درباره‌ی این‌که چطور این فیلم کیانو ریوز Keanu Reeves سال ۱۹۹۹ تقریبا همه‌چیز را در مورد دنیای امروز درست پیش‌بینی کرده است، نوشته‌ایم.

پیش‌بینی‌های The Matrix درباره‌ی زندگی در سال ۲۰۱۹ – قسمت اول

۷- بیشتر تفکرات ایلان ماسکآیا ایلان ماسک Elon Musk نئو Neo زندگی واقعی است؟ یکی از مسئولین سابق تسلا Tesla ادعا می‌کند که این طور است:” «ماتریکس» را تماشا کنید. ایلان همان نئو است. او این صفر و یک‌ها را می‌بیند.” ماسک خودش هم می‌گوید تنها یک در میلیارد احتمال دارد که ما درون یک شبیه‌سازی نباشیم. او حتی ممکن است دانشمندانی را استخدام کرده باشد تا برای رهایی ما از این شبیه‌سازی تلاش کنند. البته او هم‌چنین کمپانی به نام نورالینک Neuralink دارد که برای وصل کردن مغز انسان‌ها به کامپیوترها تلاش می‌کند، کاری که تاحدودی شبیه مثل کارهای مامور اسمیت Agent Smith است.
۸-افزایش تعداد فیلم‌های ابرقهرمانیحتی در سال ۱۹۹۹ هم معلوم بود که «ماتریکس» به فیلم‌های اکشن رنگ تازه‌ای داده است. اما الان است که به اهمیت واقعی این فیلم پی می‌بریم: «ماتریکس» به هالیوود یاد داد چطور ابرقهرمان‌ها را وارد یک فیلم کند. کتاب‌های کمیک پر از افرادی در لباس‌های مسخره بود که قوانین فیزیک را دور می‌زنند، دو المانی که این فیلم‌ها یک زبان بصری متقاعد‌کننده برای آن پیدا نکرده‌ بودند. «ماتریکس» این زبان را پیدا کرد و آن را فوق‌العاده جلوه داد. مفهوم کلی فیلم، که شخصیت‌ها در یک شبیه‌سازی کامپیوتری هستند و هنگامی که متوجه این موضوع می‌شوند کارهای معجزه‌آسایی از خودشان نشان می‌دهند ، دنیایی را خلق می‌کند که در آن افراد ضعیف و لاغراندام می‌توانند افراد عضله‌ای و قوی را شکست دهند، به طوری که تد Ted «بیل و تد» Bill & Ted از پس هیوگو ویوینگ Hugo Weaving برمی‌آید.
۹- قهرمان‌های اکشن معمولیبا وجود نئو‌ی لاغراندام قوی، وجود ستاره‌های اکشن غیرمعمول رواج بیشتری پیدا کرد. دیگر نیازی به حضور کماندوهای بی‌احساس و هیکلی مثل استالون Stallone و یا متخصصین هنرهای رزمی مثل وسلی اسنایپس Wesley Snipes نبود. حالا دیگر کسی مثل جیمز مک‌آووی James McAvoy («تحت تعقیب» Wanted ) و اوما تورمن Uma Thurman («بیل را بکش ۱ و ۲» Kill Bill I and II هم می‌توانند یک ستاره‌ی اکشن باشند.
۱۰- هرکاری که کانیه وست در دست‌کم پنج سال گذشته انجام داده است.کانیه Kanye West «ماتریکس» را “انجیل دوران بعد از عصر اطلاعات” می‌داند. او گفته است:” وقتی صدها نفر به نئو حمله می‌کردند، آن‌ها همان نظرات و سنت‌ها بودند… اگر دیدی باز و راهنمایی مثل لارنس فیشبرن Laurence Fishburne داشته باشید و همراهان و دوستانی در کنارتان باشند می‌توانید حرکت دنیا را نیز آهسته کنید.” او هم‌چنین ادعا کرده است در حال نوشتن کتابی فسلفی به نام “شبیه‌سازی را بشکن” Break the Simulation است. او هم‌چنین کارداشیان‌ها Kardashians را مجبور به پوشیدن عینک‌آفتابی‌های کوچک کرده است.
۱۱- مخالفت دونالد ترامپ

آیا دونالد ترامپ Donald Trump نئو در زندگی واقعی است؟ بر اساس گفته‌ی فردی که این ویدیو را درست کرده است، بله. هم‌چنین در وبسایت Infowars الکس جونز Alex Jones آمده است “واقعیت یک سیستم هوش مصنوعی A.I. است که تصمیم گرفته است دنیایی فراانسانی داشته باشد و ترامپ همراه با چند نفر دیگر با او مخالفت کرده می‌گویند: ‘نه ما این کار را انجام نمی‌دهیم’.”
۱۲-صحنه‌های دعوای فیلم‌های مدرنچاد استاهلسکی Chad Stahelski بدل کیانو ریوز Keanu Reeves در این فیلم که بعد از آن‌ هم یکی از پرطرفدار ترین طراحان بدلکاری در این صنعت شد، گفته است: «ماتریکس» واقعا این صنعت را متحول کرد. او این روزها شهرتش را مدیون کارگردانی فیلم‌های «جان ویک» John Wick است که کیانو ریوز نیز در آن‌ها به ایفای نقش پرداخت است. اما استاهلسکی اولین نفری است که اقرار می‌کند آن فیلم‌ها و بسیاری از فیلم‌های دیگر که او بر روی آن‌ها کار کرده است، بدون «ماتریکس» وجود نداشتند. او می‌گویند: “در آن زمان‌ صحنه‌های دعوا نسبت به تعقیب و گریز با ماشین، اسب، هلیکوپتر و قایق‌موتوری در اولویت دوم قرار داشت. اگر هم قرار بود صحنه‌ی دعوایی باشد، نبردی با یک تفنگ و یا در نهایت آرنولد شوارتزنگر Arnold Schwarzenegger بود که یک نفر را با دستانش خفه می‌کرد.”
۱۳-علاقه‌ی بی‌حد و مرز ما به Bullet Timeدر سال ۱۹۹۹ قبل از این که از این تکنیک به طور گسترده تقلید شود و به یک تکنیک قدیمی تبدیل شود، صحنه‌های bullet time (نوعی از جلوه‌‌های ویژه که از جدا کردن یک دوربین از نظر زمان و مکان از سوژه‌ی بصری به دست می‌آید) «ماتریکس» بی‌نظیر بود. این تصاویر اثباتی برای این بود که دیگر نمی‌توانیم به مغزمان برای تحلیل شبیه‌سازی‌های تصویری اعتماد کنیم. بیشتر فیلم‌های لایو-اکشن استودیویی بزرگ ذاتا فرقی با فیلم‌های انیمیشنی ندارند، البته که فیلم‌های انیمیشنی هم روز به روز بیشتر سه‌بعدی شده و واقعی‌تر می‌شوند. در حقیقت bullet time همانند نقطه‌ی تلاقی است، میان انسان و غیر انسان و واقعی و ساختگی. این تکنیک به ما کمک می‌کند تا یاد بگیریم به مغز خودمان اعتماد نکنیم.
این مطلب برگرفته از نوشته‌ای در سایت www.vulture.com بوده است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید