سودربرگ پس از ساخت فیلم اول و تحسین‌شده‌اش «جنسیت، دروغ و نوار ویدئویی» در سال 1989 یکی از کارگردانان پرکار هالیوود به حساب می‌آید. او جزء معدود کارگردانان موفق در هالیوود است که در طول دوران کاری‌اش همچنان زیبایی‌شناسی منحصربه‌فردش را حفظ کرده و توانسته است میان فیلم‌های پرخرج («یازده یار اوشن» Ocean’s Eleven، «ارین براکویچ» Erin Brockovich) و پروژه‌های مستقل شخصی‌اش (the girlfriend experience, full frontal) تعادل را برقرار کند. فیلم‌های استیون سودربرگ میان همه اقشار مردم از عاشقان سینه‌چاک سینما تا دختران نوجوان محبوب است. اینک به بررسی 5 اثر بی‌نظیر از سودربرگ می‌پردازیم.
5. قاچاق (۲۰۰۰)
استیون سودربرگ در فیلم موفقیت آمیزش که برنده جایزه اسکار هم شد، با جاه‌طلبی زیاد و داستان‌های به‌هم‌پیوسته، با تمرکز بر نمایش دادن فروشنده‌ها، معتادها، سیاستمداران، نیرو‌های پلیس و سردسته‌های مافیای مواد مخدر، به تشریح تجارت مواد و جنگ آمریکا بر مسئله مواد مخدر پرداخته است. فیلم «قاچاق» Traffic روی سه داستان جدا از هم حول تجارت مواد مانور می‌دهد، اگرچه هرگز حالت موعظه‌گرانه ندارد و مانند تمام آثار برگزیده سودربرگ بسیار خویشتن‌دارانه ساخته‌شده است. او ممکن است خط داستان و دیالوگ‌ها را محدود کرده باشد اما فیلم به‌طور باورنکردنی به خاطر استفاده کارگردان از فیلترها و تکنیک‌های متعدد برای نشان دادن جلوه‌ای متفاوت برای هر سه داستان، سبکی خاص دارد. در سال 2000، سودربرگ دومین کارگردانی بود که در طی شصت سال گذشته دو بار در یک سال نامزد بهترین فیلم شد (با ارین براکویچ). سال 2000 ترقی سودربرگ پس از دوره تقلای او در اواسط دهه نود بود و حضور انفجاری‌اش او را به‌عنوان کارگردانی که هم می‌تواند فیلم‌های استودیویی بزرگ و پرخرج و هم فیلم‌های مستقل متناقض بسازد، به افراد بالادستش نشان داد. این فیلم بدون شک جزء فیلم‌های ادراکی محسوب می‌شود. اگرچه پرداختن به چند داستان متفاوت کنار هم می‌تواند بسیار گیج‌کننده باشد، چراکه در اوج یک داستان، روایت عوض می‌شود، اما درمجموع فیلم «قاچاق» Traffic یکی از بهترین فیلم‌هایی است که هرگز در تضاد با جاه‌طلبی خودش نیست. باوجود نمایش واقع‌گرایانه از بشر ناقص بی‌گناه هیچ قطعیتی راجع به فیلم وجود ندارد. تنها قطعیتی که به چشم می‌آید این است که فیلم «قاچاق» Traffic یک فیلم عالی است.
4. یازده یار اوشن (۲۰۰۱)
بلافاصله پس از موفقیت «قاچاق» در اسکار، سودربرگ شیطنت فرانک سیناترا در «یازده یار اوشن» Ocean’s 11 نسخه کلاسیک را با استفاده از جورج کلونی در نقشی که در نسخه اصلی سیناترای چشم آبی‌ آن را بازی کرده بود، بازسازی کرد. نسخه بازسازی‌شده سودربرگ یک موفقیت تجاری بود و منتقدین نیز آن را دوست داشتند که با کارگردانی ماهرانه سودربرگ و لیست بازیگران تحسین‌برانگیزش نسبت به نسخه اصلی پیشرفت بسیاری داشت و آن را به یکی از بهترین فیلم‌های ۲۰۰۱ تبدیل کرد.
این فیلمی پر از فریبندگی است که تمام مدت حس شوخ‌طبعی‌اش را در کنار دسیسه‌آمیز و هوشمندانه بودنش حفظ کرده است. فیلم بدون هیچ خدشه‌ای مطابق مد روز نمایانگر زرق‌وبرق لاس‌وگاس است که در جهت تثبیت فیلم، توانمند ظاهرشده است. سودربرگ پایه موفقیت «یازده یار اوشن» است که مدیریت فیلمی را برعهده‌گرفته داشت که اگر کارگردانی باقابلیت‌های کمتر این کار را قبول کرده بود زیر فشار جمع عظیمی از ستارگانش (کلونی، پیت، دامون، گارسیا، چیدل، رابرتس، سدریک اینترتینر) کمر خم می‌کرد و ممکن بود بدون کارگردانی کنترل‌شده و توانمند سودربرگ، این فیلم به‌عنوان فیلمی خود-بزرگ‌بین تلقی شود. لهجه لندنی دان چیدل به درجه خاصی از فضاحت رسیده اما با این حال، به خاطر درخشش ستارگان فیلم در یکی از گیراترین فیلم‌ها که بهترین صحنه دزدی چند دهه اخیر را ساخته است، جذب شدن به فیلم آسان به نظر می‌رسد. ممکن است این فیلم جزء جالب‌ترین یا روان‌شناسانه‌ترین فیلم‌های سودربرگ نباشد، اما بسیار هوشمندانه است و به‌اندازه‌ی فیلمی می‌تواند نمایش سرحد کمال یک فیلم باشد خوب است.

3. خارج از دید (۱۹۹۸)
«خارج از دید» Out of Sight با بازی جورج کلونی و جنیفر لوپز یکی از دوست‌داشتنی‌ترین فیلم‌های سودربرگ است. این فیلم متواضع‌تر از «یازده یار اوشن» و عمیق‌تر از «بی‌استفاده» Haywire است و مخاطبان بیشتری نسبت به «مجیک مایک» Magic Mike دارد و خنده‌دار، جذاب و خواستنی است، چراکه وجود کلونی و لوپز به‌عنوان بازیگران این فیلم همین توقع را ایجاد کرده است. «خارج از دید» Out of Sight به‌عنوان نقطه شروع رابطه موفق کاری بین سودربرگ و کلونی تعیین‌شده، چراکه بعد از این کار، آن‌ها در پنج فیلم دیگر با یکدیگر کارکردند. این فیلم همچنین به بازیگران توانمند نقش مکملش، وینگ راهمس، دون چیدل، آلبرت بروکس، دنیس فارینا، لوییس گوسمان، ویولا دیویس و اجرای چشم‌پوشی شده ساموئل ال جکسون و مایکل کیتون می‌بالد. «خارج از دید» Out of Sight شما را با جذابیت، هوش و زیبایی‌اش می‌فریبد و فیلمی است که بدون تلاش خاصی، یکی از بهترین فیلم‌هاست. فیلم اقتباسی از رمانی با همین نام، اثر المور لئونارد است و پایبندی به متن اصلی، تأثیر به سزایی در موفقیت این فیلم داشته، اما درمجموع تأثیر عاطفی جنجالی کلونی و لوپز در فیلم است که این اثر سودربرگ را به موفقیت رسانده است. این فیلم سرفصل جدیدی برای سودربرگ است که بعد از «جنسیت، دروغ و نوار ویدئویی»، فیلم‌هایی بیش‌ازحد مبهم و بسیار تحت تأثیر سینمای مستقل ساخته بود که هم در گیشه و هم ازنظر منتقدان بسیار ناموفق بودند؛ اما اینجا، از دمدمی بودن‌های تجربی‌اش کم می‌کند و همچنان یک فیلم برجسته ارائه می‌دهد که هم رضایت طرفداران معمولی و هم خوره فیلم‌های سینمایی را به یک اندازه جلب می‌نماید.
2. چه (۲۰۰۸)

فیلم زندگینامه چه گوارا ساخته استیون سودربرگ شباهت‌های بسیار به شخصیت اصلی‌اش دارد. این فیلم به‌شدت تضاد دارد؛ از طرفی نقدهای تحسین‌برانگیز زیادی دریافت کرده و از طرف دیگر بعضی از بخش‌های فیلم مورد تمسخر قرارگرفته است. بنیتسیو دل تورو سرکشی شخصیت قهرمان را با دقت تمام و به‌خوبی نشان می‌دهد، به‌طوری‌که بیننده فوراً متصور می‌شود که در حال دیدن خود چه گوارا است و برخلاف زمان طولانی‌اش، فیلمی محصورکننده است. «چه» Che یک حماسه پویا است که با پرداختن به جزئیات زندگی “چه‌”، از اولین ملاقاتش با فیدل کاسترو تا زمان مرگش در بولیوی، یادبود تفکرات صریح اوست. نه‌تنها این فیلم جزو دسته فیلم‌های سیاسی راجع به چه‌گوارا نیست، بلکه در حمایت ایدئولوژی مارکسیستی او هم نیست و بیشتر تمرکز فیلم روی این مرد و ماهیت جنگ است. هرچند که فیلم مردی را نشان می‌دهد که تا سرحد کمال به دنبال بازسازی‌های سیاسی تحت عنوان آرمان‌های انقلابی است. فیلم «چه» Che بسیار به واقعیت نزدیک، اما غرق در زیبایی‌های اساطیری است، چراکه فیلمی منسجم و گسترده است و صمیمیت و زیباشناسی تاریخی‌اش را نادیده نمی‌گیرد. ممکن است این فیلم یکی از پرجنجال‌ترین یا خاص‌ترین بازنمایی‌ها از یک شخصیت تاریخی به حساب نیاید، اما بالاتر از این‌ها، یک داستان پر جزئیات و یک مطالعه انقلابی درباره جنگ و درباره مسیری است که یک مرد به خاطر چیزی که به آن اعتقاد دارد طی می‌کند. فیلم «چه» Che جنگ و نهضتی که از پس تفکرات این شخصیت پدیدار گشته را به تصویر کشیده است و نه خود “چه “. هیچ کنکاشی راجع به ایدئولوژی مارکسیستی وجود ندارد و تمام تمرکز فیلم روی زمان حال و جنگ است که در زمان طولانی ایستادگی پرقدرت و هیجان دیوانه‌وار یک مرد خودانگیخته را نشان می‌دهد. فیلم سودربرگ زمانی برای پرداختن به فردیت ندارد و زیر بار قضاوت کردن شخصیت ‌‌”چه‌” و یا گروهش که چندین بار آن را برهم زد نمی‌رود. این فیلم فیلمی زیبا برای دیدن است و درگیر نشدن با آن غیرممکن است. فیلم به اکتشاف فرسودگی و امید در قالب چه گوارا می‌پردازد و اگرچه برخی از مخاطبان خواستار ژرف‌نگری عمیق‌تری از “چه ” بودند، این فیلم برای برخی دیگر یک شاهکار به حساب می‌آید.

1. جنسیت، دروغ و نوار ویدئویی (۱۹۸۹)

جرقه بنیادین جنبش مستقل استیون سودربرگ با «جنسیت، دروغ و نوار ویدئویی» روشن شد، فیلمی که بی‌درنگ تبدیل به اتر کلاسیک کارگردانش گشت. این فیلم اولین کار سودربرگ، به جشنواره فیلم کن در سال ۱۹۸۹ راه یافت و برایش جایزه نخل طلا را به ارمغان آورد که باعث شد در سن 26 سالگی به جوان‌ترین کارگردان برنده این جایزه تبدیل شود. سودربرگ که در کنار کوئنتین تارانتینو سردمداران نهضت مستقل فیلم‌سازی در دهه 90 میلادی بودند، بلافاصله نامزد جایزه اسکار هم شد. فیلم‌نامه تنها در هشت روز نوشته‌شده بود و نوشته عاشقانه-روانشناسانه‌ی سودربرگ روابط پیچیده و ساختار شهوت را بامهارتی تمام و کمال نشان می‌داد که بسیار پخته‌تر از سن خودش بود. به نظر می‌رسد فیلم با بودجه اندکی ساخته‌شده و چیدمان بدون زرق‌وبرق آن حس کنجکاوی بیشتری به فیلم می‌دهد که دقیقاً همان چیزی است که سودربرگ در پی دست یافتن به آن بوده است. جدا از این‌ها، فیلم باظرافت هرچه‌تمام‌تر به بررسی سرکوب امیال جنسی، با نگاهی ویژه به فرایند تفکر انسان می‌پردازد. همه‌چیز عالی است؛ بازی‌های فوق‌العاده که به‌خصوص زوایای جدیدی از بازی جیمز اسپیدر را در فیلم به نمایش می‌گذارد و متن بی‌نظیر سودربرگ که به‌خصوص دیالوگ‌های جالب و محتاطی دارد. فیلم تحت کنترل است؛ نه زیاد سرد و غم‌انگیز و نه خیلی بی‌پروا، چراکه ذکاوت سودربرگ به چشم می‌آید و هیچ‌وقت به نظر نمی‌رسد که این اثر یک تازه‌کار باشد. کارگردانی کار چنان مقتدرانه است که کمتر کارگردانی به آن دست‌یافته است. این فیلم به نگرانی، شهوت، طبیعت انسان و میل جنسی می‌پردازد. به نظر می‌رسد که تا پایان فیلم و حتی بعد از تیتراژ آخر، ذهن مخاطب درگیر گره‌های فیلم می‌شود. سودربرگ بعدها به دست یافتن به چنین شاهکاری نزدیک شده اما هرگز به چیزی مانند این فیلم دست پیدا نکرده است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید