هنر، می‌تواند ارتباط تنگاتنگ و نزدیکی با جامعه داشته باشد. ادبیات قصه درماندگی آدم‌ها را به زبان تمثیل بیان می‌کند، نقاشی استعاره‌ای می‌شود ازآنچه که نمی‌توان به زبان آورد و سینما و تلویزیون، پلی میان این دوگانگی برقرار می‌کنند. تأثیر هنرهای تصویری و نمایشی از این حیث بیشتر است. به همین دلیل است که بسیاری از آثار سینمایی و سریال‌ها، گاه آینه اوضاع‌واحوال جامعه‌شان می‌شوند و گاه جامعه به تبعیت از نفوذ یک اثر نمایشی به بازتاب آن می‌پردازد.
در این یادداشت نمی‌خواهیم به معضلات اجتماعی و بازنمایی آن‌ها در آثار سینمایی و تلویزیونی اشاره‌کنیم. آنچه می‌خواهیم درباره آن صحبت کنیم، تأثیری است که این آثار تصویری از فرهنگ جامعه در کلیت آن می‌گیرد و تأثیری که بر عمومیت جامعه می‌گذارد. آنچه اصطلاحاً به آن فرهنگ‌عامه می‌گوییم.
صادق هدایت، فرهنگ‌عامه یا فولکلور را این‌گونه تعریف می‌کند :” فولکلور ، دانشِ آشنایی با پرورش غیررسمی اکثریت است ( در مقابل پرورش نهادهای رسمی آموزش و تربیت) در میان یک ملت متمدن.” با توجه به این تعریف است که تفاوت میان خواص و عوام آشکار می‌شود و گستره معنایی فرهنگ‌عامه مشخص می‌شود.
فرهنگ‌عامه تکرار می‌شود، از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود، تغییر شکل می‌دهد و حتی به ادبیات و فرهنگ خواص راه می‌یابد. از این منظر است که فرهنگ‌عامه و هنر در تعامل و رابطه‌ای دوطرفه قرار می‌گیرند. زبان مردم کوچه و بازار، اصطلاحات و فرهنگ زیستی‌شان به سینما و تلویزیون می‌رسد و تکیه‌کلام‌ها و شیوه زندگی ترسیم‌شده در آثار نمایشی به زندگی عامه مردم راه می‌یابد.
از این حیث، تلویزیون و سریال‌ها ارتباطی قوی‌تر و نزدیک‌تر بافرهنگ عامه دارد. تلویزیون در تعریف کلی و پذیرفته‌شده آن، وسیله‌ای ارتباطی است برای عامه مردم. مخاطبان سریال‌های تلویزیونی و این روزها شبکه نمایش خانگی، هم شامل عامه مردم می‌شود و هم در مواردی خواص را در برمی‌گیرد.
با این نگاه است که قصد داریم در این یادداشت نگاهی داشته باشیم به برخی از بهترین سریال‌هایی که از فرهنگ‌عامه سرچشمه گرفته‌اند و با چنین رویکردی وارد فرهنگ‌عامه شدند.

1- دایی جان ناپلئون – ناصر تقوایی

دایی جان ناپلئون

ناصر تقوایی در «دایی جان ناپلئون»، با وفاداری کامل به اثر ایرج پزشکزاد، نگاهی به خانواده‌ای ایرانی می‌اندازد و روابط آن‌ها را بررسی می‌کند و موقعیتشان را در جامعه ایرانی به چالش می‌کشد. شخصیت‌هایی می‌آفریند که خاستگاه متفاوتی دارند اما در یک همزیستی مسالمت‌آمیز در خانه دایی جان زندگی می‌کنند. شخصیت اسدالله (پرویز صیاد) به طبقه روشنفکر نزدیک‌تر است و مش قاسم (پرویز فنی زاده) از بافت سنتی جامعه می‌آید. باقی کاراکترها در گستره‌ای میان این دو قرارگرفته‌اند. زندگی روزمره این خانواده بازتابی است از زندگی یک خانواده سنتی ایرانی با باورها و اعتقاداتشان. همین نگاه بی‌تعارف است که «دایی جان ناپلئون» را وارد فرهنگ‌عامه می‌کند و تکیه‌کلام‌هایی چون “تا قبر آ آ آ آ” و “کار کار انگلیس‌ها است” را تا امروز میان مردم زنده نگه‌داشته است.

2- هزاردستان – علی حاتمی

هزاردستان

بی‌دلیل نیست که علی حاتمی را فیلم‌ساز ملی سینمای ایران می‌دانند. سبک ویژه حاتمی بافرهنگ و سنت زمانه‌اش گره‌خورده است. دل‌مشغولی علی حاتمی به فرهنگ ایرانی در شکل بومی آن، در همه آثارش بارز است. زبان مردم کوچه و بازار، قصه‌ها و افسانه‌ها و متل‌های ایرانی در آثار علی حاتمی، عنصر دراماتیک اصلی هستند و امروز به سندی تاریخی از تحول فرهنگی جامعه ایرانی تبدیل‌شده‌اند. این تعهد حاتمی در وفادار ماندن به جامعه‌اش در «هزاردستان» به اوج می‌رسد. «هزاردستان» ادای دین حاتمی است به تاریخچه فرهنگی، تاریخی، سیاسی و فردی یک دوره. از اجرای “مرغ سحر” برای شاه قاجار، تا عبارت‌هایی چون “حرف و سخن نشخوار آدمی‌زاده” و “جماعت خواب‌زده” تا نگاهی موشکافانه به مشاغل و حرفه‌های تهران قدیم همه از رابطه نزدیک حاتمی بافرهنگ جامعه‌اش می‌آید و ماندگاری «هزاردستان» سندی است بر تأثیرگذاری آن بر عامه مردم.

3- روزی روزگاری – امرالله احمدجو

روزی روزگاری – خسرو شکیبایی

عشایر ایران یکی از مهم‌ترین وارثان فرهنگ‌عامه هستند. سال‌هاست که با یکجانشینی و مهاجرت عشایر، این قسمت از گنجینه کهن فرهنگ‌عامه رو به خاموشی می‌رود. امرالله احمد جو در «روزی روزگاری» دقیقاً فرهنگ عشایر را به تصویر درمی‌آورد. نحوه زندگی و گذران زندگی، روابط و فراز و نشیب‌های این زندگی در «روزی روزگاری» از دل فرهنگی می‌آید که مخاطب ایرانی آشنایی زیادی با آن ندارد. اما با آن خو می‌گیرد و ریشه‌های آشنایش را درک می‌کند. «روزی روزگاری» با گویش کم نقصی که برای کاراکترهایش می‌آفریند و از طریق شخصیت‌پردازی و خلق موقعیت‌های جذاب رابطه تعاملی‌اش بافرهنگ عامه را کامل می‌کند و به زبان مردم می‌رسد. بعد از سال‌ها که از پخش این مجموعه می‌گذرد حتی کسانی که سنشان به این سریال قد نمی‌دهد حداقل چند باری عبارت “التماس نکن، گوشت می‌برم خین بیاد” را شنیده‌اند.

4- خانه سبز – مسعود رسام

خسرو شکیبایی در سریال  خانه سبز

مسعود رسام از آن دسته سریال سال‌هایی بود که بافرهنگ طبقه متوسط آشنایی کامل داشت. او در آثارش مستقیماً روی این طبقه تمرکز می‌کرد و کاراکترهایش ارتباطی مشخص میان طبقه خواص و عوام برقرار می‌کردند. رسام در مجموعه موفق «همسران»، فرهنگ روابط زناشویی را به واقعی‌ترین شکل آن به تصویر درآورد و این نگاه را در «خانه سبز» با گسترش کاراکترهایش کامل کرد. نگاه بی‌واسطه و صادق رسام به ترسیم کاراکترها و خلق فضایی مأنوس از زندگی مخاطب بود که «خانه سبز» را تا این حد موفق کرده است. در اینجا باید به خسرو شکیبایی و نقشی که او در فرهنگ‌عامه داشت هم اشاره‌کنیم. شکیبایی به‌مانند علی حاتمی و مرتضی احمدی شمایل ارتباط فرهنگی جامعه و هنر بود و صدای ماندگارش که می‌گفت “خونه باید سبز باشه” در اثرگذاری «خانه سبز» کم نبود.

5- قصه های تابه‌تا – مرضیه برومند

قصه های تابه‌تا

مرضیه برومند هم همیشه در ارتباط باریشه‌های فرهنگی طبقه متوسط آثارش را خلق کرده است. کاراکترهای او از فرهنگ زندگی روزمره اطرافش می‌آیند و افسانه‌سازی و قصه‌گویی میانبری می‌شود برای او تا با ناخودآگاه بیننده‌اش ارتباط برقرار کند. این تأثیر را در «قصه های تابه‌تا» به‌وضوح می‌بینیم. ورود شخصیتی مرموز به میان زندگی جاری یک خانواده که در گویش، کلام و رفتار و عادات به‌شدت وابسته به زندگی اجتماعی واقعی هستند، نشان می‌دهد که فرهنگ‌عامه در میان کودکان که هنوز تحت تعلیم و تربیت قرار نگرفته‌اند به شکلی غیرارادی و ناخودآگاه به وجود می‌آید و پرورش می‌یابد.

6- شب دهم – حسن فتحی

شب دهم

حسن فتحی در برخی از آثارش چون «شهرزاد» و مشخصاً «شب دهم» به سبک علی حاتمی نزدیک می‌شود. برشی تاریخی را با جزئیاتی ترسیم می‌کند که مستقیماً از شیوه فرهنگی و جامعه‌شناختی آن دوره می‌آید. فتحی در «شب دهم» از گذر یک رابطه عاشقانه، مراسم تعزیه را بررسی می‌کند که سال‌هاست به‌عنوان عنصر فرهنگی و هنری ایرانی شناخته می‌شود. دیالوگ‌نویسی فتحی در «شب دهم» به‌ویژه به سبک‌کاری حاتمی نزدیک می‌شود و مثل‌های قدیمی وارد گفتگوهای محاوره‌ای می‌شود تا تصویری دقیق‌تر از گویش مردم کوچه و بازار در روزهای اول سلطنت پهلوی اول به مخاطب عرضه شود.

7- شب‌های برره – مهران مدیری

شب های برره - پیمان قاسم خانی

آنچه مدیری در آثارش ترسیم می‌کند دقیقاً همان چیزی است که به آن فرهنگ‌عامه میگوییم. نویسندگان آثار مدیری، در ارتباطی تنگاتنگ با جامعه، فرهنگ روز و زبان جاری را به شخصیت‌هایشان قرض می‌دهند و درازای آن تکیه‌کلام‌های کاراکترهایشان به میان مردم راه می‌یابد. «شب‌های برره» نسخه کامل‌تر «پاورچین» است. در «شب‌های برره» با مجموعه‌ای از ارجاعاتی طرف هستیم که از فرهنگ‌عامه می‌آیند و تغییر شکل می‌دهند و دوباره به میان مردم بازمی‌گردند. “داربید”، “پاچه خواری”، “پول زور وده”، همه عبارت‌هایی هستند که از جامعه روزگار «شب‌های برره» آمده بودند و آن‌قدر در برقراری ارتباط با مخاطب موفق بودند که وارد فرهنگ واژگان مردم عامی شدند.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید