بازی رابین ویلیامز Robin Williams در نقش جان کیتینگ John Keating به یکی از به‌یادماندنی‌ترین بازی‌های او تبدیل شد. این درام که داستان دانش‌آموزان یک مدرسه‌ در سال ۱۹۵۹ را روایت می‌کند، هنوز هم حرفی برای گفتن دارد. برای شما ۱۰ نکته‌ی قابل‌توجه فیلم «انجمن شاعران مرده» Dead Poets Society را نوشته‌ایم، فیلمی که اکران آن به دوم جوئن سال ۱۹۸۹ برمی‌‌گردد.

۱-این فیلم تا حدودی بر اساس زندگی فیلم‌نامه‌نویسش ساخته شده است.«انجمن شاعران مرده» بر اساس فیلم‌نامه‌ای از تام شولمن Tom Schulman ساخته شده است. بااینکه این فیلم‌نامه اولین اثر او بود که به هالیوود فروخت، اما اولین فیلم‌نامه‌‌ای که نوشته بود به‌حساب نمی‌آمد. داستان این فیلم‌نامه بر اساس تجربیات خود او در آکادمی مونتگومری بل Montgomery Bell Academy در نشویل، تنسی Nashville, Tennessee نوشته شده است. بسیاری از شخصیت‌های فیلم هم از روی افرادی در زندگی واقعی نوشته شده‌اند.
۲-استودیو می‌خواست این فیلم را در قالب یک کمدی جلوی دوربین ببرد.
برای این فیلم حتی عنوانی هم انتخاب شده بود: The Sultans of Strut. ظاهراً قرار بوده این فیلم چیزی شبیه «شهرت» Fame از آب درآید.
۳-در ابتدا قرار بود کارگردانی این کار را کارگردان REVENGE OF THE NERDS بر عهده بگیرد.قبل از اینکه پیتر ویر Peter Weir برای این کار انتخاب شود، قرار بود کارگردان Revenge of the Nerds، جف کنیو Jeff Kanew بر سر این کار بیاید. کینو برای این نقش لیام نیسون Liam Neeson را در نظر داشت، اما استودیو رابین ویلیامز را برای این نقش می‌خواست. ویلیامز به نظر می‌رسد مشتاق به کار کردن با کنیو نبود و آن‌ها از همان روز اول فیلم‌برداری به مشکل خوردند.
استودیو ویلیامز را برای این نقش می‌خواست و ویلیامز هم حاضر به همکاری با این کارگردان نبود. روز اول کار همه‌چیز آماده‌ی فیلم‌برداری بود، اما ویلیامز بر سر صحنه‌ی فیلم‌برداری نیامد. بااینکه او هیچ‌وقت با فیلم به‌طور کامل موافقت نکرده بود، اما دیزنی Disney در نظر داشت به‌مرورزمان و با پیشرفت کار او را متقاعد کند. بعدازاینکه او بر سر صحنه ظاهر نشد تولید فیلم متوقف شد.
۴- قرار بود داستین هافمن به‌طور هم‌زمان کارگردان و بازیگر این فیلم باشد.
بعد از کنیو داستین هافمن Dustin Hoffman به‌عنوان کارگردان و بازیگر نقش کیتینگ انتخاب شد، اما مشکلات برنامه‌ریزی و دعواهایی در مورد تاریخ شروع کار وجود داشت. درنهایت استودیو تصمیم گرفت فیلم را به پیتر ویر که پیش از آن شش بار موفق به کسب نامزدی جایزه‌ی اسکار Oscar شده بود، بدهد.
۵- در فیلم‌نامه جان کیتینگ به بیماری سرطان مبتلا است.فیلم به‌جز یک صحنه که پسرها متوجه بیماری کیتینگ می‌شوند، کاملاً به فیلم‌نامه‌ی شولمن وفادار است. این صحنه قرار بود به مخاطب نشان دهد که چرا کیتینگ به دنبال معنی دادن به هرروز است؛ اما ویر فکر می‌کرد فیلم بدون این صحنه قوی‌تر است. ویر به شولمن گفته بود:”نیازی نیست همه‌چیز را توضیح دهیم!”
۶- فیلم‌برداری به علت بارش برف از جورجیا به دلاویر منتقل شد.
در ابتدا قرار بود فیلم در رم، جورجیا Rome, Georgia فیلم‌برداری شود، اما کارگردان برای نشان دادن حال و هوای یک مدرسه‌ی نیو انگلندی New England نیاز به برف داشت. ازآنجایی‌که ساخت برف بسیار گران تمام می‌شد، فیلم‌برداری به دلاویر Delaware پر از برف منتقل شد.
۷- کارگردان بازیگران جوان فیلم را مجبور کرد باهم زندگی کنند.ازآنجایی‌که شخصیت‌های «انجمن شاعران مرده» در یک مدرسه‌ی شبانه‌روزی زندگی می‌کردند، ویر پسرها را مجبور کرد در یک اتاق باهم زندگی کنند تا بیشتر صمیمی شوند. او هم‌چنین آن‌ها را مجبور کرد فیلم‌ها، برنامه‌های رادیویی و موسیقی‌های دهه‌ی ۵۰ میلادی را بررسی کنند.
۸- غار استفاده شده در این فیلم واقعی نیست.
غاری که در آن این انجمن دور هم جمع می‌شوند یک غار واقعی نیست، بلکه دکور صحنه‌‌ای از جنس لاتکس است. بااین‌وجود بر اساس یک مکان واقعی، Wolf Cave در دلاویر، ساخته شده بود.
۹- فیلم در جلب نظر همه‌ی افراد، به‌خصوص منتقد مشهور راجر ایبرت، موفق نبود.بااینکه به‌طورکلی از «انجمن شاعران مرده» استقبال خوبی شد، اما بعضی منتقدین عقیده داشتند فیلم با احساسات مخاطب بازی کرده و ازنظر مفهومی بسیار سطحی بوده است. راجر ایبرت Roger Ebert به این فیلم دو ستاره داد و گفت: بااینکه بر غیرقابل‌اجتناب بودن آن بحثی ندارم اما به‌هرحال این معلم بی‌نظیر باید از مدرسه اخراح می‌شد و وقتی دانش‌آموزان به نشانه‌ی اعتراض بر روی میزهایشان ایستادند آن‌چنان تحت تأثیر قرار گرفتم که احساس تهوع به من دست داد.
۱۰-ایثن هاک مطمئن بود ویلیامز از او بدش می‌آید.
بازی با ویلیامز یکی از مهم‌ترین لحظات در زندگی کاری ایثن هاک ETHAN HAWKE بود ، بااین‌حال این بازیگر به‌تازگی گفته است که او و ویلیامز در حین فیلم‌برداری این فیلم رابطه‌ی کاری خیلی خوبی نداشتند. او درجایی گفته بود:”من می‌خواستم یک بازیگر مشهور بشوم، کتاب‌های استانیسلاوسکی Stanislavsky را خوانده بودم و کاملاً آماده‌ی ایفای نقشم بود. می‌خواستم در نقش خودم فرورفته و اصلاً دلم نمی‌خواست بخندم. هرچه بیشتر نمی‌خندیدم، ویلیامز عصبانی‌تر می‌شد.
ویلیامز من را مسخره می‌کرد و به مسخره می‌گفت: این یکی واقعاً دلش نمی‌خواد بخنده؛ و این کار او مرا بیش از قبل عصبانی می‌کرد. او متوجه نبود که من در تلاش بود بازی خوبی از خودم به‌جای بگذارم. ازآنجایی‌که او به‌طور مدوام در حال دست انداختن من بود، فکر می‌کردم که از من بدش می‌آید.”
این مطلب برگرفته از نوشته‌ی جوی لنزردورفر JOY LANZENDORFER در www.mentalfloss.com است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید