ششمین روز جشنواره جهانی فیلم فجر در حالی سپری شد که جشنواره روز آرامی را می‌گذراند. یک روز تا اعلام نام برندگان جشنواره باقی مانده، دارالفنونی‌ها یکی یکی به خانه‌های خود برگشتند، فیلم‌های مهم‌تر جشنواره همه رونمایی شده‌اند و سانس‌های بعدی آن‌ها همچنان ادامه دارد. در این فرصت شاید بهتر باشد به قسمت‌های مختلف جشنواره سری بزنیم و ارزیابی کنیم جشنواره‌ای که روزهای آخرش را می‌گذراند، در چه سطحی برگزار شد.

بخش مسابقه:
برای این‌که بدانیم چه فیلم‌هایی در بخش مسابقه حضور داشتند باید حتما به کاتالوگ جشنواره رجوع کنیم! عمده فیلم‌هایی که در جشنواره پرمخاطب شدند مثل «گلوری» یا «شیر» یا فیلم‌هایی از ترنس مالیک، کن لوچ، آندری وایدا و… در بخشی غیر از بخش مسابقه شرکت داشتند و منتخبی از جشنواره‌های دیگر بودند. فیلم‌های بخش مسابقه اصلا کدام‌ها بودند؟ به نظر می‌رسد این از مشکلات عمده جشنواره جهانی فجر است. فیلم‌های بزرگ در بخش مسابقه جشنواره‌ای که جا نیفتاده و اعتبار زیادی ندارد شرکت نمی‌کنند و فیلم‌هایی که در مسابقه شرکت می‌کنند حتی برای مخاطب خاص این جشنواره نظرگیر نیستند. برای دیدن فیلمی از قزاقستان مخاطب ایرانی صفی نمی‌بندد.

بازار فیلم:
قلب تپنده یک جشنواره. مشهور است که جشنواره‌ها کتی هستند که برای یک دکمه دوخته می‌شوند: بازار فیلم!
نه مخاطب عادی جشنواره که با کارت باشگاه جشنواره وارد شده و نه خبرنگاران اجازه ورود به بازار فیلم را ندارند. ظاهر بازار فیلم مثل ظاهر غرفه‌های نمایشگاه کتاب است. چندین عکس و پوستر از تولیدات دفاتر سینمایی در هر غرفه زده‌اند و یکی دونفر مسئول غرفه مجهز به وسایل پذیرایی آن‌جا نشسته‌اند. این اما ظاهر بازار فیلم است. غرفه‌های بازار مثل طلافروشی‌ها هستند. شاید در طول روز به ده‌ها مراجع کنجکاو توضیح بدهند که هر النگو یا گردنبند چه قیمتی دارد، اما آن‌ها مشتری واقعی خود را می‌شناسند. وقتی وارد طلافروشی شد در مغازه را می‌بندند و معامله اصلی صورت می‌گیرد. صحبت کردن در مورد میزان توفیق این بخش از جشنواره احتیاج به اطلاعاتی تخصصی‌تر دارد. آیا واقعا برگزاری جشنواره باعث برقراری بازار و چرخش چرخ اقتصاد فیلم‌ها می‌شود؟
انتخاب فیلم‌ها:
بعد از شش روز از جشنواره، اگر مخاطب پیگیری برای جشنواره باشید مجهز خواهید شد به یک دایره‌المعارف قطور از اطلاعات تاریخی اجتماعی مربوط به اروپای شرقی!
حتما یکی دو فیلم تماشا کرده‌اید درباره تبعید لیتوانیایی‌ها بعد از جنگ جهانی دوم به سیبری. و کنجکاو شده‌اید استالین با این سه کشور کوچک که همین الان روی‌هم‌رفته کمتر از 5 میلیون نفر جمعیت دارند چه پدرکشتگی داشت! می‌دانید در رومانی هنوز هم فساد مثل دوران کمونیستی همه‌گیر است و مردم به هم کمک می‌کنند که این کمک در واقع یعنی هرکسی برای دیگری پارتی‌بازی می‌کند تا به موقعش به خودش کمک کنند. در بوسنی هنوز تنش‌های نژادی شعله‌ور است اما فقر و فساد عمومی از آن هم مهم‌تر شده. از مصائب جنگ جهانی دوم در لهستان تا تصفیه‌های کمونیست‌ها در این کشور و از آن‌جا به روسیه و… سرمای هوا در روسیه و اروپای شرقی باعث شده آن‌ها ضوابط مربوط به پوشش خانم‌ها را بیشتر رعایت کنند و با کمی تردستی در حذف صحنه‌ها و مات کردن قسمت‌هایی از بدن که از زیر پالتوها بیرون مانده می‌توان فیلم‌ها را قابل پخش کرد. این دردسر عمده نمایش فیلم در جشنواره‌ای در ایران است و دست من و شما هم نیست. نمی‌دانم مهمان‌های خارجی از تماشای صحنه دراز کشیدن دو زن ژاپنی و آلمانی روی تاتامی (درود از فوکوشیما) در حالی که هردو به خاطر لباس خواب از زیر گردن مات شده‌اند چه حسی دارند اما مخاطب ایرانی هربار با خنده‌ای شبیه به زهرخند این صحنه را بدرقه می‌کند!

دارالفنون:
هفتاد نفر از ایران و چندین کشور جهان در طول هفت روز به خرج جشنواره پذیرایی می‌شوند، به تهران گردی می‌روند، در هتل اسکان داده می‌شوند، در کلاس‌های مختلف می‌نشینند و… و با هم دوست می‌شوند. این همه خرج برای چه؟ اما شاید بهتر باشد قدری سخاوت‌مند بود. در این برنامه‌ها جوان‌ها از سراسر دنیا با هم دوست می‌شوند. یاد می‌گیرند می‌توان علی‌رغم دشمنی‌های تاریخی یا سیاسی با همسن‌وسال‌هایی از تمام دنیا دوست بود و بیرون رفت و گفت و شنید. شاید همکاری‌های سینمایی از این جمع‌ها بیرون بیاید. شاید هم نیاید. هرکدام از این جوان‌ها سفیری برای کشور خودش و بعدها سفیری برای ایران خواهد بود. کمی خرج کردن هم بد نیست.

نظم و ترتیب:
برقراری نظمی آهنین در کشور ما و بین ما بی‌نظم‌ها کار خیلی سختی است. آهنین شاید انتظار زیادی باشد اما دست کم نظمی سیمین یا مسین در جشنواره جهانی فیلم فجر برقرار بود. بیشتر از پنج دقیقه نسبت به برنامه فیلمی تاخیر نداشت. می‌شد برنامه ریزی کنی فیلمی را اگر تا دقیقه 70 ببینی و بیایی بیرون به فیلم دیگری می‌رسی. اتفاق غیرمترقبه‌ای در بین نبود. هرکسی برای تفریح و دیدن ستاره‌ها نمی‌توانست وارد محوطه شود، اما اگر کسی واقعا قصد حضور داشت شرایط ثبت‌نام به قدری راحت بود که چیزی مانع حضورش نمی‌شد. عجالتاً همین‌ها دستاورد بزرگی است.

مهمان‌ها:
مسئولین جشنواره گفته‌اند دنبال جشنواره‌ای با فرش قرمز گسترده که به مهمان‌های بزرگش می‌بالد نیستند. از نوع جشنواره‌هایی مثل ابوظبی یا مراکش با حضور گسترده کارگردان‌ها و بازیگرهای مشهور نمی‌خواهند باشند. آیا از ته دل گفته‌اند یا چون امکانش را نداشته‌اند این نظر را پیدا کرده‌اند؟
کسی دنبال حضور ستاره‌ای در سطح انجلینا جولی در جشنواره تهران نیست. به خصوص که در صورت حضور باید بیرون از پرده سینما هم بدن او را مات کنند تا قابل پخش شود! سال گذشته مهمان بزرگ جشنواره فجر الکساندر سوکوروف کارگردان روس بود که برای مخاطب جدی سینما یک سلبریتی است. سال پیش از آن هم کریستف زانوسی لهستانی به جشنواره آمد که نیم پله پایین‌تر از سوکوروف قرار دارد. امسال شنیده می‌شد دنبال حضور نوری بیلگه جیلان یا مونجیو رومانیایی بودند که به هر دلیل نشد.
حضور چهره‌های مشهور در جشنواره‌ای که هنوز جانیفتاده هم به برد تبلیغاتی آن کمک می‌کند و هم عطش عجیب سیمادوست ایرانی برای دیدن چهره‌های مشهور را برآورده می‌کند. خیلی‌ها هنوز هستند که حاضرند برای دیدن ایران و حضور در یک کشور ناهمسو با جهان به کشور ما سفر کنند. شاید در سال‌های آینده شاهد حضور این افراد باشیم. کسانی مثل مایک لی، کن لوچ، امیر کوستوریتسا، آندری زویاگینتسف…. و شاید آنجلینا جولی!
در نبود این‌ها، مهم‌ترین چهره‌هایی که به جشنواره آمدند سمیح کاپلان اوغلو و زکی دمیرکوبوز کارگردانان اهل ترکیه به عنوان داور، ژان میشل فرودون و گادفری چشایر از بین منتقدین و هایدوشکا تهیه‌کننده چند فیلم از آثار هانکه از بین تهیه‌کنندگان بودند.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید