کمی خلوت‌تر، کمی بی‌نظم‌تر. این بزرگ‌ترین تفاوت روز اول جشنواره سی‌وپنجم با روز اول دوره‌های قبل، حداقل دو سه دوره قبل، بود. روز اول جشنواره البته همیشه خلوت‌تر از روزهای بعد است. تعدادی از کارت‌ها هنوز توزیع نشده، خیلی‌ها هنوز به زندگی فستیوالی خو نکرده‌اند و البته جشنواره هم فیلم‌های خوبش را به مثابه آس‌هایش رو نکرده. البته گاهی هم فیلم‌هایی قربانی نمایش در روز اول جشنواره می‌شوند. دوسال پیش «ناهید» آیدا پناهنده در ساعت 10 صبح روز اول نمایش داده شد و کمتر کسی در بین منتقدین فیلم را دید. امسال – البته بعد از نمایش مستندهای همیشه دور از انظار که در ساعت‌های ابتدای ظهر به نمایش درمی‌آیند – اما جشنواره با یک فیلم کم‌نام و نشان شروع شد. «خانه دیگری» در سالنی نیمه‌پر به نمایش درآمد و چندان هم مورد توجه قرار نگرفت. فیلمی با نامی نه چندان جذاب و دو بازیگر شناخته‌شده، پژمان بازغی و ناصر هاشمی که البته ضامن موفقیت فیلم نبودند. نمایش فیلم با نزدیک به یک ساعت تأخیر آغاز شد و این تأخیر یک‌ساعته تا پایان شب مثل دومینویی ادامه پیدا کرد و هیچ فیلمی کمتر از نیم ساعت نسبت به برنامه از پیش اعلام‌شده تأخیر نداشت.
در نشست مطبوعاتی بعد از پایان فیلم بازغی از منتقدان و کارشناسان قدیمی گله کرد که چرا در نشست مطبوعاتی این فیلم شرکت نکرده‌اند و گبرلو مجری نشست‌ها که بعد از انصراف توأم با دلخوری انجمن منتقدان برگزاری جلسات را پذیرفته است جواب داد منتقدان در سالن‌ها مشغول تماشای فیلم‌ها هستند. پاسخ درستی بود و برای فیلم‌سازان فیلم اول جلب کردن توجه منتقدان خود یک موفقیت محسوب می‌شود. آن‌ها برخلاف خبرنگاران اجباری برای حضور در جلسات و پوشش خبری همه فیلم‌ها ندارند.
عمده انتقادی که بعد از فیلم شنیده می‌شد این بود که فیلم ساختاری تلویزیونی دارد. بهنوش صادقی کارگردان فیلم هم در جواب این انتقاد گفت بهتر است انتخاب فیلم در بخش مسابقه را به کارشناسان واگذار کنیم.
دومین و البته موفق‌ترین فیلم روز اول جشنواره «ایتالیا ایتالیا» بود. فیلمی با لحظاتی شاد و گاه فانتزی که البته گه گداری هم به سنت سینمای اجتماعی ایران زوج‌ اصلی‌اش را در حال بحث و فریاد و بعد اشک ریختن در قاب می‌گرفت. «ایتالیا ایتالیا» فیلم دستیار کارگردان‌ها بود! علی ملاقلی‌پور و دانش اقباشاوی هردو در نقش خودشان در فیلم بازی کوتاهی داشتند، شغل یکی از دو شخصیت اصلی فیلم دستیار کارگردانی بود و فرید سجادی حسینی، همان پیرمرد خطاکار فیلم «فروشنده»، نقش پدر شخصیت اصلی دیگر را داشت. سجادی حسینی سال‌هاست در سینما در حرفه دستیاری و برنامه‌ریزی فعال است. جهانگیر میرشکاری و همایون ارشادی هم هردو در نقش خودشان در فیلم حاضرند. «آبادان» هم یکی دیگر از حاضران در فیلم بود! فرید سجادی حسینی با لهجه خوزستانی در فیلم شوخی‌های درجه یکی بیان می‌کرد، جهانگیر میرشکاری و دانش اقباشاوی هم لهجه جنوبی داشتند و دانش ترانه کوتاهی هم می‌خواند. «ایتالیا ایتالیا» فارغ از ارزش‌گذاری فنی و انتقادی بارها تماشاگرش را خنداند.
انتخاب لحنی طنز برای فیلم اول یک کارگردان از اولین سؤال‌هایی بود که به ذهن می‌رسید و کاوه صباغ‌زاده کارگردان فیلم هم در نشست مطبوعاتی این لحن را به فشارهایی نسبت داد که در این مدت روی او واردشده و گفت از ابتدا قصد نوشتن متنی طنزآمیز نداشته اما وقتی فیلم‌نامه را نوشته دیده که لحن متنش طنز از آب درآمده است.
نقش زوج اصلی فیلم را حامد کمیلی و سارا بهرامی بازی می‌کنند که پیش‌ازاین دوبار در سریال‌های تلویزیونی همبازی بوده‌اند. نقش برای هردوی آن‌ها یک انتخاب پر چالش بوده است چون دقایق فراوانی در فیلم به نشان دادن عشق و علاقه آن‌ها به هم اختصاص دارد و اگر به دل تماشاگر ننشینند کاری دیگر از کسی ساخته نیست. کاوه صباغ‌زاده هم به این نکته اشاره کرد که خیلی از بازیگران ریسک بازی در این فیلم را نپذیرفتند.
چهارمین فیلم روز «خانه/اِو» بود. فیلمی که از بخش هنروتجربه وارد بخش مسابقه شده است و اطلاعات و عکس‌های آن باعث کنجکاوی عده‌ای و البته دور شدن عده‌ای دیگر می‌شد. فیلم به زبان ترکی، با بازیگران آذربایجانی و در تبریز ساخته‌شده است. اصغر یوسفی نژاد کارگردان آن یک فیلم اولی است؛ اما برخلاف کاوه ف که از مطبوعات شروع کرده است. صباغ‌زاده جوان نیست. برخلاف کاوه صباغ‌زاده پدرش هم کارگردان نبوده. کارش را هم نه از سینما و پشت‌صحنه تولید سینمایی یوسفی نژاد سال‌ها در مجله گزارش فیلم و بعدها در ماهنامه فیلم مسئول صفحات معرفی کتب سینمایی بوده است. کارمند صداوسیمای تبریز بوده و سابقه چند فیلم کوتاه و مستند و دو فیلم تلویزیونی را در کارنامه خود دارد. در حالی که فیلم اولی‌ها معمولاً جوان هستند و جویای نام، یوسفی نژاد جوان نیست و بعد از بازنشستگی از صداوسیما تصمیم به ساختن اولین فیلم بلند خود گرفته. جویای نام هم نیست و رفتار بسیار متواضعی دارد. فیلم را با هزینه‌ای بسیار پایین و ترکیبی از بازیگران تئاتر تبریز و نا بازیگران ساخته است. بااین‌وجود فیلم پایین‌تر از انتظار اولیه بود و دوربینی که لحظه‌ای شخصیت‌های فیلم را رها نمی‌کرد و از نزدیک‌ترین فاصله آن‌ها را تعقیب می‌کرد خیلی‌ها را خسته کرد. شاید تنها پایان متفاوت آن بود که صبورترهای داخل سالن مانده را می‌توانست راضی کند.

نشست مطبوعاتی فیلم به شرح چگونگی ساخته‌شدن فیلم و دو ماه تمرین مداوم بازیگران با و بدون دوربین اختصاص پیدا کرد. نکته جالب در نشست مطبوعاتی این فیلم حضور سعید راد بود. سعید راد که اساساً از سینمایی یکسره متفاوت می‌آید، بعد از تمام شدن فیلم تحسین مفصلی از فیلم کرد و به یوسفی نژاد گفت او که بازیگر است و میزانسن را می‌شناسد می‌داند که تا چه اندازه فیلم خوب اجراشده و کستینگ او عالی بوده است. خب ظاهراً آدم‌ها جذب قطب مخالف و یا شاید کاملاً مخالف خودشان می‌شوند!
شب اول جشنواره در یک هوای فوق‌العاده سرد که حتی سیگاری‌های جلوی محوطه برج میلاد را هم فراری داده بود، با نمایش «آزادی به قید شرط» ساخته حسین شهابی پایان پیدا کرد و کاخ جشنواره‌ها یا همان سینمای مخصوص رسانه‌ها منتظر روزهای شلوغ‌تر و فیلم‌های مطرح‌تر باقی ماند.‌ هنوز بسیاری از غرفه‌های مخصوص شبکه‌های تلویزیونی و برنامه‌های تصویری مشغول برپا کردن دکورهایشان بودند و انگار هنوز جشنواره به‌طور کامل افتتاح نشده است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید