باد نزدیک بود همه را به خود ببرد!

با پشت سر گذاشتن چهارمین روز جشنواره جهانی فجر، این فستیوال به نیمه راه خود رسید. روزی که چندین فیلم ایرانی به نمایش درآمدند و در ضمن آخرین روز از بزرگداشت سه روزه کیارستمی هم در سالن شماره یک مجموعه چارسو برگزار شد.
سومین و آخرین روز بزرگداشت کیارستمی به شاگردان او اختصاص داشت. ژان میشل فرودون از منتقدان برجسته فرانسوی‌زبان و سردبیر سابق کایه دو سینما مهمان روز آخر بزرگداشت بود. فرودون و فرانسوی‌ها اولین کاشفان کیارستمی در دنیای سینمای هنری و جشنواره‌ها بودند.
موضوع سومین روز بزرگداشت، فعالیت‌های آموزشی کیارستمی و کارگاه‌های فیلمسازی او بود که مهم‌ترین این کارگاه‌ها در کوبا، کلمبیا، مراکش و تهران اتفاق افتادند. باز هم سیف‌الله صمدیان اجراکننده مراسم بود. کسی که فیلمی کوتاه از کارگاه مشترک کیارستمی و اسکورسیزی در مراکش ساخته که دوسال پیش در گروه هنروتجربه این مستند اکران شد. اما چرا این فعالیت‌های آموزشی تا این حد مهم بودند؟ نگار اسکندرفر که در این سال‌ها همیشه مدیریت کارگاه‌های کیارستمی در ایران و در موسسه کارنامه را برعهده داشته است درباره سابقه این فعالیت‌ها گفت: «ما حدود ۱۱ سال پیش با کیارستمی کارگاه هایی برگزار کردیم که در آن فیلم های زیادی با موضوع آب، فرش، صدا، باد و.. ساخته شد. آموزگار بودن کیارستمی ربطی به کلاس های فیلمسازی او نداشت؛ کیارستمی برای بسیاری افراد در جهان آموزگار خوبی بود.» و البته درباره او اضافه کرد: «در جهان پر از خشم و خشونت کنونی، نام کیارستمی روزنه ای ست به جهانی که در آن بتوان به زیبایی ها نگاه کرد. خوشحالم در زمانه ای زندگی کردم که کیارستمی می زیست.»
فیلم کوتاهی از کیارستمی با نام «دوست من کجاست؟» پخش شد که او در کارگاهی در مورسیا آن را ساخته بود. این فیلم 5 دقیقه مدت زمانش بود و ژان میشل فرودون را به هیجان آورد: «فیلمی که دقایقی قبل از عباس کیارستمی دیدیم، یک شاهکار بود. کشف این فیلم کوتاه مرا تحت تاثیر قرار داده است؛ آن را راهی بسیار موثر برای فهم سبک کار کیارستمی و رابطه اش با واقعیت جهان می دانم. در همین فیلم کوتاه عناصر اراده، شانس و اتفاق را یکجا کنار هم می‌بینیم.»
فرودون که در بسیاری از این ورک‌شاپ‌ها حضور داشته است و خودش هم چندین سال است که با فیلم‌های انتخابی خودش دوره‌های فیلم در سراسر دنیا برگزار می‌کند، بهترین خاطره‌اش از کیارستمی را مربوط به کارگاهی دانست که در جنوب غرب فرانسه برای بچه‌های زیر ده سال برگزار کرد. فرودون در پایان گفت: «کیارستمی یک معلم یا پروفسور به معنای کلاسیک کلمه نبود. آسیایی ها تعبیر «استاد» را برای کسی به کار می گیرند که گستره ی روحانی و فکری شاگردانش را وسعت می دهد. «استاد» به شاگردانش کمک می کند تا خود به توانایی درک معانی دست یابند، در عوض اینکه معانی را با نگاهی بالا به پایین به آنها بیاموزد. کیارستمی به معنای واقعی کلمه «استاد» بود. روش کار کیارستمی در مقام فیلمساز و در مقام معلم ورکشاپ ها از نظر ارتباط با دیگران و جهانی که در آن می زیست، تفاوتی نداشت. او در فیلم هایش چشم های ما را به جهان می گشود و در ورکشاپ ها با دانشجویان، بچه ها و.. همینطور کار می کرد. در یک کلام باید بگویم برای کیارستمی، آزادی و قوت بخشیدن به دیگران اهمیت داشت.»
سه فیلمسازی که کار سینما را از کارگاه‌های کیارستمی آغاز کرده‌اند یعنی فائزه عزیزخانی، علی کریم و علی یحیایی آخرین کسانی بودند که در مراسم بزرگداشت کیارستمی روی صحنه رفتند و درباره تجربه‌هایی که با کیارستمی داشتند صحبت کردند.

دوشنبه آخرین روز از کار دارالفنون بود. یعنی بخش آموزشی جشنواره جهانی فجر. برگزاری مسترکلاس‌ها و جلساتی کارگاهی برای جوان‌ترها از برنامه‌هایی است که این سال‌ها در خیلی از جشنواره‌ها معمول شده است. جشنواره کن معمولا از یک یا دو فیلمساز برجسته دعوت می‌کند یک روز را به انتقال تجربیات خود به شرکت‌کنندگان اختصاص دهند. جشنواره برلین اما برنامه گسترده‌تری دارد از بین انبوه رزومه‌های ارسال‌شده تعدادی را که واجد شرایط می‌داند دعوت می‌کند تا در کمپ استعدادهای برلین شرکت کنند. تمام هدف این کمپ‌ها هم آموزشی نیست و مثلا برلیناله خیلی رسمی عنوان می‌کند یکی از اهداف کمپ استعدادها آشنا شدن فیلمسازان جوان با همدیگر و رشدشان است. جشنواره فجر هم از سال گذشته این بخش را راه انداخت و امسال 110 هنرجو از 32 کشور دنیا ثبت نام کردند که البته شرط اصلی ثبت‌نام سن آن‌ها بوده که باید زیر بیست و پنج سال داشته باشند. بخش دارالفنون با کلاس‌ها و کارگاه‌های متعدد سه روز زودتر شروع کرد و سه‌شنبه 5 اردیبهشت هم به پایان می‌رسد.
یکی از کاربردی‌ترین کارگاه‌های روز چهارم اما کارگاه عرضه فیلم در بازار بین‌المللی بود که محمد اطبایی البته به همراه احسان گودرزی و برونو چاتلین برگزار کرد و به درد دارالفنون هم نمی‌خورد و از قضا در محوطه طبقه بالای پردیس چارسو انجام شد. اطبایی که از مهم‌ترین پخش‌کنندگان بین‌المللی ایرانی است در این جلسه به یک نکته عجیب درباره ولع سینماگران ایرانی به حضور در جشنواره‌ها اشاره کرد و گفت: «در سال ۲۰۱۵ ، ۲۸ کشور اتحادیه اروپا هزار و صد فیلم بلند سینمایی داشتند که فقط ده درصد از آنها در خارج از قاره اروپا به نمایش درآمد. حتی از تولیدات آمریکایی که به ۷۰۰ فیلم می رسند تنها ۱۵ درصد از آنها به بازار فروش جهانی راه پیدا می کنند. در مورد بالیوود هم همینطور است و ۵ درصد تولیداتشان در خارج از هندوستان اکران می شود. اما در کشور ما، در سال ۲۰۱۶ که ۱۲۰ فیلم تولید کرده بودیم، ۶۰ فیلم حداقل یک حضور بین المللی داشتند. یعنی چیزی حدود ۵۰ درصد!»
برونو چاتلین هم توصیه کرد اینقدر جوان‌ها به جشنواره کن فکر نکنند و اساسا فیلم‌های آن‌ها در هیاهوی کن گم می‌شود و نادیده می‌ماند. او گفت: «شما باید اساسا بدانید که چه جشنواره‌ای مناسب حال شما از نظر بودجه ودرآمد مالی است. چون حضور در هر کدام از این جشنواره ها برای شما هزینه‌ای دارد. برای مثال در جشنواره بین المللی فیلم کن، شما باید برای ورود ۱۰۰ یورو بپردازید. آمار نشان می دهد در سه دوره قبلی جشنواره کن حدود سه هزار فیلم شرکت داشتند، چه کسی می تواند ۳ هزار فیلم ببیند؟ آنهم در شرایطی که باید برای حضورتان پول پرداخت کنید. بنابراین توصیه ام به شما این نیست که حتما برای حضور در کن اقدام کنید. کن حصارگاه بالایی دارد و احتمال این که شما رد شوید زیاد است.»
اتفاق ویژه روز چهارم جشنواره فجر طوفان عصرگاهی بود که بساط پذیرایی علم‌شده در پشت بام چارسو را به طور کل به هم زد. فضایی که این روزها محبوب رسانه‌ها و سینماگران بوده است و منظره بی‌نظیر و قهوه‌های کم‌نظیری دارد. باد نزدیک بود همه را با خود ببرد!

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید