زاویه دید ترانه قرار دارد، سامی هیچ حالتی در چهره‌اش منعکس نمی‌شود و جز اشاره‌ای کوتاه در یک دیالوگ به وضعیت ترانه، هیچ نشانه دیگری به بیننده داده نمی‌شود. صدای ترانه خارج از کادر است و ما فقط سامی را می‌بینیم. پورکیان، در این قسمت با حداقل اطلاعاتی که به بیننده می‌دهد، قوه تخیل او را تحریک می‌کند، او را به‌جای ترانه می‌برد و روایت را از دید او بیان می‌کند. فیلم‌ساز در این سکانس، حرفش را زده و همه‌چیزی را که می‌خواسته بگوید، گفته است؛ اما این بیان اطلاعات شبیه یک درگوشی میان او و بیننده‌اش است. این شیوه که بیشتر در سینما مورداستفاده قرار می‌گیرد، جسارت پورکیان را در همان ادعایی که اول مطلب از قول او مطرح کردیم را نشان می‌دهد؛ او خود را سانسور نمی‌کند، بلکه شیوه‌ای برای بیان پیدا می‌کند که بیننده را درگیر و او را به‌عنوان عنصری دراماتیک، در روایت وارد می‌کند.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید