فیلم جدید «آرزوی مرگ» Death Wish، هیچ‌وقت نمی‌تواند به موفقیت فیلم اصلی آن در سال ۱۹۷۴ برسد، اما این نسخه جدید، روش‌های زیرکانه‌ای را برای به‌روز کردن داستان خود به‌کاربرده است. برای بیننده‌های جوانی که فیلم اول را ندیده‌اند، «آرزوی مرگ» داستانی در مورد مردی صلح‌طلب و از طبقه متوسط جامعه است که پس از قتل همسرش و به کما رفتن دخترش، به فردی سرکش که خودش خواهان اجرای عدالت است، تبدیل می‌شود.
فقط درصورتی‌که در دهه ۷۰ زندگی کرده باشید می‌توانید تأثیری که «آرزوی مرگ» در آن زمان بر بیننده داشت را درک کنید. وقتی‌که در هر گوشه از شهرهای بزرگ، جرم و جنایات زیادی در حال رخ دادن بود، روایت فیلم از مردی که به‌تنهایی با خلاف‌کاران مقابله می‌کند، بیننده را به وجد می‌آورد، این حس نه‌تنها در صحنه پایانی فیلم، بلکه هر بار که ستاره فیلم، چارلز برانسون Charles Bronson به دزدها و جیب‌برها در خیابان و یا مترو تیراندازی می‌کرد به بیننده منتقل می‌شد. در آن زمان مردم از جرم‌های خشونت‌آمیز بسیار ترس داشتند.ساخت دوباره «آرزوی مرگ» در خارج از آن قالب اجتماعی قوی، ریسک بود، اما فیلم‌نامه‌نویس، جو کارناهان Joe Carnahan، راهی برای حل این مشکل پیدا کرد. لوکیشن فیلم اصلی نیویورک بود، اما این روزها نیویورک شهری آرام و صلح‌طلب است، بنابراین او داستان را به شیکاگو برد. کارناهان هم‌چنین می‌دانست که او برای مردمی که در ترس از جرم و جنایت زندگی می‌کنند داستانی نمی‌نویسند، بنابراین ماجرا را به سمت داستانی در مورد گرفتن انتقام برد.
در فیلم اصلی، شخصیت پل کرسی Paul Kersey مشاور فروش املاک بود، اما پل کرسی جدید جراح اورژانس است و نقش او را بروس ویلیس Bruce Willis بازی می‌کند. در ابتدای فیلم، او مردی بسیار خوشبختی است که در خانه بزرگش با همسر زیبا (با بازی الیزابت شو Elisabeth Shue) و دختر دوست‌داشتنی‌اش (کامیلا مورون Camila Morrone) زندگی می‌کند؛ اما یک شب که او سرکار است می‌فهمد که درنتیجه عملیات دزدی که موفقیت‌آمیز نبوده، همسرش کشته شده و دخترش به کما رفته است.نسخه جدید بسیاری از جزییات داستان فیلم اصلی را حفظ کرده که تصمیم خوبی بوده است، برای مثال راهی که پل تفنگی غیرقانونی می‌خرد و تصمیم می‌گیرد خودش قانون را اجرا کند. شخصیت جدیدی به نام فرانک کرسی، برادر پل، به داستان اضافه شده است که شخصیت خیلی تأثیرگذاری در داستان نیست و وینسنت دن آفریو Vincent D’Onofrio نقش او را بازی می‌کند.
به‌عنوان کسی که «آرزوی مرگ» اصلی را بارها دیده است و حتی به‌عنوان فیلمی موفق که زمان خود را به‌خوبی درک کرده است، در کلاس به دانشجوهایم نشان داده‌ام، از روش‌هایی که فیلم جدید برای انطباق دادن خود با شرایط امروز استفاده کرده است، کاملاً راضی هستم. «آرزوی مرگ» جدید به این حقیقت که امروزه افراد بیشتری تفنگ دارند و به خاطر وجود تلفن‌های هوشمند و امکان بارگذاری سریع ویدیوها در یوتیوب، مخفی نگه داشتن جرم‌ها سخت‌تر شده است، دقت داشته است.تمام صحنه‌های خشن فیلم به کارگردانی الی راث Eli Roth، زیبا و تأثیرگذار ساخته شده‌اند اما او در دو صحنه تا مرز زیاده‌روی پیش رفته است. بااین‌حال این «آرزوی مرگ» کمی به بیننده آسان می‌گیرد، چراکه معمولاً فیلم‌های دوم به ماندگاری و تأثیرگذاری اثر اول نیستند و این فیلم نیز راه و روش فیلم‌های اکشن را دنبال کرده است و به همین دلیل تا حدی برای بیننده قابل پیش‌بینی است.
این حرف من بد گفتن از فیلم نیست، بلکه فقط به کم بودن جاه‌طلبی آن‌ها برای این فیلم دوم، اشاره کردم؛ اما تمام نکات لازم برای فیلم موفق را دارد. این «آرزوی مرگ» نمی‌تواند به موفقیت «آرزوی مرگ» سال ۱۹۷۴ برسد. این فیلم جدید هرگز نمی‌تواند آن معنی و تأثیری که فیلم ۱۹۷۴ بر روی مردم داشت را روی ما بگذارد. بااین‌حال ویلیس جایگزین شایسته‌ای برای برانسون است و می‌توان گفت این فیلم جدید خیلی بهتر از فیلم‌های دیگری بود که برانسون بعد از فیلم اصلی بازی کرده است.
درواقع «آرزوی مرگ» دومین فیلم خوب از مجموعه فیلم‌های «آرزوی مرگ» است که تابه‌حال ساخته شده است.
این مطلب برگرفته از نوشته مایک لا‌ساله Mike LaSalle در سایت SFgate است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید