سال جدید از راه رسیده است. امسال همه‌مان عید و تعطیلات متفاوتی را تجربه خواهیم کرد. باید در خانه بمانیم و برای ارزش نهادن به جان تک تک افراد جامعه از مناسبات مرسوم و سفر و دید و بازدید اجتاب کنیم. باید با همه وجود توصیه «در خانه بمانیم» را جدی بگیریم و بهش عمل کنیم وگرنه در روزهای میانی تعطیلات با انفجار شیوع بیماری روبه‌رو می‌شویم و عزیزان بیشتری را از دست می‌دهیم.
اما این به این معنی نیست که تعطیلات از دست برود یا به کسالت و ملال بگذرد. سینما یکی از بهترین راه‌های نجات و فرار از ملال در خانه‌ماندن است. در اولین بسته پیشنهادی نوروز در قرنطینه پنج فیلم از سینمای جهان را معرفی کرده‌ایم که جان می‌دهد برای این‌که خانواده را دورهم جمع کند تا فیلم ببینند و خوش‌ بگذرانند و دورهم باشند. فیلم‌هایی که هم پر از لذت تماشاست، هم سرگرم‌کننده و هم حال‌خوب و امیدبخش و البته مناسب برای این‌که همه خانواده را از والدین تا فرزندان بزرگ و کوچک، دورهم جمع کند و همه از تماشایشان لذت ببرند.

چه زندگی شگفت‌انگیزی It’s a Wonderful Life

چه زندگی شگفت‌انگیزی

از همین اسم فیلم می‌توان حدس زد که چقدر در این روزهای ناامیدی وملال به‌کار می‌آید. یک فیلم کلاسیک محصول سال ۱۹۴۶ و از آن کلاسیک‌هایی که تاریخ انقضا ندارند و هرگز کهنه نمی‌شوند. فرقی هم ندارد چندساله و در کجای زندگی‌تان باشید، از تماشای این فیلم لذت خواهید برد و مهم‌تر از آن قدر باهم بودن و خانواده خود را بیش از پیش خواهید دانست.
«چه زندگی شگفت‌انگیزی ست» را فرانک کاپرا کارگردان نام‌آشنا ساخته و جیمز استوارت یکی از بهترین بازی‌های عمر خود را در آن به اجرا درآورده است. راجر ایبرت منتقد فقید درباره فیلم گفته: «نکتهٔ مهم دربارهٔ چه زندگی شگفت‌انگیزی این است که گذشت زمان را خوب تاب آورده؛ مثل کازابلانکا از آن فیلم‌های جاودانه است که با گذشت زمان، بهتر هم می‌شود». خود کاپرا هم این‌را محبوب‌ترین فیلمش می‌دانست.
داستان فیلم درباره مردی خوش‌رو و مهربان به نام جرج بیلی است که خانواده‌ای خوشبخت دارد اما ورشکست می‌شود و از وحشت این‌که خانواده را غرق در معضل و ناکامی ببیند، تصمیم می‌گیرد خودکشی کند. اما طی اتفاقاتی خانواده خود را پس از مرگش می‌بیند که چطور از هم‌پاشیده و ویران می‌شود و همین باعث می‌شود تصمیمش تغییر کند…

برباد رفته Gone with the Wind

برباد رفته

«برباد رفته» ‌از آن فیلم‌هایی است که احتمالا نسل‌های سن و سال‌دارتر حداقل یک بار به تماشایش نشسته‌اند. اما آنقدر شورانگیز و ویژه است که می توان بارها به تماشای دوباره توصیه‌اش کرد. فیلمی که شما را غرق در جهان خیال‌انگیز زندگی اسکارلت و جاه‌طلبی‌ها و سبک‌سری‌هایش می‌کند و احتمالا برای مادر پدرها کلی خاطرات نوستالژیک هم به همراه دارد.
طول زمان فیلم زیاد و نزدیک به چهار ساعت می‌باشد که اتفاقا خبر خوبی‌است. می‌توانید یک بعداز ظهر را به تماشایش اختصاص دهید و البته با حس خوب فیلم، دو، سه روزی سرحال باشید. همچنین می‌توانید آن‌ر در دوبخش نگاه کنید و این چندان آسیبی به فیلم و روایتش وارد نخواهد کرد. که «برباد رفته» از آن فیلم‌هایی است که مزه‌اش زیر زبانتان می‌ماند و بعد از تماشا مدام بهش فکر خواهید کرد؛ به لحظه‌های به‌یادماندنی، بسیاری از کنش‌ها و رفتارهای اسکارلت، به ردباتلر جذاب و خواستنی (کلارک گیبل هنگام بازی در این فیلم در روزهای اوج بازیگری خود است.) و ملانی مهربان و فرشته‌گونه‌اش.
هرچند «برباد رفته» یک فیلم عاشقانه به‌حساب می‌آید و اساسش تعریف داستان عشق اسکارلت به مردی است که در به‌دست آوردن او ناکام می‌ماند و تن به هرکاری می‌دهد تا او را از آن خود کند، اما از رهگذر عشق داستان هیجان‌انگیز تاریخ معاصر و جنگ‌های داخلی آمریکا را هم روایت می‌کند که این بخشش مخصوصا خوراک پدرها و پدربزرگ‌های خانواده است.
«برباد رفته» یکی از موفق‌رین و پربیننده‌ترین فیلم‌های سینمای هالیوود تا همین امروز است و بهترین اثری که ویکتور فلمینگ از خود برجای گذاشته.

کازابلانکا Casablanca

کازابلانکا اینگرید برگمن

یک فیلم عاشقانه کلاسیک دیگر که نامش بارها به گوش خورده و یکی از معروف‌ترین فیلم‌های عاشقانه به‌حساب می‌آید. یک عاشقانه مثلثی با مایه‌های سیاسی که احتمالا جذاب ترین نوع عاشقانه است.
فیلم داستان مردی با بازی هامفری بوگارت است که میان «عشق و انسان خوب بودن» در حال در هم شکستن است. او باید بین «عشق به زن مورد علاقه‌اش» و «کمک به فرار مبارز چکی از دست حاکمیت وابسته به فرانسه ویشی در جهت مبارزه با نازی‌ها» تنها یکی را انتخاب کند. اینگرید برگمان اجرای نقش اول زن را برعهده دارد و بی‌اغراق الهه زیبایی و عاشقانگی سینمای کلاسیک است، با ایفای همین نقش در «کازابلانکا».
تماشای کازابلانکا عشق را در دل هر تماشاگری زنده می‌کند و همچین و حتی بیشتر از عشق، حس نوع دوستی و انسانیت را. پس اگر در خانواده عضوی دارید که می‌خواهد به‌سفر برود یا زیست معمولی اش را ادامه دهد و جان دیگر افراد جامعه برایش اهمیتی ندارد، حتما او را به تماشای «کازابلانگا» وادارید.

پدرخوانده The Godfather

پدرخوانده

باز هم یک فیلم بزرگ از دل تاریخ سینما که با هرحال و در هر شرایطی که به‌سراغش بروید توانایی این را دارد که در مدت زمان نمایش شما را از زندگی خودتان و همه اتفاقاتش بکند و ببرد به جهان مافیاها و کارتل‌های بزرگ ایتالیایی. شبیه به یکی از اعضای خانواده دون کورلئونه، با «پدرخوانده» ‌تماشاگر انگار بخشی از این کارتل‌ها می‌شود و با اصول و کارهایشان از نزدیک مواجه می‌گردد. تماشای «پدرخوانده» خصوصا اگر سه قسمتش را پشت سرهم (حالا در یک شب یا سه شب) ببینید به یک اردوی تفریحی و هیجان‌انگیز در دل داستان‌‌های مافیایی می‌ماند. با کلی شخصیت و اتفاق ماندگار که تاریخ سینما، بعدتر از «پدرخوانده»‌ کمتر توانسته به بازسازی موفق و هم‌سطحی از آن در فیلم‌های گنگستری دست یابد.
خود شخصیت دون کورلئونه با بازی شگفت‌انگیز مارلون براندو در قسمت اول و رابرت دنیرو در قسمت دوم، عواطف هر مرد خانواده‌ای را برمی‌انگیزند و احتمالا توجهش را به خانواده در روزهای بعد از تماشای فیلم دوچندان خواهد کرد.
مایکل کورلئونه و سالی هم می‌توانند پسران خانواده را کیفور و درگیر ماجراهای خود کنند. باقی شخصیت‌ها هم هرکدام در نوع خودشان یکی از اعضای خانواده را مجذوب خواهند کرد و البته تماشای خانوادگی فیلم باعث می‌شود تا حس دلگرمی از بنیان خانواده و بودن در جمع خانواده‌ای حامی و پشتیبان به هرنفر دست دهد.
ضمن این‌که از نظر سینمایی هم این فیلم (حالا قسمت سومش را فاکتور می‌گیریم) یک شاهکار تمام عیار است و امکان ندارد حتی برای لحظ‌ه‌ای بتوانید چشم از پرده بردارید یا دلتان بخواهد از جهان مافیاهای قدر ایتالیایی به زندگی واقعی خود برگردید.

سینما پارادیزو Cinema Paradiso

سینما پارادیزو

فیلمی ایتالیایی به کارگردانی جوزپه تورناتوره و با بازی فیلیپ نوآره ساخته شده در سال ۱۹۸۸است. موضوع این فیلم سانسور و همچنین عشق می‌باشد. موسیقی فیلم ساختهٔ انیو موریکونه است. «سینما پارادیزو» فیلمی بسیار دلنشین است. در نیمه اولش با قهرمان کودک بامزه و سربه‌هوایی که دارد جای خود را در دل تماشاگر باز می‌کند و در نیمه دوم با ماجراهای عاشقانه پسر با سینما و در زندگی واقعی نسبت به زنان مواجه هستیم.
اگر خانواده فیلم‌بینی هستید، این فیلم خوراک شماست و اگر چندان با سینما رابطه ندارید، بعد از دیدن «سینما پارادیزو» مطمئنا تا پایان قرنطینه بیش از پیش به تماشای فیلم خواهید نشست و با سینما اخت خواهید شد.
«سینما پارادیزو» فیلمی است که آدم‌ها با گرایشات مختلف و در سنین مختلف، از همه طیف‌ها را جذب خود می‌کند چراکه اصلا درباه احساسات در ناب‌ترین شکل ممکن است و به روزگار کودگی و معصومیت هر تماشاگری در هرکجای جهان نقب می‌زند.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید