پدیده اکران سینمای ایران در سال ۹۴، فیلمی کوچک، محدود، تلویزیونی و البته بامزه و واقعی که به مذاق تماشاگران سینمای ایران در سال گذشته خوش آمد و در کمال ناباوری به فروشی استثنایی دست یافت.

1394101113403727568252210 داستان پسری بنام میثم (جواد عزتی) که در حال نوشتن کتابی درباره روابط زن و مرد است و خودش هم در برقراری رابطه با زنان به بن‌بست رسیده و میل و تمنای جنسی حالش را دگرگون ساخته. یک داستان واقعی، قابل همدلی برای بسیاری از تماشاگران فیلم که از لحظات بامزه زیادی تشکیل شده است. در این میان خالقین برخورد محترمانه‌ای با موضوع دارند و نیاز و عقده و خواست مطرح شده در دنیای فیلم را با مهربانی و نگاه فانتزی همراهی می‌کنند. نکته اینجا است که زنان در فیلم از خود شخصیتی ندارند و در بزنگاه‌های داستانی منفعل و زیادی مهربان و همراه رفتار می‌کنند. چیزی که مردان فیلم را به سرمنزل و مقصد پناه عاطفی می‌رساند و از تنهایی و غربت رهایشان می‌سازد. یک فانتزی مردانه که در مواجهه با بحران و مسئله مردانه، جانب خیال را می‌جوید تا اینگونه مرهمی باشد بر توحش واقعیت.
همان‌طور که نام فیلم گواهی می‌دهد، «در مدت معلوم» ضامن پیشنهادی برای جامعه امروز ایران است و غیرمستقیم و با سلیقه ایده «متعه» را در نسبت با نیازهای انسانی و ناهنجاری‌های اجتماعی مطرح می‌کند. فارغ از واکنش‌های عرفی و سلیقه‌ای که جامعه ایران در مواجهه با این حکم منتج از فقه شیعه در سال‌های اخیر داشته، به نظر می‌رسد لازم است لزوم طرح درست این موضوع در جامعه مورد بررسی قرار بگیرد و واقعی و رها از گرایشات نابسنده جهان مدرن به آن پرداخته شود. با وجود تمرکز فیلم بر مسائل جنسی، شوخی‎های فیلم محترمانه نوشته و پرداخته شده و به جای دست انداختن انسان و کمبودهایش به دنبال همدردی با او و نیازهایش است.

اولین فیلم وحید امیرخانی، قابل مقایسه با دیگر کمدی مهم سال‌های اخیر سینمای ایران است. «۵۰ کیلو آلبالو» مانی حقیقی که به فروشی افسانه‌ای دست یافت و با حاشیه‌هایی که پیرامونش شکل گرفت به یکی از مهم‌ترین و دیده شده‌ترین کمدی‌های سال‌های اخیر بدل شد. به نظر می‌رسید که «در مدت معلوم» فیلمی از جنس کمدی‌های شانه تخم مرغی مربوط به اواسط دهه هشتاد باشد و فیلم حقیقی آن کمدی-رمانتیکی که تمام این سال‌ها انتظارش را داشتیم. اما نمایش فیلم‌ها نشان داد که «در مدت معلوم» با وجود کارگردانی شلخته و تلویزیونی‌، و فیلمنامه‌ی محدودش، کمدی بامزه‌تری است و حس انسانی بهتری برای مخاطبش به همراه می‌آورد. جایی که برخلاف «۵۰ کیلو آلبالو» نه تنها همه چیز مورد تمسخر قرار نمی‌گیرد که ارزش‌های مورد طعنه قرار گرفته اجتماعی بازبینی می‌شوند و کارکرد امروزی می‌یابند.

dar modat maloom 120X180جایی که برخلاف فیلم ضد انسان و ضد احساس «۵۰ کیلو آلبالو» آدم‌ها بابت میل و عواطفشان توبیخ نمی‌شوند و اتفاقا به خاطر رنجی که متحمل شده‌اند اجر و پاداش می‌گیرند. فیلمی که خالی از زرق و برق دروغین و ادعاهای گنده، سعی می‌کند با لکنت و لغزش داستانش را تعریف کند و با خنده گرفتن از تماشاگر و برانگیختن همدلی او، حسی مفرح و انسانی بیافریند. جایی که شور و خروش و امیال سرکوفت شده شخصیت میثم با بازی عالی جواد عزتی، بخش مهمی از جامعه امروز ایران را نمایندگی می‌کند و فرسنگ‌ها دورتر از خرافه‌های روشنفکرانه‌ای چون «۵۰ کیلو آلبالو» به مسئله‌ای امروزی و واقعی می‌پردازد. یک کمدی از تبار کمدی‌های اخلاقی جاد آپاتو که شبیه به آن فیلم‌ها با مرامی که یک دوست برای دوست دیگر می‌گذارد به پایان می‌رسد. یک معرفت انسانی که از خلال آشفتگی و هرج و مرج، سر برمی‌آورد و در اوج تناقضات تمام نشدنی دنیای واقعی، یک فانتزی ساده مردانه را رقم می‌زند تا اینگونه آبی باشد بر آتش ترومای مردانه.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید