نمایش تریلر خانوادگی و گوتیک محمدرضا اصلانی در ایران ممنوع شد و گمان می‌رفت که نسخه‌ی اصلی فیلم هم گم شده باشد، اما خوشبختانه بعدها فرزندان اصلانی نگاتیوهای فیلم را در یک سمساری پیدا کردند. حالا این فیلم با تلاش بسیار ترمیم و احیا شده در جشنواره‌ی فیلم BFI لندن در حال نمایش است (تاریخ نگارش متن 30 / 9 / 2020 است).
کشف دوباره‌ی فیلمی که هم تصاویر و هم قصه‌اش توأمان مسحورکننده باشند اتفاقی نادر است، اما این مسئله در مورد شطرنج باد به کارگردانیِ محمدرضا اصلانی، فیلمساز ایرانی صدق می‌کند. این فیلم تنها دو بار در سال 1976 در تهران به نمایش درآمد، یک‌بار در سینمایی برای منتقدان تندخو، و بار دوم در سینمایی خالی از تماشاگر؛ مرورهای منفی و خصمانه کار خود را کردند. اصلانی که اینک 76 ساله و مقیم تهران است می‌گوید، «بازکشف این فیلم برایم بسیار مغتنم است. اما این اتفاق به مخاطب هم مجال می‌دهد تا سینمای ایران را از منظری متفاوت ببیند، و فیلمسازان مولف دیگری را کشف کند که به خاطر پیچیدگی آثارشان به حاشیه رانده شده‌اند.»
این فیلم در زمان خود منتقدِ حکومت سلطنتیِ شاه بود و از آنجا که بازیگران زن توانمندی را در نقش‌های اصلی به نمایش گذاشته و مضمون همجنس‌گرایی را نیز در خود جای داده بود عملاً در دوره‌ی حکومت بعدی نیز چندان مورد مهر و لطف واقع نشد. در سالیان پرهیاهوی پس از انقلاب 57 ایران، نمایش این فیلم ممنوع شد و بعدتر هم چنین می‌انگاشتند که نگاتیوهای فیلم گم شده است. گیتا اصلانی شهرستانی، دختر کارگردان، می‌گوید «منتقدان سینما در ایران در زمان پخش فیلم ادعا کردند که شطرنج باد فیلمی بی‌معناست، و پدرم تنها کوشیده فیلمی روشنفکرانه بسازد و از سینمای اروپا تقلید کند.» اما او تصمیم گرفته بود تا نگذارد میراث بصری پدرش از بین برود. او که نویسنده و دانش‌پژوهی مقیم پاریس است به راستی برازنده‌ی چنین کوششی بود. «حدود هفت سال پیش داشتم روی تز دکترای‌ام درباره‌ی سینمای مولفِ ایران کار می‌کردم، و این فیلم هم بخشی از آن سینما به شمار می‌رفت، در نتیجه، جستجوی آن را شروع کردم.»

همچنین بخوانید:
رگبار – نگاه‌های پنهانی – پروژه سینمای جهان، زیر نظر مارتین اسکورسیزی

فخری خوروش در فیلم شطرنج باد

او که آرشیوهای بین‌المللی فیلم را جستجو کرده و گشته بود اما حتی یک کپی از این فیلم را در هیچ کدام‌شان نیافته بود، نهایتاً به سراغ برادرش امین که ساکن تهران است رفت تا در این کنکاش از او مدد گیرد. هیچ سرنخی از این فیلم در آرشیوها و لابراتوارهای فنی و سینمایی ایران نیز یافت نشد. چنین به نظر می‌آمد که این فیلم واقعاً برای همیشه از دست رفته و گم شده است. سپس در سال 2014، امین ضمن گشت‌زدن در یک سمساری و نگاه‌انداختن به اشیای آن دست‌دوم‌فروشی متوجه کُپه‌ای از قوطی‌های فیلم شد. او از مغازه‌دار پرسید که این حلقه‌های چه فیلمی است، فروشنده اما صرفا پاسخ داد که نمی‌داند؛ در واقع، آن قوطی‌ها فقط به عنوان اشیایی تزئینی و دکوری محض فروش آنجا بودند. ماجرا به یک قصه‌ی پریان میماند؛ امین با گشودن قوطی‌های فیلم پی برد که آن قوطی، کپی کاملی از فیلم گمشده‌ی پدرش را در خود جای داده است. نمایش فیلم هنوز در ایران ممنوع بود، و در نتیجه این مصالح از طریق یک تحویل‌دهنده‌ی خصوصی از ایران خارج شده و به پاریس برده شدند تا روی مرمت آن کار شود؛ کل این فرایند زیر نظر سازمان غیرانتفاعیِ مارتین اسکورسیزی، یعنی «پروژه‌ی سینمای جهانِ بنیاد فیلمِ اسکورسیزی»، با همکاریِ سینماتک بولونیا به فرجام رسید.
شطرنج باد یک قصه‌ی گوتیکِ خانوادگی است که ماجرای بخت‌یاری یا شاید بدبختیِ وارثی افلیج ــ به نام خانم کوچک ــ را پی می‌گیرد که حتی خودِ صورت استخوانی‌اش گویای نوعی یأس و درماندگی است که مهار شده؛ و فخری خوروش این نقش را بازی می‌کند. او به دنبال حفظ استقلال شکننده و متزلزلش از همه‌سو مورد یورش مردانی چپاول‌گر قرار می‌گیرد ــ ناپدری‌اش (موسوم به اتابک)، برادرزاده‌هایش، مفتش محلی ــ که همگی در تقلای آنند که ارث و دارایی وی را از چنگش دربیاورند. او در این کشاکش از یاری پیشخدمت‌اش موسوم به کنیزک بهره می‌برد که نقشش را شهره آغداشلو بازی می‌کند (همان بازیگری که به خاطر ایفای نقش در خانه‌ای از شن و مه House of Sand and Fog نامزد کسب جایزه‌ی اسکار شده بود.) تنشی اروتیک میان خانم کوچک و کنیزک چاشنی تازه و پیچشی گیرا به سیر روایت می‌دهد.

شهره آغداشلو در فیلم شطرنج باد

فضاهای زیبا، نفیس و کلاستروفوبیاییِ اندرونی خانه یادآور مینیاتورهای ایرانی‌اند. مایه‌هایی از ژانر وحشت، خاصه حس‌و‌حال گوتیکِ ادگار آلن‌پو نیز در اتمسفر اثر جاری است. تاثیر استادان سینمای اروپا چون پیر پائولو پازولینی، لوچینو ویسکونتی، روبر برسون نیز در این فیلم مشهود است؛ دوربین در مواقعی چون سیگارپیچیدن، سِرو غذا، و ریختن باروت در لول تفنگ، روی دست‌ها می‌ماند و زیبایی را در همین کنش‌های ساده جستجو می‌کند. طراحی صوتی فیلم نیز قابل توجه و برجسته است؛ گرگ‌ها و سگ‌ها حین پلکیدن در گرداگرد منزل زوزه می‌کشند و عوعو می‌کنند و اینگونه بر حس تهدید می‌افزایند، قارقار کلاغان پنجه بر اعصاب می‌کشند؛ نفس‌کشیدن‌های عمیق و سنگینِ شخصیت‌ها موجب می‌شوند که انزوای‌شان در این خانه‌ی طلسم‌شده هرچه‌بیدادگرانه‌‌تر جلوه کند. موسیقی متن فیلم ــ از ساخته‌های اولیه‌ی آهنگسازِ پیشرو، بانو شیدا قرچه‌داغی ــ ملهم از موسیقی سنتی ایرانی است و نوایی چون موسیقی جَزِ دیوانه‌وار دارد.
نخستین عکس‌العمل‌ها به نمایش نسخه‌ی مرمت‌شده‌ی فیلم پرشور و حرارت، و مایه‌ی دلگرمی و سرخوشی کارگردان بوده‌اند. اصلانی می‌گوید، «انتظار چنین عکس‌العملِ مثبتی را نداشتم. یقیناً بسیار خوشحالم که این فیلم سرانجام به طرزی منصفانه دیده شد، و نه از دریچه‌ای که به سینمای عوام‌فریبانه و تبلیغاتی اهمیت می‌دهد.»
رابین بیکر، از مدیران اجرایی آرشیو ملی فستیوال BFI، که این فیلم را در فهرست فیلم‌های امسال جشنواره قرار داده می‌گوید، «فکر می‌کنم که این فیلم بر معیارهای سینمای دنیا تاثیر خواهد گذاشت ــ بلندپروازی‌های این فیلم در سطوحی بسیار متفاوت و شگرف‌اند. این فیلم طنینی بسیار فراتر از حدواندازه‌ی سینمای ایران دارد. دقایقی از آن را اصیل و تکان‌دهنده می‌دانم. تصور می‌کنم که این فیلم انتظارات بسیاری از تماشاگرانش را نقش بر آب خواهد کرد؛ نه فقط درباره‌ی سینما، بل همچنین درباره‌ی فرهنگ ایران. با قطعیت کامل می‌گویم: مخاطبان سینما، فارغ از هر جور ذائقه‌ای که دارند، هرگز چنین فیلمی ندیده‌اند.»

محمدعلی کشاورز در فیلم شطرنج باد

متاسفانه کار فیلمسازی اصلانی (همچون برخی دیگر از همکارانش چون بیضایی، کیمیاوی، نادری) قربانیِ تحولات سیاسی ایران شد. اصلانی قبل از اینکه شطرنج باد را در 33 سالگی کارگردانی کند، چند فیلم کوتاه ساخته بود از جمله فیلم مستند جام حسنلو Hassanlou Cup ،1346/1964 و بَدبَده  Quail، 1348/1967. او همچنین اولین فصل از سریال تلویزیونی سمک عیار Samak Ayyar ،1353/1974، را کارگردانی کرد که به خاطر سبک یکتا و غیرتجاری‌اش شدیداً مورد نکوهش قرار گرفت. او پس از انقلاب در ایران ماند، و به کار در صنعت سینمای ایران ادامه داد. از آن زمان به این سو او ده فیلم مستند ساخته است؛ یکی از آثار تجربی‌اش (تهران، یک هنر مفهومی Tehran, A Conceptual Art، 2011) و فیلم بلند دیگری با نام آتش سبز The Green Fire ،2008 از اخیرترین آثارش به شمار می‌آیند، اما نهایتاً مجموع ساخته‌هایش، بابت موقعیتِ سیاسی پیش‌آمده ــ هم از لحاظ عملی و هم از لحاظ مفهومی ــ شدیداً اندک بوده است. با این‌حال او هنوز نقشه‌هایی در سر دارد.
اصلانی می‌گوید، «امیدوارم بتوانم فیلم بلند دیگری بسازم. ده سال است فیلمنامه‌ای آماده‌ی ساخت دارم، اما چون در ایران مرا به عنوان فیلمسازی غیرتجاری و غیرسرگرمی‌ساز می‌شناسند هیچ تهیه‌کننده‌ای حاضر به خطرکردن و تولیدش نشده است. این فیلمی تاریخی درباره‌ی یکی از بزرگترین شاعرهای ایران است، و سبک بصری‌اش نیز، دیگر بار، یادآور مینیاتورهای پارسی، نقاشی‌های غربی، و سینمای ویسکونتی و برسون خواهد بود.»
فیلم شطرنج باد همچنان‌که گویای استعداد اصلانی است، بزرگداشتِ مهیج و تکان‌دهنده‌ی گیتا اصلانی شهرستانی از میراث بصری پدرش نیز به شمار می‌آید. او می‌گوید، «وقتی پدرم نسخه‌ی مرمت‌شده‌ی فیلم‌اش را دید گفت که تماشای این نسخه مثل دیدن یک روان‌درمانگر بود، تماشای فیلم به یادش آورد که از ابتدا اصلا چرا می‌خواست فیلمساز شود. او واقعاً خوشحال بود. حسرتی به دل نداشت. گفت که این فیلم برایش مثل کودکی گمشده بود و حالا این دو به هم رسیده‌اند.»

نویسنده و منبع: جان هریس دانینگ،  film-foundation.org

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید