تنها حال‌وهوای طنز داستان‌های «انت‌من» Ant-Man نیست که این فیلم‌ها را از باقی آثار دنیای سینمایی مارول Marvel Cinematic Universe، جدا می‌کند. بلکه عنصریست که تمام این ایده‌های عجیب و مختلف را کنار یکدیگر قرار داده است، چه فیلم‌ در مورد ایده کوچک شدن شخصیت آن باشد و یا مانور دادن بر روی این اتفاق هیجان‌انگیز که یک قهرمان با یک حرکت می‌تواند اندازه خود را تغییر دهد. تمرکز فیلم بر روی داستانی طنز، به «مرد مورچه‌ای و زنبورک» Ant-Man and the Wasp این امکان را می‌دهد که ثابت کند که داستانش چیزی فراتر از داستانی فرعی و گرفته شده از «اونجرز: جنگ ابدیت» Avengers: Infinity War، است.
این فیلم به کارگردانی پیتون رید Peyton Reed، ممکن است نسبت‌ به سایر فیلم‌های کمپانی دی‌سی‌یو DCU صحنه‌های هیجان‌انگیز کمتری داشته باشد، اما نکته‌های مثبت آن بازی عالی بازیگرانش و حال‌وهوای کمدی فیلم است. پس از اتفاقاتی که در «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» Captain America: Civil War می‌افتد، هوپ ون دین Hope Van Dyne (با بازی اوانجلین لیلی Evangline Lily) و دکتر هنک پاین Dr Hank Pyn (با بازی مایکل داگلاس Michael Douglas)، اسکات لنگ Scott Lang را فراری می‌دهند تا به جنت Janet (با بازی میشل فایفر Michelle Pfeiffer) کمک کند تا از حالت کوچک شده‌اش دربیاید و به‌اندازه واقعی‌اش برگردد. در همین حین، گوست Ghost با بازی هانا جان-کامن Hannah John-Kamen، به دنبال این تکنولوژی است. یکی از دوستان قدیمی دکتر پاین، به نام بیل فاستر (با بازی لارنس فیشبرن Laurence Fishburne) و سونی برچ (با بازی والتون گوگینس Walton Goggins) که به دنبال رسیدن به پول زیادی از طریق تکنولوژی کوآنتوم است، با او همکاری می‌کنند.
اگر قهرمان داستان این‌قدر به طرز خنده‌داری خاکی نبود و یا اگر طنز داستان بیش‌ازحد می‌شد، «انت‌من و وسپ»، فیلم خوبی از آب درنمی‌آمد. یکی از صحنه‌های خنده‌دار فیلم وقتی است که بیل و گوست، دست‌های اسکات و هوپ و هنک را بسته‌اند و در حال توضیح نقشه شیطانی خود برای آن‌ها هستند. در خیلی از فیلم‌های دیگر این اتفاق می‌توانست صحنه‌ای کاملاً جدی باشد، اما در اینجا تلفن اسکات زنگ می‌خورد، دخترش پشت خط است و اسکات که فکر می‌کند تماسی مهم است، اصرار دارد که تلفن را جواب دهد. بیل تلفن را روبه‌روی صورت اسکات می‌گیرد تا بتواند تلفن را جواب دهد که البته در آخر مشخص می‌شود دخترش کار مهمی نداشته است.با این‌که در بعضی صحنه‌ها، فیلم به همان داستان‌ معمول یک ابرقهرمان تبدیل می‌شود، اما «انت‌من» با آوردن لوئیس (با بازی مایکل پنا Michael Pena)، یکی از همدستان قدیمی لنگ، صحنه‌های کمدی جالبی را خلق می‌کند. توانایی او برای پیش بردن سریع داستان و رسیدن به قسمت‌های طنز، خودش یک ابرقدرت به‌حساب می‌آید. صحنه‌ای که حقیقت ماجرای دزدی فیلم اول روشن می‌شود، برای طرفداران این مجموعه جالب است.
وقتی‌که لوئیس خیال می‌کند که تحت تأثیر سرم حقیقت است، تند تند و پشت سرهم شروع به حرف زدن می‌کند. هنگامی‌که لوئیس از علاقه شدید مادرش به خواننده انگلیسی موریسی Morrissey صحبت می‌کند، به داستان آشنایی خودش و لنگ در زندان می‌رسد.
صحنه‌های دعوای «انت‌من و وسپ» جالب و سرگرم‌کننده‌اند. در فیلم اول صحنه‌های اصلی مبارزه در یک قطار اتفاق می‌افتد، اما فیلم دوم، با به تصویر کشیدن مبارزات در خیابان‌های سان‌فرانسیسکو، هیجان آن را بالاتر می‌برد. برای فیلمی که موضوع اصلی آن تغییر اندازه قهرمان آن است، «انت‌من و وسپ» بر روی کمدی بصری تمرکز کرده است. مثل وقتی‌که یک ماشین اسباب‌بازی در تعقیب تبهکاران است و یا وقتی انت‌من که به جاینت‌من Giant-Man تبدیل شده است، از یک کامیون به‌عنوان اسکوتر استفاده می‌کند.«انت‌من و وسپ» به‌عنوان اثری طنز در دنیای مارول که جدیداً شروع به ساخت داستان‌هایی کاملاً طنز کرده است، فیلمی موفق به‌حساب می‌آید. در ابتدا مارول برای باورپذیرتر کردن شخصیت‌هایش از طنز استفاده می‌کرد، مانند صحنه‌ای که هالک روکی را مانند یک عروسک پارچه‌ای به گوشه‌ای پرت می‌کند.
اما فیلم «نگهبانان کهکشان» Guardians of the Galaxy ساخته جیمز گان James Gunn، با داشتن شخصیت‌های بانمک و تاحدی احمقانه، به سطح دیگری از طنز رسید. این روش، استفاده از شخصیت‌های تا‌حدی احمق را در «اسپایدرمن: بازگشت به خانه» Spider-Man: Homecoming نیز شاهد بودیم. مثل وقتی‌که اسپایدرمن سعی دارد جلوی فردی که قصد دزدیدن ماشینی را دارد را بگیرد، اما مشخص می‌شود که او دزد نیست و صاحب همان ماشین است. این صحنه‌ها نشان می‌داد که این قهرمان هنوز چیزهایی زیادی را باید یاد بگیرد.
مجموعه داستان‌های «انت‌من» این مزیت را دارد که داستان‌های آن از اول روش داستان‌سرایی طنز را در پیش‌گرفته بودند. با وجود موفقیت «ثور: رگنراگ» Thor: Ragnarok، «انت‌من و وسپ» است که بار دیگر این شخصیت را معرفی کرد.
دلیل موفقیت فیلم‌های «انت‌من»، فیلم‌نامه‌ای با ایده‌های کوچک و بزرگ است، چراکه خیلی خود را جدی نمی‌گیرند و هدفشان تنها سرگرم‌ کردن مخاطب است. صحنه‌های «انت‌من» با وجود قهرمان‌هایی با سایز کوچک، با وجود محتوای طنز آن دیدنی و خاص شده‌اند. خیلی اتفاق‌ها ممکن است در این فیلم‌ بیفتد، مثلاً یک حشره کوچک که تا دیروز توجه خاصی به آن نمی‌کردید،‌ ممکن است خیلی دوست‌داشتنی‌تر و شجاع‌تر ازآنچه تصور می‌کردید، باشد.همچنین بخوانید:
بررسی فیلم Ant-Man and The Wasp؛ دنباله‌‌ای منسجم‌تر و قوی‌تر

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید