آنیس واردا Agnès Varda به دنبال پیدا کردن دوست است که اتفاقاً مهارت زیادی هم در آن دارد. این کارگردان فوق‌العاده نقشی اساسی در موج نوی فرانسه nouvelle vague در دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی داشته است. او حالا در سن ۸۹ سالگی کوهی از تجربه دارد: او تماشاگران را با کلاسیک‌هایی مثل «کلئو از ۵ تا ۷» Cleo from 5 to 7 و «خانه‌به‌دوش» Vagabond مجذوب خود کرد. واردا در دو دهه‌ی گذشته با مستندهای احساسی‌اش نسل جدیدی از مخاطبان را جذب خود کرده است که از میان آن‌ها به The Gleaners and I و The Beaches of Agnesمی‌توان اشاره کرد. در تمام این دوران او رابطه‌اش را با افرادی حتی بسیار متفاوت از خودش مثل ژان-لوک گدار Jean-Luc Godard حفظ داشته است.
«چهره‌ها مکان‌ها» Faces Places یک فصل تکان‌دهنده و بامزه در دوران مستندسازی واردا به شمار می‌رود. این بار وقت همکاری با جوان هنرمند فرانسوی مشهور، جی‌آر JR است. تخصص جی‌آر در چاپ عکس‌هایی که دیوار ساختمان‌ها را می‌پوشانند است. واردا به همراه جی‌آر سوار کامیون او شده و به دور کشور می‌گردند.برای این‌که هدف این سفر که جی‌آر آن را پشت‌ورو Inside Out نامیده است، بهتر معلوم باشد ماشین را شبیه یک دوربین عکاسی می‌کنند. در حقیقت هم این ماشین یک عکاس‌خانه‌ی سیار است. واردا و جی‌آر به یک محله‌ی روستایی رفته و خودشان را به مردم معرفی می‌کنند و از سوژه‌هایشان عکس می‌گیرند. دراین‌بین مکالمات شکل گرفته و روابط جدیدی ساخته می‌شوند.
در این حین واردا سؤالاتی می‌پرسد و به داستان‌ها گوش می‌دهد. تمرکز او همیشه بر روی افراد معمولی و کسانی که خود را در حاشیه می‌بینند بوده است. اسلحه‌ی ‌مخفی او توانایی درک بالا و ارتباط گرفتن با هر نوع تجربه‌ای است. قامت بامزه و کوچک، طرز رفتار و موهای دو رنگ هنری‌اش احتمالاً ارتباط گرفتن را برایش راحت می‌کند.
او یک خبرنگاری به دنبال جواب نیست، او یک تماشاگر کنجکاو است که می‌خواهد اثرگذاری شرایط زندگی در تصمیمات را بررسی کند.
همکار جوان او مهربان و درعین‌حال مرموز است، روحیه‌ای که لازمه‌ی کار یک هنرمند خیابانی است. امتناع او از برداشتن عینک گنده‌اش واردا را به یاد دوستی‌‌اش با گدار می‌اندازد. واردا برای جی‌آر توضیح می‌دهد که یک‌بار برای مدت کوتاهی این گدار لجباز را مجبور کرده است برای یک فیلم کوتاه عینکش را بردارد. به جی‌آر اصرار می‌کند او هم کوتاه بیاید و عینکش را بردارد. جی‌آر مقاومت می‌کند به‌طوری‌که حتی رفتن به لوور هم او را مجاب به این کار نمی‌کند. درحالی‌که واردا را عین یک “مادربزرگ باتجربه” بر روی ویلچر راه می‌برد، صحنه‌ای از فیلم گدار «دسته جدا افتاده‌ها» Band of Outsiders را بازسازی می‌کنند.آن‌ها در مورد مرگ و دید واردا که هرروز تارتر از قبل می‌شود، صحبت می‌کنند. بااینکه هدف اولیه‌ی واردا دادن ایده‌‌های جدید به افراد و تبادل ایده‌ها بوده است، هر چه «چهره‌ها مکان‌ها» به پایان نزدیک‌تر می‌شود مشخص می‌شود که به همان اندازه برای این فیلم‌ساز مهم بوده است که تا قبل از اینکه دیر شود همه‌چیز را ببیند و با آدم‌های بیشتری آشنا شود. گرفتن عکس، ساختن فیلم، آشنا شدن با افراد تا جایی که وقت باقی‌مانده است برای او اهمیت زیادی دارد. او می‌گوید”: درنهایت همه‌ی ما ناپدید می‌شویم.”
و حالا نظر منتقدان در مورد این فیلم:
تی بر Ty Burr منتقد بوستون گلوب Boston Globe نوشته است:
“این فیلم باعث می‌شود تمام کسانی را که به‌راحتی از کنار آن‌ها رد می‌شدیم و یا نادیده می‌گیریم را بهتر ببینیم. «چهره‌ها، روستاها» لحظاتی سرشار از شادی در خود دارد. خود واردا دیگر پیر شده است، دید چشمانش روزبه‌روز کمتر شده و درجایی از فیلم می‌گوید: “با هرکسی که ملاقات می‌کنم به خودم می‌گویم احتمالاً این آخرین نفر است”. دراین‌بین جی‌آر جوان سعی می‌کند او را سرحال بیاورد. حال و هوای بین این دو فیلم‌ساز بسیار لذت‌بخش است. واردا و جی‌آر مثل یک معلم و دانش‌آموز، دو همکار، دو هنرمند و یا دو دوست لجباز هستند. درجایی از فیلم جی‌آر از پاهای پرچروک واردا و چشمانش عکس می‌گیرد و آن را روی دو واگن بزرگ قطار می‌چسباند. واردا در توضیح می‌گوید: “هدف اصلی قدرت تخیل است، ما از آن لذت می‌بریم و امیدواریم شما هم لذت ببرید”. هرکسی که نمی‌تواند از این فیلم شاد و عمیق لذت ببرد به نظر می‌رسد یا دیگر امیدی به فیلم‌ها ندارد و یا امیدش را به زندگی از دست داده باشد.”
گلن کنی Glenn Kenny منتقد راجر ایبرت RogerEbert.com نوشته است:
“آنیس واردا حدوداً ۹۰ سال سن دارد و هنوز فیلم می‌سازد. این به‌تنهایی می‌تواند دلیلی برای رقصیدن و شادی باشد؛ اما صبر کنید، این تمام ماجرا نیست: آنیس واردا حدوداً ۹۰ سال سن دارد و هنوز فیلم‌هایی فوق‌العاده می‌سازد. فیلم‌هایی احساسی، بامزه، ناراحت‌کننده‌ و الهام‌بخش. «چهره‌ها، روستاها» یکی از همین فیلم‌هاست. باید فیلم را ببینید و بعد از شروع به رقصیدن و خوشحالی کنید.
بااینکه پایان فیلم گیج‌کننده و ناراحت‌کننده است اما درنهایت رگه‌‌هایی از شادی را هم در خود دارد. این پایان آن‌چنان ماهرانه مرز‌های مستند و داستان را رد می‌کند که اثر آن تا چند روز بعد در قلب شما باقی می‌ماند.”بردلی وارن Bradley Warren منتقد پلی‌لیست The Playlist نوشته است:
“انرژی میان این دو، این فیلم را به یک مستند بی‌نهایت جذاب تبدیل کرده است. «چهره‌ها، روستاها» با دیدی ظریف نگاهی به جلو و عقب دارد. بااینکه فیلم سرعت مناسبی و روندی بی‌نقص دارد، بهتر بود یک برنامه‌ی تلویزیونی باشد. واردا و جی‌آٰر هم ازلحاظ احساسی و هم جسمی در تکاپو هستند. این فیلم درعین‌حالی که نشان‌دهنده‌ی تاریخ فیلم‌سازی است به نظر زیادی مدرن می‌آید. در کل فیلم انتخاب خوبی برای طرفداران هنر و طرفداران تاریخ فیلم‌سازی فرانسه به نظر می‌رسد. جذابیت و عمق فیلم نسل جدید طرفداران واردا و جی‌آر را جذب خود خواهد کرد. “
راجر مور Roger Moore منتقد مووی نیشن Movie Nation نوشته است:
“ بااینکه «چهره‌ها، روستاها» عمیق‌ترین فیلم موجود نیست اما از اولین تا آخرین توقف، یک‌جورهایی پر از سرخوشی است. آن‌ها به همه‌جا سر می‌زنند و همه‌چیز را می‌بینند. در جواب این سؤال که چرا این کار را می‌کنند آنیس می‌گوید: “چون خوش می‌گذرد!”
اینکه این فیلم موفق به کسب جایزه‌ی اسکار نشد بسیار ناراحت‌کننده است، اما تعداد محدودی از مستندها هستند که هوس یک سفر به فرانسه را در سر شما می‌اندازند. این مکان‌‌های دورافتاده با ویرانه‌های تکه‌تکه شده و پوسترهای بزرگ بر روی دیوارها، فرانسه‌ای متفاوت ازآنچه فیلم‌ها و تلویزیون‌ها سعی در نشان دادن دارند را به مخاطب معرفی می‌کند.”

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید