در اینترنت، صحبت های زیادی مبنی بر نا امیدکننده و بد بودن فیلم های تابستان ۲۰۱۶ شده است، برخی آن را یکی از بدترین فصل های اخیر سینما دانسته اند، درک این موضوع خیلی هم سخت نیست. با اینکه فیلم های پر فروشی چون «فراتر از پیشتازان فضا» و «در جستجوی دوری» در چند ماه اخیر بر روی پرده آمدند، ولی فیلم هایی که واقعاً و حقیقتاً خوب باشند کمتر دیده شده اند. در واقع تنها کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی، مردان خوب و کتاب جنگل تمام و کمال ما را راضی کردند، در دستی دیگر فیلم های زیادی نیز بودند که می توانستند خوب باشند ولی ما را نا امید، رها کردند.

چه دخالت استودیوها و چه کمبود خیال پردازیِ کارگردانان، در این فیلم های تابستانه،‌ از فیلم هایی با بودجه های سر به فلک کشیده تا فیلم هایی با بودجه های متوسط، باعث شده که این فیلم ها از پس توقعاتی که از آنها می‌رفته است بر نیایند. البته از مزخرفی مانند افسانه تارزان  که افتضاح به نظر می آمد و واقعاً افتضاح هم بود، نا امید نشدیم، زیرا که، انتظارش را داشتیم.

و اکنون نگاهی داریم به ۱۲ فیلمِ نا امیدکننده تابستان ۲۰۱۶

 

JASON-BOURNE-NASLOVNA-938x535

 

۱۲. جیسون بورن « Jason Bourne»

 

چیزی که در انتظارش بودیم:‌  مت دیمون نقش به یاد ماندنی خود را ۱۰ سال پس از شنای جیسون بورن به سمت آزادی، دوباره بازی می‌کند. وی بار دیگر با کارگردانِ «برتری بورن» و «اولتیماتوم بورن»، پُل گرین گرس همکاری دارد، و برای همین هیجان زده شدن، سخت نیست. این حتی بدون اشاره به هنرپیشه های نقش مکمل فوق العاده فیلم از جمله : تامی لی جونز، آلیشیا ویکندرز، ریز احمد و وینسنت کسل است. به علاوه این فیلم بورنی است پسا-اسنودن، چراهیجان زده نشویم؟  

 

چیزی که نسیبمان شد: فیلم، سرگرم کننده است ولی بدون شک ادامه ای است بسیار دیر هنگام، که توانایی توجیه وجودیِ فیلم را ندارد. درست است که صحنه های زد و خوردِ هیجان انگیزی دارد و مت دیمون هم هیچ برای نقش کلیدی فیلم کم نمی‌گذارد. ولی فیلم نامه، نوشته شده توسط گرین گرس و تدوینِ کریستوفر راس، همچون توطئه ای ناهمگون بر سر پوچیِ سیاست و تکنولوژی فیلم هستند.

 

 شاید بدترین اتفاق این است که، در حالیکه کَسل و جونز نقش های دهن پر کنی را ایفا می‌کنند،‌ ویک‍َندر بازیگر برنده اسکار، نقشی حاشیه ای با شخصیتی بسیار بی روح دارد، که هیچ کار جالبی تا پرده سوم انجام نمی‌دهد.

 

کاملا فیلم قابل قبولی است، اما پس رفتی ست از استانداردِ تعیین شده توسط سه گانه اصلی.

OG

 

۱۱. اطلاعات مرکزی «Central Intelligence»

 

چیزی که در انتظارش بودیم:‌دوِین جانسون (راک) و کوین هارت در فیلمی حادثه ای و دوستانه ظاهر می‌شوند، احتیاج نیست چیزی بیش از این بدانید!  

 

چیزی که نسیبمان شد: این فیلم نیز فیلمِ بدی نیست ولی واقعاً معمولی است. دیدن دوین جانسون همیشه جالب است و رابطه اش با کوین هارت در این فیلم، بر خلاف صحنه های بی روح فیلم،  بسیار خوب کار کرده است. ولی در کل، به نظر می آید تلاش چندانی برای فیلم صورت نگرفته است.

 

داستان فیلم چنان بی محتواست که حتی قبل از پایان فیلم نیز آن را فراموش می‌کنید، صحنه های زد و خورد و هیجان انگیز فیلم نیز به یاد ماندنی نیستند و از لحاظ بصری بسیار معمولی اند، فیلم در واقع حول دوست داشتنی بودن دو هنرپیشه اولش و رابطه این دو(در بازی) با هم می‌چرخد.  

حتی قسمت جیسون بیت من و ملیسا مک کارتی هم نمی‌تواند به فیلم انرژی دهد، شاید از آن فیلم هایی باشد که باید صبر کنید و در نت فلیکس تماشایش کنید.

 

maxresdefault

۱۰.  لاکپشت های نینجای نوجوان :‌ خارج از سایه ها «Teenage Mutant Ninja Turtles: Out Of The Shadows»

 

چیزی که در انتظارش بودیم:‌ با اینکه بسیاری از اول منتظر یک شکست بودند، خارج از سایه ها، در زمان بازاریابی، توقعاتی را برانگیخت.  به نظر می‌رسد که فیلم، با اضافه کردن: بیباپ، راک استدی، کِیسی جونز، کرنگ و بکستر استوکمن به داستان، نسبت به فیلم اصلی به خواست طرفدارانش، توجه بیشتری کرده است. به نظر می‌رسد که کاملا مشخص است که فیلم، فیلمی است پر سر و صدا و سرگرم کننده.

 

چیزی که نسیبمان شد: ولی فیلم مشخصاً گنگ و متناوباً سرگرم کننده است، کلاً، چندان چنگی به دل نمی‌زند،‌ حتی با اینکه از فیلم اصلی خیلی بهتر از آب درآمده است.

میکی (مایکل انجلو) دیگر خیلی مگان فاکس را اذیت نمی‌کند و با اینکه، طرفداران فیلم در اکثر مواقع سرگرمند، ولی داستان فیلم به طرز زجرآوری طولانی است (۱۱۲ دقیقه)، طنز فیلم گاهی موفق و گاهی ناموفق است و کرنگ (تبهکار داستان) هم بسیار کمرنگ ظاهر می‌شود.

فروش کم فیلم هم شاید نشانی بر اتمام کار این مجموعه باشد، دیگر کرنگی در کار نیست. خیلی بد شد!‌

 

independence_day_resurgence_ver14_xlg-1200x558

۹.  روز استقلال: بازخیز «Independence Day: Resurgence»

 

چیزی که در انتظارش بودیم:‌ با اینکه کسی توقع نداشت که فیلم مثل فیلم اصلی باشد ولی همچنان به نظر می رسید که بازخیز، یکی از فیلم های جالب  رولند امریش خواهد بود: بامزه، با صحنه هایی چشم نواز و خود آگاهیِ شگفت آور (دوست دارند که نشانه ها را نمایش دهند). و صد البته حضور جف گلدبالم و بیل پُل من هم در فیلم، به اندازه کافی تائید کننده است.  

 

چیزی که نسیبمان شد: درست است که تخریب ها در مقیاس بالا بسیار هیجان انگیزند، و گلدبالم هم به شخصه چاشنیِ مناسبی برای پیشرفت پروسه ی داستان است. ولی تقریباً تمامی کاراکترهای جدید و جوان حوصله سر برهستند و همه چیز به کندی پیش می‌رود. چندین شخصیتِ بی ربط و چینی (اهل چین) به داستان اضافه شده اند که احتمالاً تنها برای جذب بازار چین بوده است. و امریش چندین صحنه ی بالقوه به یاد ماندنی را با کوتاه کردن داستان و سریع رد شدن از روی آنها نا کار می‌کند. (مثل همان صحنه مرگ)

متاسفانه فیلم زمینه را برای ساخت فیلم سوم هم محیا می‌کند، ولی با توجه به فروش متوسط فیلم تا کنون، شاید این اتفاق هرگز رخ ندهد.

nysm2

 

۸. اکنون مرا می بینی ۲ «Now You See Me 2»

 

چیزی که در انتظارش بودیم:‌ اکنون مرا می بینی (۲۰۱۳) مثال خوبیست از فیلمی قوی که در پرده ی سومِ غیرمتقاعد کننده اش، در هم می‌شکند. طرفداران این فیلم امیدوار بودند که فیلم بعدی این مشکلات را بر طرف کند. اضافه شدن لیزی کپلن و دنیل رادکلیف، نیز این توقعات را پربارتر کرد.

 

چیزی که نسیبمان شد: فیلم دنباله ای است، قابل تقدیر برای فیلم اصلی، با تصویرهایی خلاقانه، هنرپیشگانی با ارتباطی فوق العاده و بازی ردکلیف که گه گاه تمامی توجهات را به خود جلب می‌کند، اما فیلم، دوباره اشتباه فیلم اول را مرتکب می‌شود.

 

اگر پره برداری فیلم اول از حقیقت برایتان قابل هزم نبوده مواظب باشید لقمه بزرگی که فیلم دوم برداشته در گلویتان نپرد. چرخش داستان در فیلم دوم به گونه ایست که اتفاقات فیلم اول کاملا منطقی و ممکن به نظر می‌رسند.

 

درست زمانی که به نظر می‌رسید که فیلم کاملا طبیعی در حال پیش رفت است، بی باکانه به سویی احمقانه می‌چرخد، سویی که بی شک، هیجانِ بسیاری را برای دیدن سومین فیلم این مجموعه از بین برده است.

 

 

 

maxresdefault1

 

۷. رچت و کلنک «Ratchet and Clank»

 

چیزی که در انتظارش بودیم:‌ اقتباسی از بازیِ کلاسیک و ویدیوئی، که توسط نویسنده ی بازی، نوشته شده و صداگذاران شخصیت های بازی، صدا گذاری نقشهای فیلم را نیز بر عهده گرفته اند. آیا این فیلم یکی از نایاب ترین گونه هایست که از بازیهای ویدیوئی اقتباس شده و در رده بندی سایت راتن تومیتوز امتیاز بالایی خواهد گرفت؟

 

چیزی که نسیبمان شد: ممکن است که بدترین فیلم در نوع خود نباشد، ولی مطمئنن لوس ترین آنهاست. اگر این تابستان رچت و کلنک ۴ را بازی کرده اید، اصلا طرف این فیلم نروید. ممکن است با توجه به استفاده از تصویرهای بریده شده از بازی، تمامی تصورات خوبتان از بازی را از بین ببرد (شاید هم بازی از تصویرهای فیلم استفاده کرده و قبل از آن به بازار آمده است) این تصویرهای بریده بریده بدترین قسمت بازی هستند.

 

درست است که در تئوری همه چیز خوب به نظر می‌رسد ولی داستانی بسیار کسل کننده است، و طنزی بچه گانه و لوس دارد. نقش کوتاه سیلوستر استالون در فیلم یکی از عجیب ترین بازی های سال است. تنها پال جیوماتی است که بازی خوبی از خود به عنوان رئیس درک، ارائه داده است.

the-secret-life-of-pets-2016-movie-poster2

 

۶. زندگی پنهان حیوانات خانگی «The Secret Life Of Pets»

 

چیزی که در انتظارش بودیم:‌ آخرین فیلم، از سازندگان «من نفرت انگیز»، حول رفتار حیوانات خانگی در نبود صاحبانشان می‌چرخد. لوئیس سی کی صداگذارِ سر دسته و کوین هارت صداگذارِ‌ خرگوش دیوانه داستان هستند. من که حتماً دلم می‌خواهد فیلم را ببینم!

 

چیزی که نسیبمان شد: به راحتی می‌توان نمره ۵ از ۱۰ را به این فیلم داد،‌ ممکن است که حیوانات خانگی پرستار های خوبی برای بچه ها باشند، ولی اگر صادق باشیم، این فیلم می‌توانست فیلمی بامزه باشد، و بداهه گویی بی نظیری از حیوانات داشته باشد، ولی در عوض مجبور شدیم با فیلمی معمولی با تصویر سازیِ بسیار عادی کنار بیاییم، فیلمی که احتمالاً تا آخر سال فراموش خواهد شد.

احتمالاً این فیلم تولید شده است، تا وقت بیشتری برای ایده پردازی برای من نفرت انگیز ۳ یا فیلمی دیگر پیدا شود، نمی‌شود فکر دیگری کرد. منتقدین غیرمنصفانه با این فیلم خوب بودند (امتیار ۷۴٪ در راتن تُمیتوز)، ولی به نظر من این فیلم یک فرصتِ از دست رفته ی بزرگ است.

x-men-wallpaper-10

 

 

۵. مردان ایکس: آخرالزمان «X-Men: Apocalypse»

چیزی که در انتظارش بودیم:‌ برایان سینگر برای چهارمین بار عهده دار مردان ایکس می‌شود، و اسکار ایزاکِ فوق العاده را برای بازی تبهکار بزرگ فیلم، آپوکالیپس، برمی‌گزیند. نسخه های جوان و جدیدِ سایکلاب، جین گرِی، نایت کرالر (شبگرد) و استورم به همراه سایلاک و انجل و دیگران وارد گود می‌شوند. حتی ولوُرین هم به گونه ای در فیلم حضور دارد!

 

چیزی که نسیبمان شد: فیلم بدی نیست، اما پس رفتی شدیدی نسبت به روزهای گذشته آینده دارد، تبهکارانِ به نامش را خوب نمایش نمی‌دهد، هنرپیشگان جوانش را نیز همین طور. سوفی ترنرهم بدترین انتخاب برای بازیِ جین گری است.

فیلمی بسیار معمولی و شدیداً طولانی است، داستان را با عجله تعریف می‌کند و تنها یک صحنه ی اکشنِ به یاد ماندنی (کوئیک سیلور به صحنه باز می‌گردد) و فیلم با کشت و کشتاری اضافه بر سازمان، و سی.جی.آی (گرافیک کامپیتری) نما تمام می‌شود. درست است که نقش کوتاه وُلورین خیلی جالب بود، ولی قسمت های مربوط به او کاملا اضافه و بی هوده بودند.  

بد نیست، ولی مشخصاً بینندگان و منتقدین از این مجموعه خسته شده اند، و کاری بسیار مبتکرانه و خلاق برای نجات این کشتیِ در حال غرق شدن (و فیلم بعدی) لازم است.

 

 

Free-State-of-Jones-teaser

 

۴. دولت آزاد جونز «Free State Of Jones»

 

چیزی که در انتظارش بودیم:‌ بازگوییِ داستان نیوتن نایتزِ(شوالیه)  شورشی در برابر کنفدراسیون، با بازی متیو مک کانِهی و گوگو مباتا-را، که توسط گری راس – که نامزد چندین جایزه اسکار بوده- نوشته و کارگردانی شده است. نامزد جایزه اسکار بودنِ این فیلم بدیهی به نظر می‌رسد.

 

چیزی که نسیبمان شد: با وجود تلاش متیو برای ارائه ی بهترین بازی ممکن، و نشان دادن قدرتمند و متقاعد کننده بودن، این فیلم تصویری بی اندازه کسل کننده از داستانی واقعی و جذاب است، و ۱۳۹ دقیقه ی فیلم بیش از حد طولانی به نظر می‌رسد.

چندین صحنه ی زد و خورد و اکشنِ قابل قبول در فیلم وجود دارد، ولی طولانی بودن آنها بی اندازه خسته کننده است، کارگردانی راس هم به طرز شگفت آوری ضعیف است. فیلمبرداریِ فیلم نیز گویی برای تصویب در تلویزیون انجام شده است.

غم انگیزترین مورد درباره ی فیلم، این است که یک نفر، ۵۰ میلیون دلار برای ساخت این فیلم هزینه کرده و ثروتی هنگفت را از دست داده است. متاسفانه باید فیلم را به مثابه ی شکست خورده ای در اسکار انگار کنیم.

 

BATMANKILLINGJOKEBANNER

 

 

۳. بتمن: شوخی مرگبار «Batman: The Killing Joke»

 

چیزی که در انتظارش بودیم:‌ این فیلم، اقتباسی از یکی از معروف ترین کتابهای کمیک بتمن است،‌ و تا به امروز، اولین انیمیشن ساخته شده، با رده بندی آر (افراد زیر ۱۷ سال تنها با حضور همراه می‌توانند فیلم را ببینند) است. کوین کُن رویِ بی بدیل و مارک همیل به صحنه باز میگردند تا صدای بتمن و جوکر باشند. حتما نباید طرفدار پروپا قرص کتابهای کمیک دی.سی باشید که برای دیدن فیلم سر از پا نشناسید.

 

چیزی که نسیبمان شد: تلاشی بی هوده و عبث که مقدمه ای بی مورد را به فیلم اضافه می‌کند، معرفیِ رابطه ای عاطفی و شدید میان بتمن و باربارا گوردن که باربارا را به دختری ضعیف و فرمان بردار تبدیل می‌کند، و باعث می‌شود که مدتی طولانی، از رسیدن به جوکر داستان باز بمانیم.

تمامی قسمت های مربوط به جوکر با وجود انیمیشِ مبتدی فیلم بسیار خوب کار شده اند، مخصوصاً نکته اصلیِ داستان را بسیار زیبا نمایش داده اند. ولی خدای من، این فیلم واقعا نا امید کننده است، پراست از، باز خوانی های ضعیف و خلاقیت های نا مناسب. واقعا چگونه توانستند این فیلم را خراب کنند؟

 

SS

۲. جوخه خودکشی «Suicide Squad»

 

چیزی که در انتظارش بودیم:‌ این فیلم قرار بود سرپوشی باشد برای فیلم بتمن در برابر سوپرمن. قرار بود سرگرم کننده و پر از شخصیت های جالب باشد. جَرد لِتوس به عنوان جوکر داستان معرفی شود تا ماجراهایشان با بتمن را در آینده رقم بزنند، و در واقع چیزی شوند شبیه به، نگهبانان کهکشان.

 

چیزی که نسیبمان شد: فیلمی که گاه گاه سرگرممان می‌کند، نقصان ابر قهرمان های فیلم به همراه انتخاب بیش از حد موزیک تلنگری ست برای مخاطبان. اینها همه پیش از آشکار کردن صحنه های مینیمال و نخ نمای داستان اتفاق می‌افتد، صحنه هایی که دو تبهکار وحشتناکِ داستان را بر سر جوخه رها می‌کنند.

 

درست است که بازی ها بسیار خوب هستند ( البته به جز کارا دلوینگ که واقعا افتضاح است)، ولی هیجان و اکشن داستان بسیار کم است و پرده سوم هم که فاجعه بار است و در کل فیلم واقعاً نا انید کننده از آب درآمده است.

باید منتظر نسخه نهایی (حتما باید نسخه نهایی موجود باشد) باشیم، شاید آن کمی چیز ها را بهبود بخشد.

 

Warcraft-2016

 

 

۱. وارکرفت «Warcraft»

 

چیزی که در انتظارش بودیم:‌ هر کس این موضوع را قبلاً شنیده دستش را بالا بیاورد،‌ وارکرفت فیلمی است که بلاخره طلسم فیلم های ساخته شده از روی بازی های ویدئویی را خواهد شکست و امتیاز بالایی در نقد های خود خواهد گرفت.

با هنرپیشگانی مناسب و هماهنگ و کارگردانی چون دانکن جونز (کارگردان فیلم ماه و سورس کد)، که دستی نیز در بازی های ویدئویی و شرکت بلیزارد دارد.

 

چیزی که نسیبمان شد: به سادگی می‌توان گفت که کسل کننده ترین فیلم تابستان بوده است. درست است که جلوه های کامپیوتریِ (سی. جی. آی) بسیار خوبی دارد، اما استفاده ی هولناکش از پرده سبز برای به نمایش کشیدن شخصیت های انسانی و صحنه آرایی حقیرانه و لباسهای محقرش،‌ این فیلم را بیش از آنکه انتظارش می‌رفت شبیه به فیلم های اووه بول می‌کند.

 

ممکن است طرفداران این مجموعه با استناد به مرجع هایشان با فیلم همراه شوند، اما بقیه مخاطبان از بی محتوایی، بی خلاقیتی و کلیشه ای بودن فیلم شگفت زده خواهند شد. حتی صحنه های زد و خورد هم افتضاح هستند،  هر کس اجازه پخش فیلم با حضور اسفناک آن گالم سنگی را داده است، حتما باید اخراج شود.

چینی ها به فروش فیلم کمک کردند و آن را از نابودی نجات دادند،‌ به نظر می‌رسد ادامه ای هم  برای فیلم در کار است.

 

 

بدترین های تابستان به نظر شما کدام فیلم ها بودند؟ نظرتان را با ما درمیان بگذارید.

 

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید