عباس کیارستمی٬ کارگردان نامی ایرانی پس از دوره‌ای بیماری در بیمارستانی در پاریس درگذشت. او که ۷۶ سال داشت از اسفند سال گذشته به علت بیماری چهار بار عمل جراحی شد و مدتی را در کما گذارند. او پس از گذراندن دوره نقاهت در تهران برای ادامه درمان راهی فرانسه شد اما پس از چند روزبه دلیل لخته شدن خون سکته مغری کرد و درگذشت. در حساب تلگرامی که با عنوان روند درمان عباس کیارستمی» فعال‌شده، آمده بود: اولین عمل، عمل جراحی درمانی بوده است. دومین عمل به دلیل خونریزی داخلی صورت گرفته و سومین عمل برای برداشتن کیسه صفرا و آخرین عمل به دلیل عفونت پیشرفته بوده است.حال عباس کیارستمی تا عصر امروز معمولی بوده ولی یک‌باره حال وی بد شده و ساعاتی پیش براثر سکته قلبی چشم از جهان فروبست
سال‌ها پیش ژان لوک گدار درباره عباس کیارستمی گفته بود: سینما با دیوید وارک گریفیث آغاز می‌شود و با کیارستمی پایان می‌یابد.

کیارستمی از نگاه بسیاری از منتقدان و فیلم‌سازان جهان مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین کارگردان ایرانی بود و بارها نشریات مختلف او را به‌عنوان یکی از بهترین کارگردانان جهان انتخاب کرده بودند. روزنامه گاردین در سال ۲۰۰۳ که او را به‌عنوان بهترین کارگردان زنده غیر آمریکایی جهان انتخاب کرده بود در وصفش نوشت: کیارستمی ماهرانه تفسیر مرگ را در پشت سادگی و شفقت فیلم‌هایش پنهان کرده است. او همچنین با تلفیق داستان و مستند و استفاده از بازیگران حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای در فیلم‌هایش، سینمایش را پیچیده کرده است که تأثیری حیرت‌آور می‌گذارد.

0,,18528638_304,00عباس کیارستمی در سال ۱۳۱۹ در تهران به دنیا آمد و در محله قلهک دبیرستان رفت٬ جایی که با علی گلستانه٬ آیدین آغداشلو٬ بهمن فرمان آرا٬ بهمن فرزانه و مرتضی ممیز هم‌مدرسه‌ای بود.
کیارستمی مثل چند هم‌مدرسه‌ای دیگرش قلم‌به‌دست گرفت و نقاشی کرد. در دانشگاه هم نقاشی خواند٬ اما هرگز خودش را نقاش نمی‌دانست؛ اما با گرافیک وارد دنیای حرفه‌ای هنر شد.
کیارستمی کار فیلم‌سازی خود را از سال ۱۳۴۹ در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد. با فیلم‌های کوتاهی برای کودکان و درباره کودکان؛ مسیری که تا اواخر دهه ۱۳۶۰ با فیلم‌های بلندش ادامه پیدا کرد. نان و کوچه و تجربه و مسافر جمله فیلم‌های کانونی او در آن سال‌ها بودند.
باوجود علاقه‌اش به سینمای مستند گونه و رئالیست٬ با فیلم «گزارش» سینمای داستانی را هم تجربه کرد. این نخستین فیلم بلند داستانی کیارستمی بود و باوجود موفقیت نسبی فیلم از نگاه منتقدان٬ نزدیک به یک دهه مشغول ساختن فیلم کوتاه و مستند بود تا اینکه «خانه دوست کجاست» را ساخت. پس از انقلاب اسلامی «قضیه شکل اول، شکل دوم » ساخت؛ فیلم نیمه بلند و نیمه مستندی که بسیاری از چهره‌های سیاسی و اجتماعی را روبه روی دوربین نشاند. از کیانوری٬ قطب‌زاده گرفته تا شهید بهشتی و مرحوم خلخالی. این فیلم تقریباً سی سال اکران نشد. بسیاری از فیلم‌هایش به‌خصوص فیلم‌های کوتاه و کانونی‌اش روی لبه میان سینمای مستند و داستانی پیش می‌رفت. بااین‌حال خودش قائل به مرزبندی میان سینمای مستند و داستانی نبود و می‌گفت که همه این سال‌ها تلاشش این بوده که همان «مرز باریک میان مستند و داستانی» را هم ازمیان بردارد.

08. Tribute to the Teachers (Bozorgdasht-e mo'Allem) (1976) - Directed By Abbas Kiarostamiتعریف مشخصی برای فیلم داستانی و مستند ندارم. تصور می‌کنم تمام فیلم‌های مستند هم ساختگی هستند حتی فیلم‌های مستندی هم که از طبیعت ساخته می‌شود؛ زیرا به‌محض اینکه شما دوربین را برای فیلم‌برداری آماده می‌کنید ازآن‌پس شما در ساخت آن فیلم چه مستند و داستانی دخیل هستید و دارای قدرت تصمیم‌گیری هستید. همیشه تلاش من این بوده که چگونه می‌توان سینمای مستند و داستانی را کاملاً باهم ترکیب کرد و چگونه می‌توان یک تعریف واحد از سینمای مستند و داستانی ارائه داد.

دوست داشت سینما را با فیلم بد و فیلم خوب تقسیم‌بندی کند یا به قول خودش فیلم باورپذیر و فیلم باورناپذیر.

فیلم بد، فیلمی است که باورپذیر نیست و فیلم خوب فیلمی است که باورپذیر باشد. باورپذیر نه به این معنی که حتماً باید سبک و سیاق رئال را در نظر بگیریم. در سینما فلینی را باور می‌کردیم بااینکه در سبک رئال کار نمی‌کرد و در ادبیات آثار مارکز باورپذیرند بااینکه بسیاری از آن‌ها کاملاً سورئال‌اند. شرط اول این است که تماشاگر
باید آن چیزی که ما به او ارائه می‌کنیم را باور کند.

IMAGE635326499575948059
محبوب در خارج و مغضوب در داخل کشور سال ۱۳۶۵ که «خانه دوست کجاست» را ساخت٬ شهرتش جهانی شد و دروازه‌های جشنواره گوناگون به رویش باز شد. این فیلم شد راهگشای دو فیلم دیگر سه‌گانه زلزله او‌ درجشنواره‌های جهانی؛ «زندگی و دیگر هیچ» و «زیر درختان زیتون». چندین جایزه معتبر برای این سه فیلم به دست آورد. هر چه شهرتش بیرون از مرزهای ایران بیشتر می‌شد و محبوبیتش جهانی ٬ به همان اندازه در وطنش دشمن پیدا می‌کرد و منتقد. او از نگاه تعدادی از منتقدان و فیلم‌سازان ایرانی متهم بود که فقط نگاهش به جشنواره‌های جهانی است که درد مردمش برایش اهمیتی ندارد. همان منتقدان ٬ فیلم‌های کیارستمی و فیلم‌سازان متأثر از او را سینمای گلخانه‌ای نامیدند.

maxresdefault (1)
بااین‌حال کیارستمی و فیلم‌هایش شدند نماینده سینمای ایران در جهان و سفیر فرهنگ و هنر ایران. هنوز هم بسیاری اولین نامی که از سینمای ایران بر زبان می‌آورند کیارستمی است. هرچند شاید مخاطبان داخلی‌اش مانند خارجی‌ها تشنه دیدن فیلم‌های او نبودند و شاید هم به دلیل نداشتن پروانه نمایش بسیاری از آن‌ها ٬ نمی‌توانستند مانند بینندگان خارجی براحتی به تماشای آن‌ها بنشینند. «در خانه دوست کجاست»٬ کیومرث پوراحمد را که خود فیلم‌ساز بود، به‌عنوان دستیار در کنارش داشت و در «زیر درختان زیتون» ٬ جعفر پناهی را که او نیز پیش‌تر فیلم ساخته بود. ابراهیم فروزش هم که همیشه کنارش بود. چه در فیلم‌سازی و چه حتی در تهیه «کتاب اول» ٬ راهنمای شهر تهران که زیر نظر کیارستمی تهیه شد.

1320606981_831_b89b4ec81cروی بسیاری از سینماگران ایران تأثیر داشت و چند فیلم‌نامه‌اش را فیلم‌سازان سرشناسی چون جعفر پناهی٬ ابراهیم فروزش٬ محمدعلی طالبی٬ علی رئیسیان و مانی حقیقی کارگردانی کردند.
سال ۱۳۷۶ بود که «طعم گیلاس» را ساخت و با این فیلم یکی از مهم‌ترین جایزه‌های سینمایی را به دست آورد؛ اولین و تنها نخل طلای سینمای ایران. سه بار دیگر هم برای فیلم‌های ده ٬ کپی برابر اصل و مثل یک عاشق نامزد این جایزه شد.
در سال ۱۳۸۴ همراه با کن لوچ و ارمانو اولمی فیلم سه اپیزودی «بلیت» را ساخت که اولین فیلمش به زبانی غیر از فارسی بود.

«بلیت» به زبان ایتالیایی و فرهنگ دیگری ساخته شد و به من ثابت شد که هرگونه ترسی برای ساختن فیلمی به زبان خارجی بی‌دلیل است چراکه زبان سینما زبانی جهانی است.

پس‌ازآن چند فیلم به زبان‌های دیگر و در کشورهای دیگر ساخت؛ اما می‌گفت که دوست دارد در کشورش فیلم بسازد.پریدن از روی سانسور کیارستمی منتقدانی هم در داخل و هم خارج از ایران داشت که او را متهم می‌کردند
که با سانسور کنار آمده که می‌تواند در ایران فیلم بسازد که در پاسخ می‌گفت با سانسور کنار نیامده اما توانسته از روی آن بپرد.
کپی برابر اصل را به زبان فرانسوی ٬ ایتالیایی و انگلیسی در ایتالیا ساخت و مثل یکعاشق را به زبان ژاپنی و فرانسوی در ژاپن. ژولیت بنوش٬ ستاره سینمای فرانسه که در کپی برابر اصل بازی کرده بود برای این فیلم جایزه بهترین بازیگر زن را در کن گرفت.

EF7D26C9-AE3F-4372-B36D-D7722944162E_mw1024_s_n
«مثل یک عاشق» آخرین ساخته سینمایی او بود که در ژاپن فیلم‌برداری شد. او علاوه بر فیلم‌سازی درزمینهٔ های دیگری هنری نیز فعال بود و تجربیاتی در عکاسی ٬ چیدمان ٬ شعر و کارگردانی اپرا داشت. نمایشگاه‌های مختلف عکس و چیدمان در ایران و چندین کشور دیگر برگزار کرد و اپرایی از موتزارت را روی صحنه برد. چیدمانجنگل بدون برگ او در موزه ویکتوریا و آلبرت لندن با استقبال خوبی روبه‌رو شد. درباره اینکه چرا فعالیتش را فقط بر روی فیلم‌سازی متمرکز نمی‌کند گفته بود:

کار اصلی من فیلم‌سازی است اما خودم را محدود به فیلم‌سازی نمی‌کنم هر دو سه‌‌سال یک‌بار شانس ساختن فیلمی رادارم؛ اما این فرصت عملاً جوابگوی آن بی‌قراری‌ای نیست که هرروز صبح آدم را از خواب بیدار می‌کند. هر بار به شکل‌های مختلف، گاهی عکاسی، گاهی اینستالیشن، گاهی شعر و گاهی حتی نجاری بروز می‌کند و قصد بر این نیست که من کارهای متعدد دیگری در دیگر عرصه‌های هنری از خود نشان دهم. این‌ها حاصل بی‌قراری‌های مداوم من در دوران بیکاری من در طول سال است.

145025248232331710در بسیاری از کشورهای جهان برنامه‌های مرور آثار او برگزار شد و کارگاه‌های آموزش فیلم‌سازی‌اش به‌سرعت پر می‌شد. چندین کتاب به زبان‌های مختلف درباره‌اش نوشته شد و علاوه بر کسب معتبرترین جوایز سینمایی بارها خود در مقام داوری جشنواره‌های مهم نشست. به گفته نزدیکانش باآنکه در ماه‌های پیش از عمل جراحی ازنظر جسمانی شرایط مساعدی نداشت٬ اما همچنان مشغول فعالیت و در سفر بود. احمد و بهمن دو پسر او هستند که بهمن نیز فیلم‌ساز است.

سینما با دیوید وارک گریفیث آغاز می‌شود و با کیارستمی پایان می‌یابد.سینما با دیوید وارک گریفیث آغاز می‌شود و با کیارستمی پایان می‌یابد.

منبع: مصاحبه پوریا ماهرویان با عباس کیارستمی

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید