کلینت ایستوود این اصولگرای فردی که پای مواضع خاص خودش همیشه مانده است!
کلینت ایستوود را می‌توان یکی از بزرگترین و مهم‌ترین شمایل‌های سینمای آمریکا و صنعت فیلم‌سازی هالیوود دانست. مردی که چه در دوران بازیگری خود و چه بعدتر که به کارگردانی روی آورد همیشه چیز خاصی برای شگفت‌زده کردن تماشاگرش در چنته داشته است. او در ۸۹ سالگی کماکان سرحال و سرزنده به فیلم‌سازی ادامه می‌دهد و فیلم آخرش «حمال»‌ به‌خوبی نشان می‌دهد که او خستگی و بی‌حوصلگی را در کارش نمی‌شناسد. ایستوود فیلم‌ساز با ایستوود بازیگر بسیار متفاوت است آن روحیه جنگنده، خشن و سبع که او در کاراکترهایی که بازی می‌کرد از خود ساخته بود، در فیلم‌هایش تبدیل به لحظات ناب عاطفی و انسانیتی در پس زمینه می‌شوند که در قدم اول همین برای تماشاگر نامانوس و غیرمنتظره به‌نظر می‌رسد.
در این یادداشت به بهانه سالروز تولد کلینت ایستوود، نگاهی انداخته‌ایم به پنج فیلم برتر او در مقام فیلم‌ساز.

«دستکش آهنی» The Gauntlet

«دستکش آهنی» ساخته شده به سال ۱۹۷۷ یکی از اولین فیلم‌هایی است که ایستوود آن‌را کارگردانی کرده. فیلمی که داستان پلیس دائم الخمری را روایت می‌کند که وظیفه دارد یک  زن فاحشه را برای شهادت در دادگاه از جایی به جای دیگر برساند اما متوجه می‌شود که برایش پاپوش درست کرده‌اند و کل این ماجرا یک عملیات فریب از طرف پلیس فاسد اف بی آی بوده است تا به‌واسطه آن سر زن فاحشه را زیر آب کنند و به هلاکتش برسانند و از طرف دیگر هم همه بار گناه و مسئولیت زن بر گردن پلیس بیفتد. از نیمه فیلم به بعد پلیس به این ماجرا پی می‌برد و حالا از اینجا به بعد مطابق اصول فردی خودش بازی را جلو می‌برد. او با اصرار بر اصولگرایی و رای شخصی‌اش تصمیم می‌گیرد تحت هر شرایطی زن را سالم به دادگاه ایالتی برساند تا شهادت دهد و دست پلیس فاسد را رو کند.
عملا همه نشانه‌های داستانی و ایده‌های تماتیک و زیباشناسی سینمای ایستوود، از جمله کار با عناصری مانند ماشین و جاده، زن در حاشیه، مرد بی‌اعصابی که دست به عمل قهرمانانه‌ی کاملا فردگرایانه می‌زند تا بازی را تغییر دهد،  همگی در این فیلم حاضر هستند و مجال بروز پیدا می کنند.
«دستکش آهنی» از نظر شکل فیلمسازی هم نشان می‌دهد که ایستوود مانند استادانش یعنی سرجو لئونه و دان سیگل، با رویکردی خونسردانه و با ایجاد و حفظ فاصله در میان میزانسن و تماشاگر روایت را طوری جلو می‌برد که لازمه‌ی داستان به خودی خود موقعیت و شخصیت‌ها را به پیش ببرد.

«نابخشوده» Unforgiven

«نابخشوده» در اوایل دهه نود توسط ایستوود ساخته شد و فطرت ژانر وسترن که حالا مدت ها بود از حافظه‌ی سینمایی هالیوود و تماشاگران عام پاک شده بود را احیا کرد. فیلم در ایالتی در آمریکا در اوایل قرن نوزدهم اتفاق می‌افتد و داستان هفت‌تیر کشی را روایت می‌کند که توبه کرده و از گذشته زشتی که دارد فاصله گرفته اما این گذشته مادام او را عذاب می‌دهد. او تصمیم می‌گیرد به همراه مورگان فریمن و یک مرد جوان آخرین ماموریت خود را به انجام برساند و ماموریت چیزی نیست جز مقابله با مرد فاسدی که همه کلانترها و جایزه‌بگیرها به دنبال او هستند.
«نابخشوده» اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را برای کلینت ایستوود به ارمغان می‌آورد. به عبارتی می‌توان گفت این همان فیلمی است که نام ایستوود را ورای بازیگر، به عنوان یک فیلم‌ساز جدی در سینمای آمریکا و در نزد تماشاگران مطرح می‌کند. هرچند پیش از این فیلم و از همان دهه هفتاد ایستوود کار خود را به‌عنوان فیلم‌ساز شروع کرده بود اما آنقدر بازیگری او مورد توجه بود که کمتر کسی فیلم‌سازیش را جدی می‌گرفت و در کنار «ایستوود بازیگر» به «ایستوود فیلم‌ساز» هم بها می‌داد.
این فیلم اما بازی را عوض کرد. ضمن اینکه تا پیش از این ایستوود بیشتر فیلم‌های بی مووی می‌ساخت اما «نابخشوده» نشان داد که امکانات در دستان او چطور بر پرده سینما نمود می‌یابند و همین مسئله باعث شد تا بعد از این به سراغ ساخت فیلم‌های بیگ پروداکشن و با بودجه‌های زیاد برود.

«پل‌های مدیسون کانتی» The Bridges of Madison County

یک فیلم و داستان عاشقانه که شرح رابطه‌ای عاطفی در میان یک زوج میانسال است. «پل‌های مدیسون کانتی» داستان زن میانسال خانه‌داری را تعریف می‌کند که در میان سفری که همسرش و فرزندانش دارند، با یک مرد میانسال که عکاس نشنال جئوگرافی است آشنا می‌شود و رابطه‌ای عاطفی میان آن‌ها شکل می‌گیرد.
در نهایت بعد از اتمام آن چند روز پر لذتی که در کنار هم سپری می‌کنند، خانواده زن به خانه بازمی‌گردد و حالا او خود را بر سر یک دو راهی پیدا می‌کند؛ میان ترک کردن خانواده‌ و فرزندانش و پیوستن به مردی که عاشقش شده و رها کردن عشق شورانگیزی که در این مدت کوتاه، بعد از سال‌هایی طولانی انگار آن را بازیافته است؛ و خب البته که انتخاب نهایی او اینست که در جایگاه مادر و همسر باقی بماند و آن عشق شعله کشیده را در درون خود سرکوب کند.
بازی مریل استریپ و ایستوود بسیار به‌یادماندنی است و نکته جالبی که فیلم را در این لیست قرار می‌دهد احساسات‌گرایی لطیف و شکننده و عمیقی است که فیلم و فیلم‌ساز در خود می پرورانند. چیزی که تماشاگران خیلی انتظارش را از ایستوود و آن روحیه قدرت‌طلبانه که همیشه از او دیده‌اند، ندارند.
«پل‌های مدیسون کانتی» یکی از بهترین و مهم‌ترین درام‌های عاشقانه آمریکایی در سی سال گذشته سینمای آمریکا است و فیلمی که تماشایش برای کسانی که دچار کمبودهای عاطفی هستند، بسیار می‌تواند مجاب‌کننده باشد.

«دختر میلیون دلاری» Million Dollar Baby

داستان بوکسور زنی که بسیار مستعد است و مورد تعلیم مربی‌ای سن و سال‌دارتر از خودش قرار می‌گیرد که خود ایستوود نقشش را بازی می‌کند. اما دختر ناگهان دچار یک سانحه شدید می‌شود و به کما می‌رود و در نهایت در این موقعیت بغرنج و برآشوبنده‌ای که میان زیستن و مرگ معلق و سرگردان است، مربی تصمیم می‌گیرد او را خلاص کند و به‌نوعی دست به اتانازی می‌زند.
شاید این انسان‌گراترین و اومانیستی‌ترین فیلم کلینت ایستوود باشد که از خلل بوکس و مشت و عرق و خون و به شکل کلی فضایی مردانه، به یک‌جور بی‌پناهی و رویکرد ‌احساسی و بی‌سرپناهی زنانه می‌رسد.
«دختر میلیون دلاری» دومین اسکار را برای ایستوود به ارمغان می‌آورد. فیلمی تماشایش بسیار تاثیرگذار است و دیواره‌های قلب هر تماشاگری را به ارتعاش می‌اندازد. «دختر میلیون دلاری» بار دیگر نشان می‌دهد که ایستوود در پس این ظاهر ستبر و خشن، چه احساسات نرم، انسانی و شکننده‌ای دارد.

«گرن تورینو» Gran Torino

فیلمی که تا پیش از «حمال» آخرین فیلم کلینت ایستوود به‌حساب می‌آمد و محصول سال ۲۰۰۸ بود که ایستوود خود تهیه‌کنندگی و کارگردانی آن‌را به‌عهده داشت و در فیلم بازی هم می‌کرد. «گرن تورینو»‌به وصیت‌نامه هنری ایستوود می‌ماند. فیلمی که برآیند همه ایده‌های تماتیک و استتیک فیلمسازی ایستوود و برداشتش از سینما را در تمام این سال‌ها است؛ مردی اصولگرا و دست راستی تصمیم می‌گیرد از جان و مال و حساسیت‌های انسانی و عاطفی آدم‌های اطرافش که اتفاقا آمریکایی هم نیستند و مهاجرند، دفاع کند.
یک هری کثیف که در گذر زمان به کهولت سن دچار گشته و تبدیل به چیزی غیر و ورای خود شده است اما کماکان پایبند همان اصول فردی، قدیمی و همیشگی است و این را می‌توان ویژه‌ترین ویژگی در سینمای ایستوود دانست که ردش را  در همه فیلم‌هایی که ساخته است می‌توان پیدا کرد.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید