هشتمین روز جشنواره فیلم فجر در کاخ رسانه‌ها برج میلاد مثل روزهای دیگر با نمایش یک مستند و چهار فیلم بلند داستانی ادامه پیدا کرد. روزی که دو نام مشهور فریدون جیرانی و حمید نعمت‌الله در برج میلاد فیلم داشتند. نشست مطبوعاتی «رگ خواب» بدون حضور نعمت‌الله برگزار شد که برای فیلم‌برداری فیلم دیگرش «شعله‌ور» در زابل به سر می‌برد؛ اما بااین‌وجود تبدیل به یکی از دو نشست مطبوعاتی طولانی این دوره از جشنواره شد.
روز هشتم با نمایش مستند «متهمین دایره بیستم» شروع شد. مستند پرمخاطب جشنواره سینما حقیقت با لحظاتی پرهیجان از زندگی یک باند خلاف‌کار نوجوان. فیلم‌ساز با کاراکترهایش دزدی ماشین و یک دوجین خلاف دیگر را به تصویر می‌کشد و در طول شش سال آن‌ها و زندگی‌شان به خصوص احسان کاراکتر مرکزی‌اش را دنبال می‌کند. اولین فیلم داستانی یکشنبه «یک روز بخصوص» هم چندان چنگی به دل نزد. فیلمی که برعکس «سارا و آیدا» این بار مازیار میری مجری طرح بوده و همایون اسعدیان روی صندلی کارگردانی نشسته است. در نشست مطبوعاتی فیلم همایون اسعدیان درباره شباهت دغدغه اخلاقی فیلمش با «سارا و آیدا» گفت: «من پارسال درست در همين تاريخ در حال فیلم‌برداری اين فيلم بودم و هنوز درباره فيلم آقاي ميري صحبتي نبود. موضوع اخلاق گرايانه در هر دو فيلم وجود دارد؛ و كست مشابه و موضوع مشترك اتفاقي است.» اسعدیان درباره انگیزه‌اش زا ساخت این فیلم هم گفت: «زماني كه قتل ميدان كاج پيش آمد و همه فقط تماشا كردند و سلفي گرفتند، اين سؤال براي من به وجود آمد كه مسئوليت اجتماعي ما كجاست و اين موضوع براي من دغدغه شد، كه شروع به نگارش فیلم‌نامه‌ای در اين‌باره كردم. من دوست داشتم موقعيتي خلق كنم كه تماشاگر بگويد من اگر در اين موقعيت بودم چه مي‌كردم؟»
فریدون جیرانی با فیلم متفاوتی که ساخته اولین ستاره روز هشتم جشنواره بود. فارغ از موفقیت یا عدم موفقیت جیرانی، فاصله‌ای که او واقع‌گرایی آشنای سینمای اجتماعی ایران گرفته جالب‌توجه بود. درحالی که عمده فیلم‌های جشنواره در زمان حال در مکان تهران (حالا یا اپارتمانی در شمال شهر یا خانه‌ای قدیمی در جنوب شهر) و با موضوعات حادی از قبیل اختلاس و مرگ بچه و خیانت زوجین و… ساخته می‌شوند، جیرانی یک داستان معمایی را با پرداختی استیلیزه و سیاه‌وسفید و تصاویری شبیه فیلم لهستانی آیدا (پاول پاولیکوفسکی) ساخته است.

فیلم جیرانی با حضور ماهایا پطروسیان بعد از سال‌ها همراه بود و یک الناز شاکر دوست خوب‌تر از حد تصور داشت. شما اخیراً فیلمی از شاکر دوست دیده بودید؟ خیلی از ما اصلاً توجه نکرده بودیم که او مدتی است در ایران زندگی نمی‌کند. توضیحی که الناز شاکر دوست درباره تجربه مرگی که از سر گذرانده و تحولات فکرش جالب بود:

«شاید در کلمه دو سال کار نکردن ساده باشد، اما برای بازیگری که کارش را دوست دارد سخت است، دلیل اینکه کار نکردم همین دوست داشتن و عشق واقعی به سینما بود. ماجرا از جایی شروع شد که من یک تجربه مرگ را پشت سر گذاشتم، جز بنده‌هایی هستم که خدا زندگی دوباره به من داد، احساس کردم که همه‌چیز تمام شد و در آن لحظه خودم را دوست نداشتم و فیلمی که دوست داشته باشم در کارنامه‌ام نبود. به همین دلیل سفر کردم و از ایران رفتم، درس خواندم، اما سفر اصلی در درون من اتفاق افتاد، سفر خویشتن من که خودم را پیدا کنم. چیزی که در صحرا دیده شد، شاید ماحصل همین موضوع باشد.»

یکی از نکات جالب نشست مطبوعاتی «خفگی» این بود که کارگردان و برگزارکننده هردو اجراکننده‌های برنامه هفت تلویزیون بوده‌اند. جای بهروز افخمی فقط خالی بود!
و اما فیلم اصلی روز هشتم جشنواره که «رگ خواب» حمید نعمت‌الله بود و با توجه زیادی در بین رسانه‌ها روبرو شد. فیلم طرفداران خودش را داشت و البته مثل همیشه کارهای نعمت‌الله مخالفان خودش را. نشست مطبوعاتی فیلم بدون حضور نعمت‌الله برگزار شد. یکی از نکات جالب درباره این فیلم آن بود که هم متهم به مرد ستیزی شد و هم متهم به زن‌ستیزی و هم فمینیسم!
معصومه بیات نویسنده فیلم‌نامه و همسر حمید نعمت‌الله به اتهام مرد ستیزی چنین جواب داد:

«این فیلم اصلاً ضد مرد نیست. کامران حصیبی به عنوان یک مرد، این کارها را انجام داده است. ما گاهی به برخی مردها بیش از حد لازم بها می‌دهیم و بعد خودمان مجبوریم با آن‌ها بجنگیم زمان آن رسیده است که بدانیم چه چیزی بد و چه چیزی خوب است.»

و درباره اتهام فمینیسم گفت:

« فمینیسم در غرب هم شکست‌هایی داشته و من دوست ندارم این اسم را برای فیلم و داستان بگذارم.» این هم جالب است که در ایران فمینیسم یک «اتهام» به حساب می‌آید!


«رگ خواب» همان فیلمی بود که در پشت‌صحنه آن بین لیلا حاتمی و چند خبرنگار مشکلاتی پیش آمد و فایل صوتی صحبت‌های تند و توهین‌آمیز حاتمی پخش شد و باعث ناراحتی خبرنگاران شد و بعد مانی حقیقی وارد شد و خبرنگاران را دوزاری خواند… در این جلسه هم این موضوع پیش کشیده شد. ابتدا معصومه بیات در این باره گفت: «من کارم روزنامه‌نگاری است. اگر در ایران به  شما احترام نمی‌گذارند و شما را نمی‌بینند، من از شما تشکر می‌کنم. رکن چهارم دموکراسی رسانه است. » در ادامه لیلا حاتمی هم درباره رفتار سال گذشته‌اش حرف زد و گفت:

«من مسئول تفرعن بقیه همکارانم نیستم و با اینکه تعصب و غیرت صنفی دارم اما به اعتراضات صنفی کاری ندارم، چون به نظرم نوعی خود کم‌بینی است. راجع به خبرنگاران هم باید بگویم من آن روز با هشت نفر طرف بودم و منظورم من هم همان هشت نفر بودند. من چون آدمی هستم که چه در دعوا و چه در صلح به طرف مقابلم خیلی اهمیت می‌دهم بنابراین در آن لحظه با تمام وجودم در برخورد شرکت می‌کنم. وقتی عصبانی هستم، آن را نشان می‌دهم چون فکر می‌کنم باید با طرف مقابلم ارتباط برقرار کنم. آن روز که دوستان خبرنگار به پشت‌صحنه «رگ خواب» آمدند و آماده نبودند، نمی‌توانستم آرام برخورد کنم و همان لحظه رفتار بیرونی نشان دادم. من این کار را تا وقتی‌که بتوانم و حالش را داشته باشم انجام می‌دهم.»

رفتار لیلا حاتمی و سخنان او چندان شبیه یک معذرت‌خواهی نبود، اما محمود گبرلو در ابتدای نشست فیلم خفگی برای رفتار شب قبلش در نشست مطبوعاتی و به خصوص درگیری‌اش با علی علایی معذرت خواست. او از اینکه بحث‌های شب گذشته باعث شده او داد بزند و از کسانی‌ بخواهد جلسه را ترک کنند، از حاضران معذرت‌خواهی کرد.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید