«آذر» اولین اثر محمد حمزه‌ای است که به تهیه‌کنندگی نیکی کریمی ساخته‌شده و خانم بازیگر خود به‌عنوان قهرمان فیلم هم در آن نقش‌آفرینی می‌کند. «آذر» ازجمله فیلم اولی‌های جشنواره فیلم فجر بود که به‌واسطه موضوع خاصش و اسم نیکی کریمی به‌عنوان تهیه‌کننده کنجکاوی برانگیز می‌نمود و همچنین امیدهای زیادی را در مخاطبان برمی‌انگیخت؛ اما «آذر» فیلم خوبی نیست. نه ازلحاظ ساخت، نه پرداخت و قصه‌گویی و نه در انتقال مفاهیم موردنظرش.
اصلاً همین مفاهیم موردنظر، بزرگ‌ترین پاشنه آشیل فیلم است که بر داستان فیلم هم تأثیر گذاشته و منطق آن را برای جا انداختن خود به فنا داده است. منظور از این مفاهیم به شکل خاص نقطه‌نظر فمینیستی تهیه‌کننده و احتمالاً کارگردان است که عوالم فیلم را در فضای ایزوله زن سالارانه ای غرق کرده و همه حرف حسابش این است که زنان در جامعه ایران با مشکل مواجه هستند و نگاه‌های بد مردان بر آن‌ها پتک می‌زند. یا زنان و زندگیشان قربانی نگاه‌های سنتی مردانه است، زنان حق‌دارند زندگی کنند و در ایران‌ زمین و زمان دست در دست هم داده‌اند تا جلوی آسایش و آرامش زنان گرفته شود. «آذر» فیلمی است دقیقاً با همین میزان اغراق‌شده از سیاه نمایی و چرک نمایی جامعه ایران که قرار است به سیاق آثار تهمینه میلانی همه‌ی کاسه کوزه‌ها را سر مردان خراب کند. «آذر» یک فیلم سوپر فمینیستی است که اتفاقاً ضد زنان عمل می‌کند، درست مانند فیلم آخر تهمینه میلانی یعنی «ملی و راه‌های نرفته‌اش» که بیشتر علیه زنان می‌شورد تا در دفاع از آنان. صحنه‌هایی مثل جایی که نیکی کریمی با موتور تصادف می‌کند و مردان همه دور او جمع می‌شوند و متوجه زن بودنش می‌شوند، وقت‌هایی که می‌خواهد پیتزا تحویل دهد و با نگاه هیز و برخورد غیردوستانه مردها مواجه می‌شود، همگی قرار است تماشاگر را به فکر تنهایی و مظلومیت این زن بیندازد اما بیشتر فکر را به نگاه تک‌بعدی و غرض ورزانه گروه سازنده فرومی‌برد. اینکه چطور همه مردها می‌توانند آن‌قدر مشکل‌دار باشند و حتی یک مشتری خوب و متشخص هم نه مشتری‌ای معمولی هم در میان تحویل‌گیرندگان پیتزا وجود نداشته باشد!
بگذارید هرچند که شاید از حوصله این یادداشت سینمایی خارج باشد، اما بگویم که به‌عنوان کسی که موتور وسیله حمل‌ونقل اصلی او در خیابان‌های پرترافیک تهران است، در یک سال گذشته، شاید تنها دو یا سه بار با چنین موقعیت‌های ناخوشایندی روبه‌رو شده باشم. اتفاقاً مردان همیشه نگاه جالبی به موتورسوار شدنم داشته‌اند و شجاعت و جسارتم را تحسین کرده‌اند و «بابا دمت گرم» های بسیاری نثارم شده است. فهم «آذر» از جامعه امروزی که سنگش را به سینه می‌زند بسیار دم‌دستی و سطح پایین و اصلاً غیرواقعی است. به‌جرئت می‌توان گفت که «آذر» با سوءاستفاده از نام ستاره‌هایش و ایده اولیه‌اش مردم را به سینما می‌کشاند تا در قالب یک فیلم واقع‌گرایانه اجتماعی دروغ تحویلشان دهد. وقتی فیلم اجماعی و واقع‌گرایانه می‌سازیم، یا حداقل ادعا ساخت چنین اثری را داریم، پایبندی ضمنی به حقیقت عامل مهمی ست که «آذر» از آن به قیمت خواست و علاقه گروه سازنده بی‌بهره شده است. علاوه بر این میزان زیاد از سیاه نمایی و تاریک نشان دادن جامعه و ناراستی با مخاطب، «آذر» بسیار هم تاریخ‌مصرف گذشته است. فیلمی که الگوها و فهمش از زیست زنانه و جامعه مردانه و برتری نسبی خانواده مردها در سنت ازدواج، با مثلاً «نیمه پنهان» تهمینه میلانی که محصول سال 1379 یعنی قریب به بیست سال پیش است فاصله‌ای ندارد و نه نگاه گسترده‌تر و به‌روزتری به مسئله زنان دارد و نه جامعه‌ای که به تصویر می‌کشد جامعه امروز است و برخوردها و بایدها و نبایدهایش درست مانند همان سال‌های هفتاد است.
اگر بخواهیم کمی بی‌پرده‌تر به قضیه نگاه کنیم، سیر جلو آمدن نیکی کریمی را در این سال‌ها خصوصاً پیش بگیریم، متوجه می‌شویم که انگار کریمی نسخه دیگری از تهمینه میلانی ست که هرچند شکل روشنفکری و کلاس و استایل هنری‌اش با میلانی بسیار متفاوت است اما تبلور همان چهارچوب فکری و فهم اخته از فمینیسم در کلاس هنری و روشنفکری متفاوتی است و سال‌به‌سال بر این وجه تشابه بیشتر صحه می‌گذارد. در جهان فیلم‌های او (در مقام کارگردان یا تهیه‌کننده) زنان بیش از آنکه قربانی نگاه‌های آزاردهنده مردان یا برتری نسبی اجتماعی‌شان باشند، قربانی کم‌عقلی و بی‌فکری خودشان هستند. (درست مانند بسیاری از فیلم‌های میلانی) در شرایطی که شوهر در زندان در انتظار حکم اعدام نشسته و زن می‌داند که قرار ست رضایت را کسی بدهد که با کار او و کلاً حضورش مشکل دارد، اینکه علاوه بر اداره آنجا که معلوم هم هست بسیار شلوغ شده و خوب پول درمی‌آورد، نخواهد پیک استخدام کند و در این شرایط حساس همه‌چیز را حساسیت‌برانگیز تر کند و خودش تبدیل به پیک رستورانی شود که صاحبش است، از بی‌فکری او و تیم سازنده است که چنین وارد جهان فیلم می‌شود. صرف اینکه ایده موتورسواری یک زن در تهران چقدر می‌تواند جذاب باشد که نمی‌توان فیلمی چنین بی‌ربط ساخت که زنی سانتی مانتال که اصلاً متعلق به طبقه و فرهنگ دیگری است را به‌زور پشت موتور بنشانی که بتوانی ادعا کنی فیلمی درباره موتورسواری زنان ساخته‌ای!
«آذر» بیش از آنکه درباره زنان باشد، درباره نشان دادن موتورسواری یک زن در تهران است. همه فیلم به همین خاطر ساخته‌شده و این مسلماً برای داشت یک فیلم زنانه خوب، اصلاً کافی به نظر نمی‌آید. مسئله مهم اما اینجاست که بزرگ‌ترین آسیب چنین فیلم‌هایی به جامعه همین فهم غلط و نادرستشان از فمینیسم است. اینکه سعی بر تأکید بر مظلومیت‌های زنانه داشته باشی و مردان را به خاطر اینکه فرصت مظلومیت و بی‌دفاع بودن را به زنان نمی‌دهند، تنبیه کنی، آنتی فمینیسم است. چراکه فمینیسم همواره سعی داشته تا نقش‌های اجتماعی زنان را محکم‌تر از قبل کند و زنان را بی‌نیازتر به دلسوزی و ترحم. نمونه یک فیلم فمینیستی خوب و درست حسابی را این روزها می‌توانید بر پرده سینماها ببینید: «صفر تا سکو» به تهیه‌کنندگی مهتاب کرامتی از بازیگران هم‌نسل نیکی کریمی که خیلی بهتر از او فمینیسم را درک کرده است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید