بازنشر
«مادر قلب اتمی»
دومین ساخته سینمایی علی احمدزاده، پس از فیلم توقیفی و البته بد «مهمونی کامی» است. فیلمی که به فاصله دو سال پس از توقیف توسط خود کارگردان در فضای مجازی منتشر شد تا با اقدامی هوشمندانه و جسورانه، تبدیل به فیلمی مهم در بررسی سیر سانسور و ممیزی در سینمای ایران باشد. موفقیتی که مطمئناً بر هر دستاورد هنری و فنی نداشته دیگر در فیلم پیشی گرفت و نام «مهمونی کامی» و فیلم‌ساز را بر سر زبان‌ها انداخت.
فیلم دوم او یعنی «مادر قلب اتمی» در سال ۹۲ ساخته شد و در همان دوره در بخش جانبی جشنواره فیلم برلین به نمایش درآمد و البته موفق شد نظرات مثبتی را هم به خود جلب کند. فیلمی نوظهور و جالب که در مقایسه با ساخته اول کارگردان به یک سورپرایز بزرگ می‌ماند. احتمالاً تماشاگرانی که «مهمونی کامی» را دیده باشند، از «مادر قلب اتمی» هم انتظار فیلمی حراف و وراج و بی‌دلیل اگزوتیک و زیاده‌خواه رادارند. اما این فیلم برخلاف پیش‌بینی تماشاگران و همچنین فضایی که شروع پر از دیالوگ و شلوغ فیلم به دست می‌دهد که تماشاگر را هم خسته می‌کند، به شکل دیگری پیش می‌رود. ورود محمدرضا گلزار به جهان «مادر قلب اتمی» رنگ و بوی تازه‌ای به فیلم می‌بخشد و آن را از رخوتی که می‌رفت تا اسیرش بشود نجات می‌دهد. درست هم‌زمان با ورود گلزار به جهان فیلم، داستان اصلی «مادر قلب اتمی» هم آغاز می‌شود و فیلم‌ساز به‌واسطه داستانی که تعریف می‌کند موفق می‌شود تماشاگر را در دل تعلیقی نفس‌گیر و دلهره‌ای غیرمنتظره قرار دهد.«مادر قلب اتمی» یادآور فیلم‌های ابزورد دیگری در سینمای این سال‌ها ازجمله «اسب حیوان نجیبی ست» است. در اینجا هم‌داستان حول چند جوان می‌گردد که در شبی از مهمانی خارج‌شده‌اند و در خیابان‌های تهران سرگردان‌اند که تصادف می‌کنند و به‌واسطه تصادفشان با شخصی روبه‌رو می‌شوند، یعنی محمدرضا گلزار که به اهریمنی قسی‌القلب می‌ماند و اصلاً اهریمن داستان است که به همراه خود چند شخصیت عجیب‌وغریب دیگر را هم وارد داستان می‌کند. شخصیت‌هایی که به لحاظ عجیب‌وغریب بودن جالب‌اند و در مواجهه دیوانه‌وار ترانه علیدوستی و پگاه آهنگرانی با اهریمن ماجرا نقشی پیش برنده و پراهمیت بازی می‌کنند.
درعین‌حال «مادر قلب اتمی» اتفاقات و موقعیت‌ها و پیچ‌های داستانی زیادی را مطرح می‌کند و سؤالش را به جان تماشاگر خود می‌اندازد اما درنهایت پاسخی برای بیشتر آنها ندارد و ناگزیر در میانه راه رهایشان می‌کند.


در میان آثار پست‌مدرن سال‌های اخیر مانند «اژدها وارد می‌شود» مانی حقیقی، «نگار» رامبد جوان و یا آثار شهرام مکری، می‌توان «مادر قلب اتمی» را جز آثار جالب پست‌مدرن تلقی کرد با این تفاوت اساسی که این فیلم پر از صحنه‌ها و اتفاقاتی ست که فرهنگ رسمی و اخلاق رسمی را رعایت نمی‌کند و بسیار برآشوبندِ است. «مادر قلب اتمی» با تکیه‌بر همین نکات سعی دارد فرهنگ غیررسمی و اصطلاحاً آنتی کالچرال خود را بپروراند در عین اینکه با خصلتی بازیگوشانه رابطه ضمنی با فرهنگ‌عامه هم برقرار می‌سازد و حتی نگره‌هایی سیاسی هم در دل خود به وجود می‌آورد.
«مادر قلب اتمی» می‌تواند برای مخاطب خود اثری جدید و نامأنوس به نظر بیاید اما فیلمی است که باید جدی گرفته شود چراکه همه تلاش خود را می‌کند تا در دل یک جهان مصنوع و ساخته‌شده یک فیکشن خیالی و فانتزی بسازد و استفاده معرکه‌ای از جزییات برای دستیابی به فانتزی موردنظر خود کند.

این فیلم را می‌توانید در نماوا تماشا کنید

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید