[animate animation=”flash” duration=”2″ delay=”2″ iteration=”2″]خطر لو رفتن داستان[/animate]

باز نشر
باید اعتراف کنم که قبل از تماشای آخرین اثر هاتف علیمردانی، «آباجان»، اصلاً خوش‌بین نبودم. بعد از دیدن چند تجربه ناموفق و ناامیدکننده‌ای چون «کوچه بی‌نام» و به ویژه «هفت‌ماهگی» انتظار یک ملودرام غیر اصیل و تقلیدی از کارهای فرهادی را داشتم و بدتر از آن منتظر بازگشت کاراکتر محبوب علیمردانی که در «کوچه بی‌نام» باران کوثری نقشش را بازی می‌کرد و در «هفت‌ماهگی» پگاه آهنگرانی، بودم که خوشبختانه خبری از آن نبود. علیمردانی در «آباجان» به سراغ خانواده‌ای سنتی رفته که در سال ۱۳۶۵، روابط و زندگی‌شان نه‌تنها تحت تأثیر جنگ است بلکه مشکلات درونی خودشان هم آن‌ها را به چالش می‌کشد. قرابت مضمونی و محتوایی «آباجان» با «کوچه بی‌نام» بیشتر از «هفت‌ماهگی» است، اثری که حداقل فروش قابل قبولی داشت. همین رویکرد نشان می‌دهد علیمردانی این قشر را بهتر از طبقه‌ای که در «هفت‌ماهگی» به سراغشان رفته است می‌شناسد.
«آباجان» بیش‌تر شبیه درد و دل است. انگار حرف‌هایی که یک عمر بر سینه علیمردانی سنگینی کرده‌اند و به طرق گوناگون غیرمستقیم به آن‌ها پرداخته است حالا موضوع اصلی فیلمش شده‌اند و این بار با رویکردی مستقیم‌تر به آن‌ها پرداخته است. علیمردانی در فیلم «آباجان» تعارف را کنار گذاشته و آدم‌ها را همان‌طور که هستند نشان می‌دهد. از طرفی خانواده‌ای که در «آباجان» به تصویر می‌کشد همه ویژگی‌های یک خانواده ایرانی را که بیننده می‌تواند دوستش داشته باشد و با آن ارتباط برقرار کند را داراست. ناظم مدرسه‌ای مقید و اخلاق‌گرا، کفتربازی لاقید و خوش‌گذران، پیرمردی علیل که جوانی‌اش زندگی آباجان را سیاه کرده بوده است و آباجان، مادری برای همه، مهربان و کار بلد و خلاصه کلام، یک مادربزرگ رؤیایی. مهم‌ترین نکته‌ای که در مورد آباجان جلب‌توجه می‌کند، ابعاد سینمایی اثر است.
غیرقابل‌انکار است که جشنواره امسال پر بود از فیلم‌هایی که هیچ قابلیت سینمایی ندارند و بیشتر مناسب مدیوم تلویزیون هستند. تلویزیونی بودن این آثار بیش از آنکه مربوط به انتخاب موضوع باشد، ناشی از فرم و سبک ساختاری هستند؛ اما آباجان، یک فیلم سینمایی است که کم یا زیاد، خوب یا بد همه ویژگی‌های یک اثر سینمایی را همراه دارد. فیلم‌نامه علیمردانی مبتنی بر کاراکترهایی است که بسیار خوب ساخته‌وپرداخته شده‌اند و این شخصیت‌پردازی قوی نواقص دیگر فیلم‌نامه را می‌پوشاند. کاراکترهایی که در «آباجان» می‌بینیم زنده و ملموس هستند و گیرا. این شخصیت‌های دوست‌داشتنی به لطف بازی‌های زیبا و دوست‌داشتنی بازیگرانش جان گرفته‌اند و بیشتر از چند شخصیت معمولی بیننده را درگیر می‌کنند. شبنم مقدمی، حمیدرضا آذرنگ و سعید آقاخانی هرکدام در نقش خود درخشیده‌اند؛ اما ستاره بی‌چون‌وچرای «آباجان» فاطمه معتمدآریا است. بعد از تجربه نه‌چندان موفق «یحیی سکوت نکرد» این بار معتمدآریا، با همان قابلیت‌های ستاره‌ای که از او سراغ داریم بازگشته است. زمانی که او روی پرده است، نفس کشیدن فراموش می‌شود. دیگر فقط آباجان می‌ماند، درد فراغش و چشم به راهی‌اش. آباجان به لطف هنرنمایی معتمدآریاست که از یک کلیشه سطحی و غیرقابل‌باور به یک کاراکتر قوی و دوست‌داشتنی تبدیل می‌شود؛ اما ایرادات فیلم «آباجان» هم در جای خود، باید بررسی شوند.
ایراداتی که عموماً هم در کارهای علیمردانی می‌بینیم. مهم‌ترین آن‌هم نگاه معلول و نامناسب وی به معقوله ازدواج و عشق است. آنچه در «کوچه بی‌نام» به‌عنوان عشق ناخواسته خواهر و برادر به هم می‌بینیم، در اینجا هم نمود دیگری پیداکرده است و انگار علبمردانی برای وجه مشمئزکننده دیدگاهش در «کوچه بی‌نام» یک کلاه‌شرعی در «آباجان» پیداکرده است. جالب‌تر اینکه زوجی که در «کوچه بی‌نام» قربانی این عشق ممنوعه شده‌اند همین نقش را در «آباجان» ایفا می‌کنند. این نگاه و رویکرد، نه‌تنها فرهنگ‌ساز نیست بلکه بیش از آنکه هشداردهنده و آگاهی‌بخش باشد، به استقبال فاجعه رفتن است. از سوی دیگر گره اولیه فیلم تعلیقی ایجاد نمی‌کند و بیننده از قبل و جلوتر از کاراکترها به جریان حوادث آگاهی پیدا می‌کند و شخصیت داماد ظاهر به صلاح در ابتدای فیلم برای بیننده رو می‌شود و درنتیجه همه ادعاهای بعدی‌اش برای مخاطب رنگ می‌بازد. همچنین این نگاه علیمردانی که در «آباجان» بیش از کارهای قبلی‌اش نمود پیدا می‌کند، چیزی است که در آثار عبدالرضا کاهانی زیاد می‌بینیم و آن این است که در جهت هرچه نزدیک شدن به فضای رئالیستی، وارد خلوت آدم‌ها می‌شود و همه عادات زشت و شاید ناخوشایند کاراکترها را به تصویر می‌کشد. به همین دلیل است که در ابتدای فیلم یک سکانس چنددقیقه‌ای داریم از مردی که دستش در دماغش است و مصرانه به این کار ادامه می‌دهد. این سکانس هیچ بار دراماتیکی به دوش نمی‌کشد، هیچ نقشی در معرفی این شخصیت ندارد و فقط حال بیننده را به هم می‌زند. به‌هرحال «آباجان» در میان تجربه‌های اخیر علیمردانی یک موفقیت خوب است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید