و روز آخر…

سی‌وپنجمین دوره جشنواره بین‌المللی فجر هم به کار خودش خاتمه داد. البته وقتی می‌گوییم سی‌وپنجمین دوره منظور ما بخش بین‌الملل جشنواره فجر است که از سال‌ها قبل یعنی از سال 61 و اولین دوره برگزاری جشنواره فجر به صورت جسته گریخته و نیمه‌جان در کنار جشنواره فجر برگزار می‌شد. به بیانی دیگر این سومین دوره جشنواره جهانی فجر است که به صورت مجزا و در زمانی جدا برپا می‌شود و دومین دوره‌ای است که دبیر جشنواره رضامیرکریمی است و برنامه‌ریزی یکساله و دبیرخانه ثابت دارد و همکارانی شناخته‌شده که به سنت سال‌های گذشته کارمندان دولتی فارابی نیستند.
رضا میرکریمی دبیر جشنواره خودش فیلمساز است و از جمله آدم‌های سینماست که هم به هرحال ارزشی و مقبول مذهبیون است و هم بین اهالی سینما پرطرفدار است و دوسالی هم رییس خانه سینما بوده است. مسئولیت باشگاه جشنواره را شادمهر راستین دارد که منتقد و فیلم‌نامه‌نویس است. دونفر از همکاران نزدیک میرکریمی در این جشنواره رضا کیانیان و علیرضا شجاع‌نوری هستند که احتیاجی به معرفی ندارند. شاید جز اینکه بدانید شجاع‌نوری سال‌ها در بخش بین‌الملل فارابی در امر پخش فیلم و حضورهای بین‌المللی سینمای ایران فعال بوده است و درواقع شغل اصلی‌اش این بوده و بازیگری تفنن‌اش. کیوان کثیریان دبیر انجمن منتقدان روابط عمومی جشنواره بوده و امیر اسفندیاری و کامیار محسنین منتقد و از مسئولین بین‌الملل فارابی هم از مسئولین جشنواره بوده‌اند و برای انتخاب فیلم‌ها مشاورانی از جمله مجید اسلامی و سعید عقیقی و حسین عیدی‌زاده داشته‌اند. جشنواره هم که دوسال پیش در پردیس ملت (به اضافه موزه سینما) و سال گذشته به صورت مجتمع در پردیس چارسو برگزار شد، امسال سینما فلسطین و سینما فرهنگ را هم به برنامه خود اضافه کرد.
واکنش منفی چندانی در روزهای جشنواره نسبت به برگزاری آن دیده نشد. جز سایت‌ها و رسانه‌های اصول‌گرا که اسراف و بریز و بپاش جشنواره را زیاد دانستند و نوشتند این هزینه می‌توانست صرف توسعه زیرساخت سینما شود. صحبت از هزینه‌ای در حدود 5 میلیارد تومان می‌شد؛ اما میرکریمی معتقد است با کمترین هزینه بهترین و علمی‌ترین جشنواره برگزار شده. دبیر جشنواره در گفتگو با سایت جشنواره گفته است: «در مقایسه با کمیت و کیفیت جشنواره‌های مشابه خارجی و داخلی، ما ارزان‌ترین جشنواره را برگزار کرده‌ایم. دلیل این انضباط مالی نیز این است که دبیرخانه جشنواره از یک سال پیش کار خود را آغاز کرده است؛ وقتی وظایف را کامل مشخص می‌کنید، چارت سازمانی طراحی شده دارید و افراد مسئولیت‌های بخش خود را بطور کامل می‌پذیرند، تمام مسائل در زمان خود و در پیش‌بینی‌های زمان‌بندی اجرایی خود محقق می‌شود و چیزی برای دقیقه ۹۰ نمی ماند. در مقایسه با جشنواره‌های خارجی بدیهی است که در کشور ما خیلی چیزها ارزان است. به عنوان مثال یک تهیه‌کننده چینی به من گفت کل هزینه جشنواره شما به اندازه افتتاحیه جشنواره پکن هم نیست؛ در حالی که به زعم وی جشنواره ما کاربردی‌تر، علمی‌تر و غیر ویترینی است.»
میرکریمی البته از این هم گفت که پردیس چارسو محلی مناسب برای جشنواره‌ای در همین ابعاد است و برای برگزاری جشنواره‌ای بزرگ‌تر و معتبرتر احتیاج به یک کاخ جشنواره داریم با سالن‌های بیشتر (چارسو چهارسالن صد نفره و یک سالن سیصدنفره دارد)، سیستم پخش بهتر (فقط یکی دو سالن چارسو به سیستم پخش D مجهزند) و مکان بهتر (چارسو در یک منطقه بسیار پرترافیک محصور است).
روز هشتم و آخر جشنواره که یک روز بعد از اعلام جوایز و برندگان برگزار می‌شد، روز خلوتی شد. کمی هم نظم دیگر ضروری حساب نمی‌شد و چک کردن کارت‌ها و بلیت‌ها یک درمیان شده بود. روز اجرا و پخش مناظره انتخابات ریاست جمهوری هم بود و خیلی‌ها شاید به همین دلیل به چارسو نیامدند. سانس‌های ویژه‌ای هم برای فیلم‌های برنده در نظر گرفته شده بود که در این بین بزرگترین سالن به برنده بلامنازع شب جوایز یعنی «اِو/خانه» داده شده بود. اصغر یوسفی‌نژاد که نه ظاهرش به ظاهر آرتیسیتی می‌خورد و نه تواضعش، پیش از شروع فیلم خیلی آرام و کوتاه صحبت کرد و گفت: «قدم‌های کسانی که در سالن و برای دیدن فیلم آمدند را می‌بوسم. تماشاگر نفس هر فیلم است و آرزوی هر فیلمسازی خوب دیده شدن فیلمش است. من پیشاپیش از هموطنان فارس زبان عذرخواهی می‌کنم که این فیلم را با زیرنویس فارسی می‌بینند. کسانی که با زبان و فرهنگ آذری آشنا هستند، لذت بیشتری می‌برند و راحت‌تر با فیلم ارتباط برقرار می‌کنند. این فیلم را به زادگاه و وطنم ایران تقدیم می‌کنم.»
پیش از فیلم یوسفی‌نژاد، فیلم کوتاه «آگهی فروش» ساخته قصیده گلمکانی دختر هوشنگ گلمکانی به نمایش درمی‌آمد که برنده جایزه فیلم کوتاه شده بود. گلمکانی به زبان فرانسه به حضار خوشامد گفت.
دیگر فیلم‌هایی که به خاطر گرفتن جوایز سانس فوق‌العاده داشتند «گلوری» از بلغارستان که هم دو جایزه بازیگری را برد و «گناهکاران» از کلمبیا که جایزه کارگردانی را برد بودند. آخرین کارگاه جشنواره هم در سالن شماره سه سینما فلسطین برگزار شد که کارگاه تدوین بود و مصطفی خرقه‌پوش تدوین‌گر قدیمی سینمای ایران ارائه کرد و تجربیاتش از کار تدوین و کار با داریوش مهرجویی در «درخت گلابی» را به حاضرین در سالن منتقل کرد. گرچه دبیر جشنواره با افتخار از برگزاری 50 نشست در 5 نقطه از تهران به عنوان کار علمی نام می‌برد، اما کارگاه یعنی جلسه‌ای تعاملی بین شرکت‌کنندگان و ارائه دهنده؛ اما چیزی که در جشنواره تهران عملا دیده شد جلسات سخنرانی بود.
در پایان یادی هم بکنیم از شعار خلاقانه جشنواره که همه جا درج شده بود. ایده‌ای که به ذهن هرکسی رسیده باید به او تبریک گفت. نام فیلم معروف کیارستمی که اولین فیلم جهانی‌شده او هم بود یعنی where the friend’s home با برداشتن تنها یک w تبدیل شده بود به: «خانه دوست همین‌جاست»
ای کاش خود عباس کیارستمی هم از بیماری ساده‌ای که به مرور تبدیل به زخم مهلک شد نجات پیدا می‌کرد و اعتبار جشنواره و سینمای ایران می‌شد. کسی که غیابش چنین معتبر بود، حضورش می‌توانست چه مزیت‌هایی داشته باشد…

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید