آخرین تماس Last Call فیلم درامی در مورد مردی است که به کمک نیاز دارد. البته منظور ما شخصیت اسکات، با بازی دیوید ویلکینز که نویسنده این فیلم نیز است، و به اشتباه به جای خط تلفن کمک به افرادی که قصد خودکشی دارند به سرایداری به نام بث با بازی سارا بوث که در شیفت شب در کالج محلی کار می‌کند زنگ می‌زند، نیست، بلکه منظور کارگردان این فیلم، گاروین مایکل بوث است که تصمیم گرفته این فیلمش را به روش فیلم‌برداری با یک شات برای هر شخصیت خود، بسازد. کل فیلم به صورت هم‌زمان دو شخصیت اصلی را نشان می‌دهد تا این‌که این دو شات به یکی تبدیل می‌شود.
کسی باید باشد که جلوی کارگردانان بی‌تجربه را برای اجرایی کردن چنین تصمیم‌هایی بگیرد، مخصوصا وقتی مانند بوث برای اثبات خود و نه به دلیل موضوع فیلم از آن استفاده می‌کنند. این به این معنا نیست که آخرین تماس Last Call موضوع خودکشی را کوچک شمرده است، بلکه بوث روشی را انتخاب کرده است که توجه مخاطب را به جای موضوع فیلم، به سبک فیلم‌برداری آن جلب می‌کند. بدون شک داستانی در مورد مردی که به فکر پایان دادن به زندگی خود است و غریبه‌ای پای تلفن سعی می‌کند او را از تصمیمش منصرف کند، هیجان‌انگیز است، با این‌حال به نظر نمی‌رسد که هدف اصلی این کارگردان بالا بردن آگاهی در مورد خودکشی و آسیب زدن به خود باشد. یکی از دلایل اصلی که سینماهای آلامو درفت‌هاوس و لاملی تصمیم به اکران این فیلم در ماه جلوگیری از خودکشی گرفته‌اند، موضوع آن است.

همچنین بخوانید:
معرفی مستند ۲۱ سال با کوئنتین تارانتینو QT8: The First Eight

آخرین تماس Last Call

کارگردان این فیلم که قبل از ساخت این فیلم، تعداد زیادی موزیک ویدیو و چندین فیلم با بودجه کم را ساخته است، در مصاحبه‌ای گفت در ابتدا تصمیم داشته که شخصیت بث یک متخصص مرکز جلوگیری از خودکشی باشد، اما بعد‌تر متوجه شد که این افراد برای جواب دادن به تماس‌های این‌ چنینی تمرین دیده‌اند و بنابراین داستان به پایانی که او در نظر داشته نمی‌رسد. به همین دلیل تصمیم گرفت که شخصیت اصلی داستان به اشتباه به بث زنگ بزند.
از طرفی این موضوع به هیجان داستان اضافه می‌کند و از طرفی دیگر نشان می‌دهد که بوث و فیلم‌نامه‌نویس فیلم، ویلکینز، چقدر در مورد سرنوشت شخصیت اصلی داستان بی‌رحم بوده‌اند. آن‌ها اول تصمیم گرفته بودند که داستان آخرین تماس Last Call چطور باید به اتمام برسد و سپس با مهندسی معکوس بقیه داستان را نوشته‌اند و امیدوار بوده‌اند که مخاطب که سرگرم‌ تماشای دو شخصیت به صورت همزمان است، متوجه هدف اصلی آن‌ها نشود.
در واقع مشکل آخرین تماس Last Call حساب‌شده بودن داستان آن نیست، بلکه نکته اینحاست که این داستان به اندازه کافی حساب شده نیست. اگر هدف شما ساختن فیلمی با بودجه کم در مورد موضوعی حساس است، همه چیز باید برنامه‌ریزی شده و دقیق باشد، اما در آخرین تماس Last Call زمان‌های هدر شده بسیار است. شخصیت‌ها از قاب دوربین خارج می‌شوند و دوباره برمی‌گردند و چیزی جای آن‌ها را نمی‌گیرد. این نکته‌ای است که مایک فیگیس در سال ۲۰۰۰ پس از ساخت کد زمان متوجه آن شد: اگر قصد به نمایش گذاشتن دو موضوع هم‌زمان را دارید، وظیفه کارگردان هدایت کردن توجه مخاطب از موضوعی به موضوع دیگر است. که بوث از عهده این کار برنیامده است.

آخرین تماس Last Call

در ابتدای فیلم، صفحه نمایش به صورت افقی به دو قسمت تقسیم شده است و هر یک از این قسمت‌ها یکی از شخصیت‌های داستان را نشان می‌دهد. در تصویر بالایی رستورانی را در ساعت‌های آخر روز می‌بینیم و در قسمت پایین بث را می‌بینیم که به سمت محل کارش رانندگی می‌کند و در مورد پسر گمشد‌ه‌اش با تلفن صحبت می‌کند. موضوعی مهم که خودش به تنهایی می‌توان موضوع یک فیلم باشد. البته موضوع فرزند گمشده تا لحظه‌های آخر آخرین تماس Last Call بی‌جواب می‌ماند.
اسکات افسرده است و وقتی با بث تماس می‌گیرد، صفحه به صورت عمودی به دو قسمت تقسیم می‌شود. در نهایت موضوع فرزندانشان باعث ایجاد حس صمیمیت بین این دو شخصیت می‌شود، اما داستان فیلم بسیار کند پیش می‌رود و موضوع خودکشی نباید این‌طور در فیلمی به کار برود، چرا که اهمیت و حساسیت این مساله بسیار بالا است. تماشای بث که پس از با‌خیر شدن از تصمیم اسکات به دلیل این‌که نمی‌داند او کجاست نمی‌تواند به کمکش برود، بسیار اذیت‌کننده است.
سارا بوث، که همسر کارگردان فیلم است، بازی خوبی از خود به نمایش گذاشته است، با این‌حال از فشاری که فیلم بر روی مخاطب می‌گذارد چیزی کم نکرده است. اگر بخواهم صادق باشم این علاقه فیلم‌سازان به ساخت فیلم‌هایی به این سبک را درک نمی‌کنم. از نظر من آثار کارگردانانی که می‌توانند هیجان و اشتیاق را با برداشت‌های مختلف در زمان نشان دهند، بسیار چشم‌گیرتر هستند. به نظر می‌رسد هدف بوث بیشتر بازی با احساسات مخاطب است و خیال می‌کند که توانسته با استفاده از موضوع خودکشی و روایت هم‌زمان دو شخصیت، با مخاطب خود ارتباطی تاثیرگذار برقرار کند.

این مطلب از نوشته پیتر دبروگ در سایت ورایتی گرفته شده است. 

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید